کد خبر: 1359030
تاریخ انتشار: ۲۸ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۲:۳۰
کشف طلا‌های سرقتی در باغچه زوج سارق + گفت‌وگو با متهم زن میانسال طلا‌های دختر و عروسش را در گاوصندوق خانه گذاشت، اما هم‌باشگاهی‌اش در باشگاه موضوع را شنید، وسوسه شد و با همدستی شوهر سابقه‌دارش، بیش از دو کیلو طلا را سرقت کرد. طلا‌ها در باغچه خانه سارقان دفن شده‌بود. 
غلامرضا مسکنی 

جوان آنلاین: روز دوشنبه، هفتم اردیبهشت ماه، تماسی تلفنی با اداره پلیس تهران برقرار شد که مأموران را به یکی از محله‌های پایتخت کشاند. زن میانسالی با صدایی لرزان و وحشت‌زده از سرقت طلاهایش خبر داد. بلافاصله تیمی از مأموران پلیس راهی محل حادثه شدند. آنها دریافتند لحظاتی قبل، زمانی که این زن برای ورزش به باشگاه رفته بوده، سارقی وارد خانه‌اش شده و بیش از دو کیلو طلا سرقت کرده‌است.

نگهداری طلا‌های دختر و عروس در دوران جنگ

شاکی در توضیح ماجرا به مأموران گفت: «در جریان جنگ سوم تحمیلی، دخترم و عروسم طلاهایشان را که بیش از دو کیلو بود، به خانه من آوردند تا از آنها نگهداری کنم. ساختمان‌های اطراف خانه آنها مورد اصابت موشک‌های دشمن قرار گرفته‌بود و شیشه‌ها و پنجره‌های خانه‌شان شکسته و تخریب شده‌بود. پس از این حادثه، آنها به مسافرت رفتند و برای اینکه خیالشان از بابت طلاهایشان جمع باشد، طلاهایشان را در گاوصندوق خانه‌ام گذاشتند.» وی ادامه داد: «من هر روز صبح برای ورزش به باشگاهی در نزدیکی خانه‌مان می‌روم. ساعتی قبل وقتی از باشگاه برگشتم، با صحنه عجیبی روبه‌رو شدم. در گاوصندوق باز بود و تمامی طلا‌ها سرقت شده‌بود. نمی‌دانستم چه کسی از این راز باخبر بود.»

سرنخ اولیه؛ سارق آشنا بود

با ثبت این شکایت، تیمی از کارآگاهان پایگاه یکم پلیس آگاهی پایتخت برای شناسایی سارق طلا‌های زن میانسال وارد عمل شدند.

مأموران در بررسی محل حادثه متوجه شدند هیچ اثری از تخریب در خانه و حتی گاوصندوق دیده نمی‌شود. این موضوع نشان می‌داد سارق فردی آشناست که علاوه بر خبر داشتن از محل نگهداری طلاها، کلید خانه را هم داشته و با خیال راحت وارد شده و دست به سرقت چند میلیاردی زده‌است.

دوربین‌ها؛ مرد نقابدار سوار بر موتورسیکلت سفید

در گام بعدی، مأموران دوربین‌های مداربسته محل زندگی شاکی را بازبینی کردند. تصاویر نشان می‌داد مردی حدوداً ۴۷ ساله، در حالی که نقاب به صورت و کلاه ایمنی به سر دارد، با یک دستگاه موتورسیکلت سفید رنگ وارد مجتمع مسکونی می‌شود. او حدود ۱۵ دقیقه بعد از مجتمع خارج می‌شود.

از آنجایی که مشخص شد در همین زمان، شاکی در باشگاه ورزشی حضور داشته‌است، مأموران برای به دست آوردن ردی از سارق یا همدست او، دوربین‌های مداربسته نزدیک باشگاه را نیز بررسی کردند.

ملاقات مرموز؛ تحویل کلید

دوربین‌ها صحنه عجیبی را ثبت کرده‌بودند. همان مرد سوار بر موتورسیکلت سفید، لحظاتی قبل از سرقت، با یک زن جوان ملاقات می‌کند و چیزی شبیه دسته کلید را از او می‌گیرد. سپس به سمت خانه شاکی می‌رود و پس از دقیقاً ۱۵ دقیقه، دوباره با همان زن در نزدیکی باشگاه ملاقات می‌کند و ظاهراً همان دسته کلید را به او بازمی‌گرداند.

بررسی‌ها نشان داد این زن جوان، همدست سارق بوده و کلید خانه شاکی را در اختیار او قرار داده‌است.

