از دورترین نقطه مرزی تا قلب تهران، این مأموران پلیس هستند که شب و روز برای برقراری نظم و امنیت تلاش میکنند، نیروهایی که تأمین امنیت برای آنان، یک وظیفه اداری نیست از دورترین نقطه مرزی تا قلب تهران، این مأموران پلیس هستند که شب و روز برای برقراری نظم و امنیت تلاش میکنند، نیروهایی که تأمین امنیت برای آنان، یک وظیفه اداری نیست، بلکه مأموریتی همراه با خطر دائمی است. امنیت در روزهای صلح با تهدیدهای مختلفی روبهروست و در دوران جنگ، این خطرها ابعاد دیگری پیدا میکند. در جنگ ۱۲ روزه و همچنین جنگ رمضان، مردم از نزدیک شاهد بودند که چگونه مدافعان امنیت، حتی در شرایطی که مراکز انتظامی هدف حملات قرار گرفته بود، مسئولیت خود را برای حفظ نظم و امنیت عمومی ادامه دادند. در این مسیر، شماری از نیروهای پلیس به شهادت رسیدند و گروهی نیز مجروح و جانباز شدند، اما مأموریت تأمین امنیت متوقف نشد.
هفته انتظامی فرصت مناسبی است تا از این تلاشها قدردانی کنیم، اما تقدیر از پلیس نباید فقط به پیامهای تبریک و مراسم محدود شود. قدردانی واقعی زمانی معنا پیدا میکند که حفظ جان و کرامت نیروهای پلیس، در تصمیمگیریها نیز به یک اولویت جدی تبدیل شود.
در استانهای پرخطر، بهویژه کرمان و سیستانوبلوچستان، مأموران انتظامی و مرزبانی با تهدیدهایی مواجهند که گاه مسلحانه و سازمانیافته است. مرزبان در شرایطی دشوار، کیلومترها دورتر از شهر و خانواده، وظیفهای را انجام میدهد که نتیجه آن برای مردم، امنیت و آرامش است. چنین نیرویی به تجهیزات متناسب با جغرافیا و سطح تهدید نیاز دارد، از خودروهای حفاظتی و تجهیزات فردی استاندارد گرفته تا سامانههای پایش و فناوریهای نوین.
نمیتوان انتظار داشت تهدیدها مدرن و پیچیده شوند، اما تجهیزات و شیوههای مقابله با آنها همچنان متناسب با گذشته باقی بماند. در مناطق پرخطر، نوع تجهیزات باید با واقعیت میدان هماهنگ باشد. استفاده از فناوریهای ماهوارهای، سامانههای پایش مرزی، تجهیزات حفاظتی و خودروهای مقاوم میتواند در کاهش خطر برای نیروها نقش مهمی داشته باشد. البته تجهیزات بهتنهایی کافی نیست. آموزش تخصصی و مستمر، آمادگی عملیاتی، امکانات درمانی و رفاهی و حمایت از خانواده نیروهایی که در مناطق سخت خدمت میکنند نیز بخشی از امنیت پایدار است.
از سوی دیگر، افزایش آسیبهای اجتماعی و اقتصادی نیز فشار بیشتری بر پلیس وارد میکند. پلیس سیاستگذار اقتصادی یا اجتماعی نیست، اما در بسیاری از موارد نخستین نهادی است که پیامدهای فقر، اعتیاد، حاشیهنشینی، خشونت و آسیبهای اجتماعی را در خیابان مشاهده میکند. بنابراین نمیتوان انتظار داشت پلیس بهتنهایی هزینه همه کاستیهای اجتماعی را بپردازد.
حفظ امنیت جامعه، بدون حفظ امنیت حافظان آن امکانپذیر نیست. هر مأموری که در مسیر انجام وظیفه جان خود را از دست میدهد، تنها یک عدد در آمار نیست، یک نیروی انسانی، یک تجربه عملیاتی و عضوی از خانوادهای است که داغدار میشود. در هفته انتظامی، در کنار تقدیر از پلیس، باید یک مطالبه روشن نیز مطرح شود: مدافعان امنیت را با ابزار و امکانات متناسب با مأموریتشان تنها نگذاریم. امنیت، هزینه دارد و مهمترین سرمایه آن، نیروی انسانی است. اگر جامعهای خواهان امنیت پایدار است، باید برای حفظ جان کسانی که در خط مقدم تأمین آن ایستادهاند، سرمایهگذاری پایدار و متناسب انجام دهد. تقدیر از پلیس زمانی کامل میشود که این حمایت، از کلام به عمل تبدیل شود.