کد خبر: 1382513
تاریخ انتشار: ۱۱ مهر ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
سیدعبدالله متولیان
1 در میان فرایض دینی کمتر فریضه‌ای به اندازه امر به معروف و نهی از منکر با سرنوشت جمعی جامعه پیوند خورده است. این فریضه هنگامی که از سطح مسئولیت فردی فراتر می‌رود و به فرهنگ عمومی تبدیل می‌شود به ساز و کاری برای مراقبت جامعه از سرنوشت خویش تبدیل می‌شود. از همین منظر، می‌توان مفهوم «ملت مبعوث» را صورت اجتماعی و تاریخی این مسئولیت دانست. 

در میان فرایض دینی کمتر فریضه‌ای به اندازه امر به معروف و نهی از منکر با سرنوشت جمعی جامعه پیوند خورده است. این فریضه هنگامی که از سطح مسئولیت فردی فراتر می‌رود و به فرهنگ عمومی تبدیل می‌شود به ساز و کاری برای مراقبت جامعه از سرنوشت خویش تبدیل می‌شود. از همین منظر، می‌توان مفهوم «ملت مبعوث» را صورت اجتماعی و تاریخی این مسئولیت دانست. 
قیام امام حسین (ع) نیز در همین چارچوب قابل فهم است، قیامی که با هدف احیای امر به معروف و نهی از منکر و مقابله با انحرافی صورت گرفت که جامعه را از درون تهی کرده بود. تجربه کربلا نشان داد که فراموشی و واگذاری فریضه امر به معروف و نهی و تعطیل شدن مسئولیت اجتماعی در برابر انحراف می‌تواند به جایی برسد که جامعه در تشخیص حق و باطل دچار وارونگی شود و کار امت اسلام به جایی برسد که به قصد قرب الهی و با وضو بر فرزند پیامبرشان به جرم خروج از دین شمشیر کشیده و بر بدن مطهرش با اسب تاختند. وقتی جامعه از نظارت اخلاقی و مسئولیت عمومی فاصله بگیرد، حتی حقیقت‌های آشکار نیز می‌توانند در میدان روایت و تبلیغات وارونه شوند. 
از این منظر، حضور اجتماعی مردم در عرصه عمومی زمانی به سرمایه اجتماعی تبدیل می‌شود که افراد خود را نسبت به سرنوشت عمومی مسئول بدانند، از مسئولان مطالبه کنند، بر عملکرد آنان نظارت داشته باشند و در عین حال، منافع عمومی و انسجام اجتماعی را نیز پاس بدارند. چنین حضوری، هم «حق مطالبه» را به رسمیت می‌شناسد و هم «مسئولیت اجتماعی» را. اما امر به معروف اجتماعی نباید با نفی نقد، مخالفت یا تکثر دیدگاه‌ها اشتباه گرفته شود. جامعه‌ای که مسئولیت‌پذیر است، هم از حقوق عمومی دفاع می‌کند و هم خطا‌های ساختاری و مدیریتی را می‌بیند. مطالبه‌گری، زمانی به سرمایه اجتماعی تبدیل می‌شود که با انصاف، عقلانیت و شناخت دقیق مسئله همراه باشد، وگرنه ممکن است خود به عاملی برای فرسایش اعتماد عمومی تبدیل شود. 
در سال‌های اخیر به‌ویژه در جنگ اخیر، ادبیات سیاسی و رسانه‌ای دشمن بار‌ها در شیپور «جنگ روایت»، «جنگ شناختی»، «دوقطبی‌سازی»، «ناامیدسازی» و تلاش برای ایجاد شکاف میان جامعه و حاکمیت دمیده است. فارغ از ارزیابی میزان اثرگذاری هر یک از این موارد، یک واقعیت راهبردی روشن است: جامعه‌ای که نتواند میان نقد واقعیت، روایت‌سازی و عملیات روانی دشمن تمایز بگذارد، در معرض خطای محاسباتی قرار می‌گیرد. در مقابل، جامعه‌ای که واقعیت را با تجربه و آگاهی خود می‌سنجد، کمتر به آسانی تحت تأثیر روایت‌های یک‌سویه قرار می‌گیرد. از همین رو، یکی از مهم‌ترین تهدید‌ها در شرایط بحرانی، تبدیل اختلاف‌نظر‌ها و برخی اشتباهات (سهوی یا حتی عمدی) برخی مسئولان به شکاف اجتماعی باشد. نقد مسئولان و مطالبه اصلاح، بخشی از سلامت جامعه است، اما تبدیل و تعریف هر خطا به نشانه فروپاشی، یا تبدیل هر دفاع به انکار مشکلات هر دو می‌تواند جامعه را از امکان گفت‌وگوی عقلانی و پیش‌برنده دور ساخته و به انسجام اجتماعی آسیب برساند. هیچ جامعه‌ای بدون نقد زنده نمی‌ماند و هیچ جامعه‌ای نیز با درک غلط از شرایط حاکم بر کشور و نفی مداوم ظرفیت‌های خود، نگاه نقطه‌ای و محدود به جای نگاه راهبردی، برجسته‌سازی ضعف‌ها و اشتباهات مسئولان و به محاق بردن دستاورد‌ها و پیروزی‌ها نمی‌تواند آینده‌ای باثبات بسازد. 
در این میان، مسئولیت صاحبان قلم، تریبون و رسانه بسیار سنگین است. رسانه می‌تواند هم امکان نقد و مطالبه‌گری را حفظ کند و هم در پیشگیری از تبدیل اختلافات طبیعی جامعه به دشمنی‌های پایدار مؤثر باشد. وظیفه رسانه فقط دفاع یا اعتراض نیست، مهم‌تر از آن، کمک به جامعه برای «درست دیدن» و «غلبه بر جنگ شناختی و ادراکی دشمن» است. شاید معنای عمیق‌تر امر به معروف اجتماعی نیز همین باشد: جامعه خیر عمومی را به حال خود رها نکند، اما برای پاسداری از آن، عقلانیت و اخلاق را نیز کنار نگذارد. «ملت مبعوث» پیش از آنکه عنوانی برای یک حضور خیابانی باشد، تصویری روشن از جامعه‌ای است که سرنوشت خود را به دیگری واگذار نمی‌کند، جامعه‌ای که مطالبه می‌کند، نقد می‌کند، مراقبت می‌کند و در عین حال، مسئولیت حفظ سرمایه اجتماعی و آینده مشترک خود را نیز خود بر عهده می‌گیرد. 
امر به معروف و نهی از منکر، در این معنا، از یک فریضه فردی به فرهنگ مراقبت جمعی ارتقا می‌یابد. فرهنگی که در آن مردم نه تماشاگر سرنوشت خویش بلکه صاحبان مسئولیت در برابر آن هستند. ماندگاری چنین جامعه‌ای نه به سکوت در برابر خطا بلکه به توانایی آن در جمع کردن سه عنصر مطالبه‌گری، اخلاق و انسجام وابسته است؛ و شاید «ملت مبعوث» دقیقاً از همین نقطه آغاز شود: ملتی که نه سرنوشت خود را رها می‌کند و نه برای پاسداری از آن، عقل و اخلاق را کنار می‌گذارد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار