در هر ستایشی شش آفت نهفته است که چهار آفت برای ستایشگر و دو آفت برای ستایششده است. گاهی ستایشگر در ستودن، زیادهروی کرده که به دروغگویی میانجامد. گاهى خود ستایشگر به آنچه مىگوید باور ندارد و به ریا و دورویى فرو مىغلطد جوان آنلاین: زبان یکی از نعمتهای بزرگ خدا و لطائف شگفت آفرینش انسان است. این عضو از نظر جسم کوچک و در جایگاه فرمانبری و سرکشی بسی بزرگ است. علمای اخلاق معتقدند زبان دارای میدانی گسترده است و در نیک و بد مجالی فراخ دارد فلذا پرهیز از آفات زبان بسیار حائز اهمیت است. ازاینرو در گزارش پیشرو براساس کتاب «اخلاق» تألیف علامه سیدعبدالله شُبَّر (ره) به آفات زبان پرداخته شده است. علامه شُبَّر (ره) از فقهای ژرفاندیش قرن سیزدهم هجری به شمار میآیند. آیتالله بهجت (ره) درخصوص ایشان فرمودهاند: «مرحوم شُبَّر، امیرالمؤمنین (ع) را خواب دید. آن حضرت به ایشان فرمود: «اُکتُب!» از آن وقت مشغول به نویسندگی شد؛ لذا تمام کتابهای او خوب است.» امید است گزارش پیشرو با عنایت حضرت حق مؤثر و مقبول افتد.
هرکس زبانش را به حال خود واگذارد و افسارش را رها نماید به تباهی و زیانباری گرفتار میشود؛ آفاتی که از زبان به انسان دست میدهد چنیناند:
اول: سخن گفتن مباح و بیهوده
سخن گفتن بیهوده تباه کننده عمر و دادن کالای عمر به کالای پست و بیارزشی، چون سخن بیهوده است و انسان به همین سبب حسابرسی خواهد شد. درمان این بیماری آن است که انسان بداند مرگ در پیش روی او قرار دارد و در برابر هر کلمهای پرسیده خواهد شد. بداند لحظاتی که هنگام سخن بیهوده گفتن از دست میدهد، سرمایه او هستند. درمان عملی نیز آن است که برخی سخنان لازم را نگوید تا به وارهاندن سخنان غیرضروری عادت کند.
دوم: سخن گفتن درباره گناهان
غوطهور شدن در باطل که همان سخن گفتن درباره گناهان است همچون حکایت حال زنان، توصیف مجالس شراب، احوال فِسق پیشگامان، نعمتمندی ثروتمندان و خودبزرگی پادشاهان. پیامبر (ص) میفرمایند: «گاهی انسان سخنی میگوید که همنشینان او میخندند ولی خودش بدینوسیله بیش از ستاره ثریا تا زمین فرو میافتد.» (المحجهالبیضا؛ ۵: ۲۷) و میفرماید: «روز رستاخیز خطای کسانی از همه فزونتر است که بیش از همه در سخن باطل غوطهور میشوند.» (المحجهالبیضاء؛ ۵: ۲۷)
سوم: مراء، مجادله و لجاجت در کلام
«مراء» آن است که کسى تنها براى اظهار زیرکى خویش و خوار شدن دیگرى به سخن کسى خُرده گیرد تا نقص آن را نمایان سازد و «مجادله» بیان عقیده و به کرسى نشاندن آن است. پیامبر (ص) مىفرماید: «هرکس بدون علم در مسئلهاى لجاجت ورزد تا زمانى که در آن حال است مورد خشم خداست.» (المحجهالبیضاء؛ ۵: ۲۱۱) و میفرماید: «هر کس درحالىکه حق با اوست از لجاجت و بگومگو دست کشد خانهاى در فراز بهشت براى او ساخته مىشود و هر کس درحالىکه بر باطل است لجاجت و بگومگو را وارهد خانهاى در میانه بهشت براى او ساخته مىشود.» (احیاءالعلوم؛ ۳: ۱۰۲)
چهارم: خصومت در سخن گفتن
«خصومت» عبارت است از لجاجت در سخن گفتن براى به دست آوردن مال یا حقى. خصومت دو گونه است: گاهى خود انسان آن را آغاز مىکند و گاهى اعتراضى است یعنى پیش از آن کلامى گفته شده و انسان در آن جدال مىکند. پیامبر (ص) مىفرماید: «مبغوضترین مردان نزد خدا انسان لجباز و خصومت گراست.» (الدُّر المنثور؛ سیوطی؛ ۱: ۲۳۹)
پنجم: ناسزا و بدزبانى
منشأ این صفت پلیدى و پستى است. پیامبر (ص) مىفرماید: «از ناسزاگویى بپرهیزید که خداوند ناسزاگوى بدزبان را دوست ندارد.» (المحجهالبیضاء؛ ۵: ۲۱۵) و مىفرماید: «مؤمن دیگران را طعن و لعن نمىکند و فحاشى و بدزبانى نمىکند.» (المستدرک حاکم؛ ۱: ۱۲) و مىفرماید: «بهشت بر هر ناسزاگویى حرام است که داخل شود.» (المحجهالبیضاء؛ ۵: ۲۱۵)
ششم: لعنت فرستادن (بهجز به بدعتگذار و دروغگو)
لعنت فرستادن ناپسند است. پیامبر اکرم (ص) فرمود: «مؤمن خصلت لعن کردن ندارد.» (المحجهالبیضاء؛ ۵: ۲۱۹) و فرمود: «لعنت و خشم خدا را براى هم نخواهید.» (المحجهالبیضاء؛ ۵: ۲۱۹). اما اگر کسى به سبب بدعتگذارى در دین مستحق لعنت شد، نهتنها لعنتش رواست بلکه واجب مىشود. خداى فرازمند دراینباره مىفرماید: «أُولَئِکَ عَلَیْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ الْمَلَائِکَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِینَ»؛ آنان مورد لعنت خدا و همه فرشتگان و مردماناند. [بقره/١٤١]همچنین پیامبر (ص) دروغگویان را لعنت مىکند: «خداوند لعنت کند دروغگو را اگر چه به شوخى دروغ بگوید.» (المحجهالبیضاء؛ ۵: ۲۲۱).
هفتم: لهو (حرف باطل) و غناء
قرآن مىفرماید: «اجتَنِبوا قَولَ الزورِ»؛ از سخن باطل بپرهیزید. [حج/٣٠]امام صادق (ع) فرمود: «منظور [ازگفتار باطل دراین آیه]غناء است.» و فرمود: «غناء، لانه نفاق است.» (الکافی؛ ۶: ۴۳۱) امام باقر (ع) نیز فرمود: «غناء از گناهانى است که خداوند براى آنها وعده آتش داده است» و آنگاه حضرت آیه ۳ سوره لقمان را تلاوت فرمود: «وَمِنَ لنَّاسِ مَن یَشتَرِی لَهوَ الحَدِیثِ لِیضِلّ عَن سَبِیلِ اللّهِ»؛ بعضى از مردم خریدار سخنان بیهودهاند تا به نادانى مردم را از راه خدا گمراه کنند. (الکافی؛ ۶: ۴۳۱)
هشتم: زیادهروی در شوخی
شوخی [بیرویه]از نظر خرد نکوهیده و در دین از آن بازداشته شده است؛ ولی اندکی شوخی که نافرمانی خدا را در پی نداشته باشد اشکال ندارد. پیامبر (ص) میفرماید: «با برادرت جدال و شوخی نکن.» (مستدرکالوسائل؛ ۸: ۴۶۰) مقصود حضرت این است که از زیادهروی در شوخی جلوگیری شود زیرا در حدیثی دیگر میفرماید: «من شوخی میکنم ولی جز حق نمیگویم.» (المحجهالبیضاء؛ ۵: ۲۳۲)
نهم: مسخره کردن
پیامبر (ص) میفرماید: «کسانی که مردم را مسخره میکنند در برابرشان دری از درهای بهشت گشوده میشود و به آنها گفته میشود: بشتابید! بشتابید! هنگامی که با اندوه بسیار خود را به در میرسانند، در بسته میشود، سپس در دیگری گشوده میشود و صدا میزنند: بشتابید! و هنگامى که با غصه بسیار خود را به در مىرسانند، باز در بسته مىشود، و پیوسته این تکرار مىشود تا جایى که وقتى دری به روى آنها گشوده مىشود و مىگویند: بشتابید! آنها دیگر از جا تکان نمیخورند.» (احیاءالعلوم؛ ۳: ۱۱۴)
دهم: آشکار کردن راز
