دو افغان غیرمجاز برای سرقت طلا به خانه زن تنها در شمال دستبرد زده و او را تا پرتگاه مرگ کشاندند که با هوشیاری پلیس بازداشت شدند. جوان آنلاین: دو افغان غیرمجاز برای سرقت طلا به خانه زن تنها در شمال دستبرد زده و او را تا پرتگاه مرگ کشاندند که با هوشیاری پلیس بازداشت شدند.
چند روز قبل دختر جوانی هنگام ورود به خانه ویلاییشان در شمال تهران با صحنهای هولناک روبهرو شد. وسایل خانه بههم ریخته بود و مادرش در گوشهای از اتاق، خونآلود و نیمهجان افتاده بود و به سختی نفس میکشید. زن میانسال توان صحبت کردن نداشت و دخترش بلافاصله او را به بیمارستان رساند و موضوع را به پلیس اطلاع داد.
در حالی که زن میانسال در بیمارستان با مرگ دستوپنجه نرم میکرد، مأموران با حضور در خانه وی تحقیقات خود را آغاز کردند. بههمریختگی وسایل خانه و سرقت طلاهای زن زخمی نشان میداد که او قربانی یک سرقت خشن شده است. بررسی آثار جراحت روی دستها و گلوی زن نشان داد سارقان هنگام سرقت با وی درگیر شده و او را به شدت زخمی کردهاند. آنها پس از غلبه بر زن میانسال، النگوهای او را از دستش بریده و سایر طلاهایش را نیز به سرقت برده بودند.
دوربینها به کمک پلیس آمدند
کارآگاهان برای شناسایی سارقان به سراغ دوربینهای مداربسته اطراف خانه رفتند. تصاویر ضبطشده دو مرد نقابدار را نشان میداد که وارد خانه زن میانسال شده و دقایقی بعد، سراسیمه از محل خارج میشوند. در ادامه تحقیقات، مأموران به سرنخ مهمی دست یافتند؛ یک دستگاه تلفن همراه در خانه جا مانده بود. ابتدا تصور میشد تلفن متعلق به زن میانسال یا دخترش باشد، اما بررسیهای فنی نشان داد این گوشی متعلق به یکی از سارقان است که هنگام فرار آن را جا گذاشته بود.
شناسایی سارق با صدایش
در حالی که تحقیقات برای شناسایی صاحب تلفن همراه ادامه داشت، زن میانسال به هوش آمد و در اظهارات خود به مأموران گفت صدای یکی از سارقان را به خاطر دارد و او را میشناسد.
تحقیقات نشان داد فرد موردنظر «بصیر» مردی افغان، شاگرد یک میوهفروشی در همان محل است. بررسیهای بیشتر نیز مشخص کرد تلفن همراه کشفشده متعلق به بصیر، ۱۶ ساله افغانی، است که مدتی قبل به صورت غیرقانونی وارد ایران شده بود. او را بازداشت کردند. متهم در جریان بازجوییها سرانجام به سرقت از خانه زن میانسال با همدستی یکی از دوستانش اعتراف کرد.
با اعتراف متهم، همدست او نیز شناسایی و دستگیر شد و در بازجوییها به ارتکاب سرقت اعتراف کرد. تحقیقات پلیس از دو متهم ادامه دارد.
گفتوگو با متهم / تهدید شدم سرقت کنم
بصیر که به عنوان شاگرد در یک میوهفروشی کار میکرد، سفارشهای زن میانسال را به خانه او میبرد و از این طریق متوجه شده بود که وی مقدار زیادی طلا دارد. این نوجوان در بازجوییها مدعی شد دوستش با تهیه فیلمی از او، تهدیدش کرده و تحت فشار قرار داده است تا همراه او نقشه سرقت از خانه زن میانسال را اجرا کند.
سابقه داری؟
نه، سابقهای ندارم. تازه به ایران آمدهام.
چطور وارد ایران شدی؟
حدود یک سال قبل برای کار، بهصورت غیرقانونی وارد ایران شدم. از مرز تا تهران داخل صندوق عقب یک خودرو بودم و وقتی به تهران رسیدم، چند روزی در خانه یکی از آشنایانم ماندم.
بعد از آن چه کار کردی؟
دنبال کار گشتم تا اینکه کاری پیدا کردم و مدتی قبل هم به عنوان شاگرد در یک میوهفروشی مشغول به کار شدم.
از کجا فهمیدی شاکی طلاهای زیادی دارد؟
زن میانسال از مغازهای که من در آن کار میکردم، میوه سفارش میداد. من هم سفارشهایش را به خانهاش میبردم. به این ترتیب متوجه شدم طلاهای زیادی دارد و تنها زندگی میکند.
پس تصمیم گرفتی از خانهاش سرقت کنی؟
نه، من اصلاً قصد سرقت طلاهای او را نداشتم. البته برای یکی از دوستانم تعریف کرده بودم که آن زن طلاهای زیادی دارد، اما خودم تصمیمی برای سرقت نداشتم. تا اینکه یک شب همان دوستم مرا به خانهاش دعوت کرد و به من مشروب داد. بعد فهمیدم در حالت مستی از من فیلم گرفته است. او تهدیدم کرد اگر همراهش برای سرقت از خانه زن تنها نروم، فیلم را در فضای مجازی منتشر میکند و برای دوستان و آشنایانم میفرستد. من هم از ترس آبروریزی مجبور شدم پیشنهادش را قبول کنم.
چرا قصد کشتن زن میانسال را داشتید؟
طبق نقشه وارد خانه شدیم. سر و صورتمان را پوشانده بودیم، اما وقتی وارد خانه شدیم، زن میانسال از روی صدایم مرا شناخت. برای اینکه شناسایی نشویم، تصمیم گرفتیم او را بکشیم. با چاقو چند ضربه به او زدیم و بعد طلاهایش را سرقت کردیم.
فکر میکردید او زنده بماند؟
نه. فکر میکردیم فوت کرده و هیچ ردی هم از ما باقی نمانده است.
چطور شد تلفن همراهت را در خانه جا گذاشتی؟
خیلی ترسیده و دستپاچه شده بودم. آنقدر عجله داشتم که اصلاً متوجه نشدم تلفن همراهم را در خانه جا گذاشتهام.