پنتاگون و ستاد ارتش امریکا وظیفه دارند انواع سناریوهای ممکن و ناممکن را برای پروژههای نظامی در قبال کشورهای هدف امریکا تهیه کنند و ابعاد و پیامدهای آن را در نظر بگیرند پنتاگون و ستاد ارتش امریکا وظیفه دارند انواع سناریوهای ممکن و ناممکن را برای پروژههای نظامی در قبال کشورهای هدف امریکا تهیه کنند و ابعاد و پیامدهای آن را در نظر بگیرند و برآوردهای مالی آن را در تحقق اهداف احتمالی مورد بررسی قرار دهند. جنگ امریکا و رژیم صهیونی با ایران، یکی از بزرگترین شکستهای نظامی و حتی برخی طرحها در ۸۰ سال گذشته است که با تمامی عظمت و بزرگی توانمندیها و امکانات گوناگون، نه تنها به اهداف خود دست نیافته، بلکه در محاسبات «هزینه- فایده» و هر یک از سناریوها و بسیاری از تاکتیکها و راهبردهای عملیاتی نیز شکست خورده و با وضعیت «بازدارنده» مواجه شده است. این که امریکا با همه شاخصهای قدرت خود نمیتواند با روش نظامی و انواع سناریوها به براندازی در ایران دست یابد، یک «پدیده ویژه» است که شاید در بیشتر کشورهای جهان دستیافتنی نباشد و ناچار است دل به یک جنگ ترکیبی ببندد تا شاید آرزوی کینهتوزانه امریکایی- صهیونی در قبال براندازی ایران راه به جایی ببرد. البته این «پدیده ویژه» در اندازه کوچکتر برای رژیم صهیونی و مقاومت منطقهای نیز حادث و واقع شده و این رژیم نژادپرست با تمامی حمایتهای مطلق امریکایی و غربی هم نتوانسته در برنامه توسعهطلبی جغرافیایی خود و آرزوی اسرائیل بزرگ راه به جایی ببرد و سرافکنده باقی مانده است. دلیل این «پدیده قرن»، «مقاومت و پایداری و ایستادگی بر آرمانها و حقوق ما و مقاومت» است که بزرگترین شکست را نصیب امریکا و غرب، رژیم صهیونی و شرکای عرب آنها کرده است.
در پرونده ایران، امریکا راههای مختلف و سناریوهای نظامی گوناگون را در اتاقهای فکر و مراکز استراتژیک خود مورد بررسی قرار داده و هنوز هم در بنبست به سر میبرند و به بیان دیگر، راه خروج از این بحران خودساخته را در اختیار ندارند. یکی از سناریوهایی که در گوشه اتاقهای فکر نظامی و افراطی و وابسته به اندیشه صهیونی زمزمه میشود، بهکارگیری کلاهکهای هستهای تاکتیکی در برخی مراکز ایران است تا با شوک عملیاتی و روانی، روندهای نظامی جنگ و محاسبات سیاسی در ایران را تغییر دهند و از بنبست فعلی خارج شوند. ولی همین اتاقهای فکر هیچ تضمینی برای هدفگذاریهای خود ارائه نمیدهند و در پیامدهای این گزینه و سناریوی نظامی، معتقدند با این روش، «بهانه و راه را برای فرار هستهای ایران» فراهم میکنند و کنترل اوضاع در ایران را برای همیشه از دست خواهند داد و با یک ایران هستهای باید همزیستی کنند. سناریوی عملیاتی دیگر امریکاییها این است که باید به هر طریقی، تنگه هرمز را از دست ایران خارج کنند و برای آن طرحهای اولیه را هم به اجرا گذاشتهاند. آخرین طرح آنها، اشغال بخش شمالی دولت عمان و مشرف به تنگه هرمز است تا همسایه ایران شده یا در اداره تنگه شریک باشند یا با تکیه بر اشغالگری، امکان عقب راندن ایران از تنگه را کسب کنند.