آشکار کردن راز سبب آزار و سبک شدن دیگران مىشود و در دین از این کار بازداشته شده و حرام است. پیامبر اکرم (ص) مىفرماید: «هنگامى که کسى به شما چیزى گفت و گذشت، آن سخن امانت است» (المحجهالبیضاء؛ ۵: ۲۳۷) و فرمود: «سخنانى که میان شما هست، امانت است.» (المحجهالبیضاء؛ ۵: ۲۳۷)
یازدهم: وعده دروغ
پیامبر اکرم (ص) فرمود: «وعده دینى [بر گردن وعده دهنده]است.» (المحجهالبیضاء؛ ۵: ۲۳۷) و فرمود: «سه ویژگى است که در هر کسى باشد نفاق پیشه است اگرچه روزه بگیرد و نماز بخواند و گمان کند که مسلمان است؛ چون سخن گوید، دروغ گوید و هنگامى که وعده دهد عمل نکند و، چون مورد اعتماد قرار گیرد خیانت ورزد.» (احیاءالعلوم؛ ۳: ۱۱۶)
دوازدهم: سخن و سوگند دروغ
دروغ از زشتترین عیبهاست. پیامبر (ص) مىفرماید: «دروغ باعث کاسته شدن روزى مىشود» (الترغیب و الترهیب؛ ۳: ۵۹۷) و مىفرماید: «سه نفرند که در روز رستاخیز خدا با آنها سخن نمیگوید و به آنها روی نمیکند و آنها را از گناهانشان پاک نمیگرداند: منت گذارنده به بخشش، فروشندهاند که کالایش را با سوگند و دروغ میفروشد و آن کسی که دامنکشان و متکبرانه راه رود.» (المحجهالبیضاء؛ ۵: ۲۴۱) و فرمود: «هرکس سوگندی بخورد که بهاندازه بال پشهای در آن دروغ باشد، چون غباری بر دلش مینشیند و تا رستاخیز برجای میماند.» (المحجهالبیضاء؛ ۵: ۲۴۰)
سیزدهم: غیبت
قرآن میفرماید: «وَلَا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضًا أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ»؛ و از یکدیگر غیبت نکنید. آیا دوست دارید که گوشت مردار برادر خود را بخورید؟ البته که آن را ناخوش میدارید. [حجرات/ ۱۲]امام صادق (ع) نیز از پیامبر خدا (ص) چنین روایت میکند: «غیبت کردن، در نابود ساختن دین انسان، از نابودگری بیماری خوره در شکم انسان شتابناکتر است.» (الکافی؛ ۲: ۳۵۷)
چهاردهم: سخنچینی
سخنچین کسی است که حرف دیگری را به کسی که سخن دربارهاش گفته شده میرساند، و آنچه را دیگری دوست ندارد آشکار شود، آشکار میکند. حقیقت سخنچینی همان برملا نمودن راز و پردهدری است. امیرالمؤمنان (ع) میفرماید: «بدترین شما کسانی هستند که سخنچینی میکنند و میان دوستان جدایی میاندازند و برای بیگناهان عیبهایی میجویند.» (الکافی؛ ۲: ۳۶۹)
پانزدهم: ستایش
در هر ستایشی شش آفت نهفته است که چهار آفت برای ستایشگر و دو آفت برای ستایششده است. گاهی ستایشگر در ستودن، زیادهروی کرده که به دروغگویی میانجامد. گاهى خود ستایشگر به آنچه مىگوید باور ندارد و به ریا و دورویى فرو مىغلطد. سوم آنکه بسیار اتفاق مىافتد که ستایشگر بدون تحقیق درباره ستایششده چیزهایى مىگوید که از آنها آگاهى ندارد. چهارم اینکه گاهى ستایش شده، فاسق یا ستمگر است و ستایشگر سبب خوشحالى او مىشود و خوشحال کردن فاسق حرام است و، اما آفتهاى ستایششده: اول اینکه در موارد بسیاری، ستودن سبب خودبزرگبینى در ستایششده مىشود که ویرانگر است. دوم اینکه در برخى موارد ستایششده از خود خشنود شده فلذا در راه خیر سست گام مىشود. اگر ستایش از این آفات در امان بماند اشکالى ندارد. پیامبر خدا (ص) فرمود: «بر رخسار ستایشگران خاک بپاشید.» (احیاءالعلوم؛ ۳: ۱۳۹)