پیام رهبر انقلاب در آغاز سال تحصیلی را نمیتوان در حد یک پیام مناسبتی برای بازگشایی مدارس و دانشگاهها دید. نقطه آغاز پیام کلاس درس است، اما مسئله اصلی آن آینده ایران است. پیام رهبر انقلاب در آغاز سال تحصیلی را نمیتوان در حد یک پیام مناسبتی برای بازگشایی مدارس و دانشگاهها دید. نقطه آغاز پیام کلاس درس است، اما مسئله اصلی آن آینده ایران است. سخن از نسلی است که قرار است در سالهای آینده مسئولیت این کشور را بر عهده بگیرد و میزان توانایی، دانش، اخلاق، هویت و روحیه مسئولیتپذیری آن، بخشی از سرنوشت ایران را رقم خواهد زد. از این منظر، سال تحصیلی جدید صرفاً آغاز یک دوره آموزشی نیست؛ آغاز مرحله دیگری از فرایند ساختن انسان و در نهایت ساختن آینده کشور است.
این نگاه زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که آینده کشور را در شرایطی ببینیم که مسائل اقتصادی، علمی، فرهنگی، اجتماعی و امنیتی، بیش از گذشته به نیروی انسانی توانمند نیاز دارند. کشوری که میخواهد مستقل بماند و قدرت تصمیمگیری و پیشرفت خود را حفظ کند، نمیتواند صرفاً به داشتههای امروز تکیه کند. بخشی از قدرت آینده در کلاسهای امروز ساخته میشود. به همین دلیل، تأکید پیام بر «شکستن مرزهای دانش» و رسیدن به قلههای پیشرفتساز را باید فراتر از توصیهای برای بهتر درس خواندن فهم کرد. علم در اینجا یکی از پایههای قدرت ملی است، اما علمی که باید از مرحله دانستن عبور کند و به توانستن، حل مسئله و تولید ظرفیت واقعی برای کشور برسد.
از همین جا، پیام یک مرزبندی مهم نیز ایجاد میکند: آموزش نباید به حفظ مطالب و گرفتن مدرک محدود شود. نسل آینده به انسانهایی نیاز دارد که درست فکر کنند، مسئله را بشناسند، قدرت تحلیل داشته باشند و بتوانند برای مشکلات راهحل تازه پیدا کنند. تأکید بر ابتکار و خودافزایی در واقع ناظر به همین ضرورت است. مدرسه و دانشگاه زمانی میتوانند نقش خود را در آینده کشور ایفا کنند که خروجی آنها فقط فارغالتحصیل نباشد، بلکه انسانهایی باشند که توانایی اندیشیدن، ساختن و مسئولیت پذیرفتن دارند.
اما در منظومه پیام، علم به تنهایی کافی نیست. «علم و تقوا»، «دانایی و توانایی» و «امید و اخلاق» در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. این ترکیب، تصویر انسان مطلوب را روشن میکند. قدرت علمی اگر از اخلاق و مسئولیت جدا شود، الزاماً در خدمت جامعه قرار نمیگیرد. از سوی دیگر، اخلاق و ارزشها نیز بدون دانش و توانایی، ظرفیت کافی برای حل مسائل پیچیده کشور ایجاد نمیکنند. مسئله، انتخاب میان علم و ایمان نیست، مسئله ساختن انسانی است که بتواند این دو را در کنار یکدیگر به کار گیرد.
در همین چارچوب، هویت به مفهوم هویت ایرانی و اسلامی نیز در برابر پیشرفت قرار نمیگیرد. پیام از یک سو نسل جدید را به فتح قلههای علمی دعوت میکند و از سوی دیگر بر هویت ملی، زبان، عزت و استقلال فرهنگی تأکید دارد. معنای این ترکیب آن است که ایران آینده باید هم پیشرفته باشد و هم ریشهدار. پیشرفت زمانی به قدرت پایدار تبدیل میشود که نسبت آن با هویت ملی تعریف شده باشد، و جامعه نسبت به هویت و تواناییهای خود احساس بیگانگی نکند.
پیوند پیام با شهیدان نیز در همین منطق معنا پیدا میکند. آغاز سال تحصیلی در کنار یاد دانشآموزان، دانشجویان، معلمان و استادانی قرار گرفته است که در دفاع مقدس و جنگ تحمیلی ۱۲روزه و ۴۰روزه به شهادت رسیدهاند. اینجا شهید صرفاً یک تصویر برای مناسبت نیست. مسئله انتقال تجربه از یک نسل به نسل دیگر است. همان نسلی که روزی در کلاس درس نشست، در مقطعی از زندگی مسئولیت خود را در قبال کشور تشخیص داد و به آن عمل کرد. نسل امروز نیز باید مسئولیت زمان خود را بشناسد. بنابراین، جای خالی شهیدان در کلاس، نباید فقط روایت فقدان باشد، میتواند یادآور مسئولیتی و تعهدی باشد که به نسلهای کنونی و آینده منتقل شده است؛ و بالاخره اینکه، توجه به معلم و استاد، حلقه تکمیلکننده منظومه مد نظر مقام معظم رهبری در پیام است. اگر آینده کشور در گرو تربیت نسل جدید است، نمیتوان از کسانی که این نسل را تربیت میکنند، عبور کرد. تأکید پیام بر شأن و معیشت معلم و استاد نشان میدهد که تکریم آنان نباید به تشریفات مناسبتی محدود شود. جامعهای که آینده خود را جدی میگیرد، باید نسبت به وضعیت کسانی که سازندگان آینده هستند، نیز حساس باشد. از منظر نگاه منظومهای به پیام رهبری، آینده ایران از کلاس درس آغاز میشود، اما در کلاس متوقف نمیماند. علم که رهبری شهید از آن به عنوان سلطان یاد کردند و آن را عامل تولید قدرت، ثروت و اعتبار تعریف کردند، باید به توانایی برای ساختن تبدیل شود، توانایی که با اخلاق همراه شود، پیشرفتی که بر پایه هویت استوار بماند، و در سایه انتقال تجربه نسلگذشته به نسل جدید، انسانهایی تربیت کنند که بتوانند مسئولیت آینده را بپذیرند. در این منطق، مدرسه و دانشگاه، «خانه دوم» و محیط ساختن انسان آینده است. مدرسه و دانشگاه صرفاً محل انتقال دانش و برگزاری کلاس نیستند، بلکه «خانههای علم و ادب» و «مأمن دانش و ادب و نشاط و امید» هستند، که انسان آینده و مدیران آینده پرورش پیدا میکنند.