شوک بزرگ؛ دوست ۴ ساله باشگاه

کارآگاهان چهره زن جوان را به شاکی نشان دادند. او در کمال ناباوری، فرد مقابل را «شقایق» ۴۰ ساله شناسایی کرد و گفت: «چهار سال است با او در همین باشگاه دوست هستیم و با هم ورزش می‌کنیم. نمی‌توانم باور کنم که او پشت این ماجرا باشد.»

اعتراف و کشف طلا‌ها در باغچه خانه

با به دست آمدن این اطلاعات شقایق بازداشت شد. او در بازجویی‌ها ابتدا منکر جرم خود شد، اما وقتی چهره خود را در دوربین‌های مداربسته دید، به سرقت طلا‌های زن میانسال با همدستی شوهرش «میلاد» اعتراف کرد.

مأموران بلافاصله شوهر او را که متهم سابقه‌داری است، بازداشت کردند. دو متهم در بازجویی‌ها به جرم خود اعتراف کردند و گفتند: «پس از سرقت، تمامی طلا‌ها را در باغچه خانه‌مان دفن کردیم تا کسی متوجه نشود. فکر می‌کردیم رد گم می‌کنیم.»

با اعتراف متهمان، کارآگاهان پایگاه یکم به محل دفن طلا‌ها رفتند و تمام طلا‌های سرقت‌شده را از زیر خاک بیرون آوردند و به مالباخته تحویل دادند.

تحقیقات از متهمان از سوی کارآگاهان پلیس آگاهی ادامه دارد. پرونده برای صدور کیفرخواست به دادسرا ارسال شده و متهمان در انتظار محاکمه هستند.

گفت‌و‌گو با متهم | وسوسه‌ای که به زندان ختم شد

شقایق ادعا می‌کند وقتی زن میانسال در باشگاه ورزشی درباره نگهداری طلا‌های دختر و عروسش با او حرف زده، وسوسه شده‌است. او سپس با همدستی شوهر سابقه‌دارش، نقشه سرقت را طراحی و اجرا کرده‌است.

شقایق سابقه داری؟

نه. هیچ سابقه‌ای ندارم.

اما شوهرت سابقه‌دار است، درسته؟

بله، او دو بار به اتهام کلاهبرداری به زندان رفت و به تازگی از زندان آزاد شد.

چه شد با اینکه می‌دانستی عاقبت خلاف زندان است، با شوهرت همدست شدی؟

وسوسه شدم. می‌خواستم با فروش طلا‌های سرقتی، زندگی‌ام را سر و سامان بدهم.

با مالباخته چطور آشنا شدی؟

هر دوی ما برای ورزش باشگاه می‌رفتیم و چهار سال قبل با او دوست شدم و دوستی ما ادامه داشت. معمولاً هفته‌ای چند روز یکدیگر را می‌دیدیم.

چطوری متوجه شدی، دوستت در خانه‌اش طلا نگهداری می‌کند؟

ما با هم دوست بودیم و با هم درد دل می‌کردیم. در جریان جنگ، یک روز که به باشگاه آمد، گفت خانه روبه‌رویی دختر و عروسش را با موشک زده‌اند و خانه آنها هم آسیب‌دیده و قرار است امروز زودتر به خانه برگردد، چون دختر و عروسش می‌خواهند طلاهای‌شان را برای نگهداری به خانه من بیاورند.

چه شد که تصمیم به سرقت گرفتی؟

وقتی موضوع نگهداری طلا‌های دوستم را به شوهرم گفتم او مرا وسوسه کرد و گفت با نقشه‌ای که دارد به راحتی می‌تواند سرقت کند و هیچ رد پایی هم از خودش به جای نگذارد. چون حرفه‌ای بود، به او اعتماد کردم.

از کجا فهمیدی داخل گاوصندوق نگهداری می‌کند؟

وقتی وسوسه شدم هر روز سر صحبت را با او باز می‌کردم تا اینکه فهمیدم طلا‌ها را در گاوصندوقی که رمز ندارد، نگهداری می‌کند.

بعد چه شد؟

نقشه را شوهرم طراحی کرد و روز حادثه هم من در فرصتی مناسب کلید خانه دوستم را در باشگاه از داخل کیفش برداشتم و به شوهرم دادم و او هم بعد از ۱۵ دقیقه به من برگرداند و من هم کلید را سرجای قبلی‌اش گذاشتم.

برچسب ها: زن ، طلا ، سرقت
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار