پسر جوان پس از قتل مادرش به دلیل اختلاف بر سر پخت غذای گوشتی، تلفن همراهش را خاموش کرد و به کوههای غرب تهران گریخت و حدود ۳۰ روز در غارها و میان صخرهها مخفی شد جوان آنلاین: پسر جوان پس از قتل مادرش به دلیل اختلاف بر سر پخت غذای گوشتی، تلفن همراهش را خاموش کرد و به کوههای غرب تهران گریخت و حدود ۳۰ روز در غارها و میان صخرهها مخفی شد.
شامگاه پنجشنبه دوازدهم شهریورماه، زنی وحشتزده با پلیس تماس گرفت و از قتل دلخراش زن همسایهاش خبر داد. دقایقی بعد مأموران کلانتری ۱۱۸ ستارخان خود را به محل حادثه رساندند و در اتاق نشیمن ساختمان مسکونی با جسد زن میانسالی به نام ثریا روبهرو شدند. جسد زن در کنار یک آینه قدی و در حالی پیدا شد که آثار خون روی آینه و اطراف آن دیده میشد. با تأیید مرگ مشکوک، موضوع به بازپرس کشیک قتل اعلام شد و تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران برای بررسی ماجرا وارد عمل شدند.
فرار پسر جوان
بررسیهای اولیه و اظهارات ساکنان ساختمان نشان داد پسر جوان مقتول به نام یاشار، که مدتی بود همراه مادرش زندگی میکرد، پس از وقوع حادثه از محل گریخته است. همسایهها در تحقیقات گفتند ساعتی قبل از حادثه صدای مشاجره و درگیری میان مادر و پسر را شنیدهاند. لحظاتی بعد نیز صدای فریاد و درگیری به گوش رسیده و ساکنان ساختمان سراسیمه از خانههایشان خارج شدهاند. آنها در ادامه مرد جوانی را دیدهاند که با عجله از ساختمان خارج شده و شباهت زیادی به یاشار داشته است.
تحقیقات نشان داد ثریا هنگام وقوع حادثه مقابل آینه مشغول رنگ کردن موهایش بوده که ناگهان از پشت سر هدف حمله قرار گرفتهاست. زن میانسال بر اثر اصابت ضربات چاقو به ناحیه گردن و پشت، به شدت مجروح شده و در نهایت بر اثر خونریزی جان باخته بود.
مظنون فراری
در ادامه مشخص شد یاشار سالها در هلند زندگی میکرده، اما حدود یک سال قبل از این کشور اخراج شده و به تهران بازگشته بود. او پس از بازگشت، همراه مادرش زندگی میکرد. برادر او نیز در استرالیا زندگی میکند. با توجه به اظهارات همسایهها و شواهد بهدستآمده، تحقیقات برای یافتن یاشار آغاز شد، اما ردی از او به دست نیامد. بررسیهای فنی نیز نشان میداد پسر جوان پس از جنایت محل را ترک کرده و برای مخفی ماندن، به مکان نامعلومی گریخته است.
لو رفتن مخفیگاه
جستوجو برای یافتن متهم ادامه داشت تا اینکه صبح دیروز صاحب یک مهمانسرا در تهران با پلیس تماس گرفت و از حضور مرد جوانی با رفتار مشکوک خبر داد. بررسیها نشان داد مرد جوان با هویتی جعلی قصد داشت برای چند روز در مهمانسرا اقامت کند. صاحب مهمانسرا که به رفتار او مشکوک شده بود، ضمن در اختیار گذاشتن اتاق، موضوع را به پلیس اطلاع داد.
مأموران با حضور در مهمانسرا، مرد جوان را بازداشت کردند و در بررسیهای اولیه مشخص شد او همان یاشار، پسر مقتول و متهم فراری پرونده قتل ثریا است.
یاشار پس از انتقال به اداره آگاهی، در جریان تحقیقات به قتل مادرش اعتراف کرد و از ارتکاب این جنایت ابراز پشیمانی کرد. با دستور بازپرس جنایی، تحقیقات از متهم برای روشن شدن انگیزه و جزئیات این جنایت ادامه دارد.
قتل مادر به خاطر پخت غذا
قاتل ادعا میکند به خاطر اینکه گیاهخوار است همیشه با مادرش به خاطر پخت غذا اختلاف داشته و روز حادثه هم وقتی مادرش غذای گوشتی میپزد، عصبانی میشود و او را به قتل میرساند.
گفت و گو با متهم
یاشار، با مادرت اختلاف داشتی؟
بله، اختلاف داشتیم، اما هیچوقت فکر نمیکردم این اختلافات به جایی برسد که او را به قتل برسانم.
اختلاف شما بر سر چه موضوعی بود؟
من از دوران کودکی احساس میکردم مادرم بین من و برادرم تفاوت میگذارد. احساس میکردم مرا تحقیر میکند و توجه چندانی به من ندارد. این احساس همیشه با من بود.
یعنی همین احساس باعث شد تصمیم به قتل مادرت بگیری؟
نه. من حدود هشت سال در هلند زندگی میکردم. آنجا یوگا کار میکردم و مربی این رشته بودم. بهتدریج سبک زندگیام تغییر کرد و به گیاهخواری روی آوردم. سالها بود که اصلاً گوشت نمیخوردم و کاملاً گیاهخوار بودم. وقتی به ایران برگشتم، بر سر همین موضوع با مادرم اختلاف پیدا کردم. او معتقد بود این سبک زندگی، نوعی ادا و اطوار فرنگی است و به انتخاب و تفکرات من احترام نمیگذاشت. همین مسئله باعث میشد بارها بر سر پخت غذا با هم درگیر شویم و متأسفانه در نهایت یکی از همین اختلافها به قتل او منجر شد.
روز حادثه مادرت چه غذایی پخته بود؟
آن روز وقتی به آشپزخانه رفتم، دیدم غذایی درست کرده که گوشت زیادی داشت. فکر میکنم قرمهسبزی بود. بوی گوشت آزارم میداد و به مادرم اعتراض کردم. سر همین موضوع با هم مشاجره کردیم. مادرم بعد از آن مقابل آینه ایستاده بود که من عصبانی شدم، چاقویی از آشپزخانه برداشتم و با آن چند ضربه به او زدم.
بعد از قتل چه کردی؟
از ترس فرار کردم. برای اینکه پلیس نتواند مرا پیدا کند، تلفن همراهم را خاموش کردم و چند روزی در پارک چیتگر ماندم. بعد احساس کردم ممکن است شناسایی شوم، به همین دلیل به کوههای غرب تهران رفتم.
چرا کوه را انتخاب کردی؟
من کوهنورد هستم و مسیرها و کوههای آن منطقه را بهخوبی میشناختم. حدود ۳۰ روز در میان صخرهها و غارهای کوچک زندگی کردم. در این مدت گاهی حتی در هفته دو روز چیزی نمیخوردم و فقط از آب چشمه استفاده میکردم. بعضی وقتها برای چند ساعت به شهر یا بازارهای اطراف میرفتم، مقداری سیبزمینی و مواد غذایی گیاهی میخریدم و دوباره به کوه برمیگشتم.
چه شد که تصمیم گرفتی دوباره به تهران برگردی؟
هوا سرد شدهبود و دیگر ماندن در کوه برایم سخت بود. تصمیم گرفتم برای چند روز با هویت جعلی در یک مهمانسرا بمانم تا بعد درباره ادامه زندگیام تصمیم بگیرم.