کد خبر: 1312068
تاریخ انتشار: ۲۰ مرداد ۱۴۰۴ - ۰۲:۲۰
روایتی از زندگی دانشمند شهید هسته‌ای فریدون عباسی
‌می‌گفت غنی‌سازی صفر ظلم به نسل‌های آینده است عباسی که در سال ۶۱ در دانشگاه شیراز، فیزیک هسته‌ای می‌خواند با خانم نزهت شبان آزاد که در همان دانشگاه در رشته مهندسی مواد تحصیل می‌کرد ازدواج کرد. زندگی مشترک آنها بدون جشن عروسی با یک مراسم عقد ساده، در دو اتاق اجاره‌ای شروع شد، اما او بعد از ازدواج دوباره راهی جبهه شد. 
فاطمه بهمنی‌نیا

جوان آنلاین: فریدون عباسی دوانی متولد ۱۷ شهریور ۱۳۳۷ آبادان بود. اصالت خانوادگی او به روستای دوان شهرستان کازرون استان فارس بازمی‌گردد. خانواده او پیش از تولدش به استان خوزستان مهاجرت کردند و در شهر آبادان ساکن شدند. در این خانواده، روحیه مذهبی، میهمان‌نوازی و تعهد به ارزش‌های اصیل اسلامی- ایرانی حاکم بود و همین فضا در شکل‌گیری شخصیت فریدون نقش مهمی داشت. او پیش از انقلاب به‌عنوان یک مبارز انقلابی شناخته می‌شد و با گروه‌های مختلف انقلابی از جمله روحانیون و دانشجویان مبارز ارتباط داشت و بار‌ها نیز از سوی ساواک دستگیر و زندانی شد. اما هر بار بلافاصله بعد از آزادی دوباره به فعالیت خود ادامه می‌داد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران با وجود سن کم به جهاد سازندگی فارس پیوست و فعالیت‌های جهادی خود را آغاز کرد. در سال‌های دفاع مقدس، طی سه دوره مختلف در جبهه‌های جنوب حضور یافت و مسئولیت لجستیکی جهاد سازندگی فارس را در مناطق عملیاتی بر عهده داشت که وظیفه سازماندهی و تأمین نیاز‌های پشتیبانی رزمندگان در خط مقدم جبهه شامل تهیه، انتقال و توزیع امکانات و وسایل ضروری برای رزمندگان از جمله تأمین آب، غذا و دارو، تهیه و ساخت سنگر، جاده‌ها، پل‌ها و مواضع دفاعی، تأمین ماشین‌آلات سنگین، سوخت، سیم‌خاردار و مهمات، انتقال مجروحان و امدادرسانی و ایجاد خاکریز و جاده‌های پشتیبانی بود. 

ازدواج و تشکیل خانواده

عباسی که در سال ۶۱ در دانشگاه شیراز، فیزیک هسته‌ای می‌خواند با خانم نزهت شبان آزاد که در همان دانشگاه در رشته مهندسی مواد تحصیل می‌کرد ازدواج کرد. زندگی مشترک آنها بدون جشن عروسی با یک مراسم عقد ساده، در دو اتاق اجاره‌ای شروع شد، اما او بعد از ازدواج دوباره راهی جبهه شد.  در سال ۶۳ از دانشگاه شیراز فارغ‌التحصیل شد. برای ادامه تحصیل در دانشگاه مشهد پذیرفته شد و مدرک دکترایش را سال ۶۶ از دانشگاه فردوسی مشهد اخذ کرد. در سال ۶۶ به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست. 

مهاجرت به تهران

آنها سال ۶۷ به تهران مهاجرت کردند. همسرش به استخدام آموزش و پرورش درآمد و در دبیرستان‌های تهران، فیزیک تدریس می‌کرد. چند سال بعد هم به عنوان کارشناس مسئول در دانشگاه شهید بهشتی مشغول شد. خودش نیز در سال ۷۲ عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین (ع) شد و بعد‌ها ریاست دانشکده فیزیک را بر عهده گرفت. مدتی به کار اجرایی پرداخت، اما آشنایی با دکتر مجید شهریاری موجب شد مجداً به فعالیت‌های خود در زمینه مهندسی هسته‌ای روی آورد و دکترای مهندسی هسته‌ای را در سال ۸۱ از دانشگاه صنعتی امیرکبیر گرفت. 

همکاری با دکتر شهریاری تداوم یافت و روی طرح‌های بسیاری کار کردند. از جمله نتایج همکاری آنها طراحی دوره کارشناسی ارشد «کاربرد پرتوها» بود و با راه‌اندازی این رشته، دوره دکترای کاربرد پرتو‌ها نیز طراحی شد که بیشتر در زمینه رآکتور هسته‌ای، تحقیق و مطالعه می‌کرد. این رشته را در دو مقطع کارشناسی ارشد و دکتری در دانشگاه شهید بهشتی راه‌اندازی کردند. 

آنها با سازمان فضایی کشور در پرتاب ماهواره نیز همکاری می‌کردند و به بررسی آسیب‌های پرتویی بر قطعات ماهواره پرداختند. فعالیت‌های وی باعث شد تا در سال ۸۶ به عنوان استاد نمونه کشوری انتخاب شود. از سوی دیگر بر اساس قطعنامه ۱۷۴۷ شورای امنیت در فهرست تحریم قرار گرفت و از وی به عنوان «دانشمند ارشد وزارت دفاع و لجستیک نیرو‌های مسلح (MODAFL) با پیوند‌هایی به انستیتوی فیزیک کاربردی» نام می‌برند. دشمنان پیشرفت نظام جمهوری اسلامی ایران پس از آنکه با تهدید، تحریم و تطمیع به اهداف خود نرسیدند تصمیم به ترور وی گرفتند. صبح روز ۸ آذر ۸۹، هم‌زمان با ترور دکتر مجید شهریاری از سوی عوامل موساد در میدان دانشجوی تهران، طبق معمول همراه همسرش راهی محل کارش بود در حالی که مشغول رانندگی بود، متوجه نصب بمب دستی از سوی یک موتورسوار به بدنه خودروی خود شد که بلافاصله از خودروی در حال حرکت بیرون پریدند. در این حادثه او و همسرش به شدت مجروح شدند و آثار این جراحت برای همیشه در بدن آنها باقی ماند؛ بنابراین از وی با عنوان تنها «جانباز هسته‌ای» ایران یاد می‌کردند و در موزه دفاع مقدس در «یادمان شهدای هسته‌ای»، یادمانی برای او به عنوان جانباز هسته‌ای قرار داده شد. 

ریاست بر سازمان انرژی اتمی

چند ماه بعد از این ترور، پس از آن‌که علی‌اکبر صالحی، رئیس وقت سازمان انرژی اتمی در دولت نهم به عنوان وزیر امور خارجه انتخاب شد، فریدون عباسی به عنوان معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان انرژی اتمی منصوب شد و تا مرداد ۹۲ این مسئولیت را بر عهده داشت. 

معاونت دانشجویی- فرهنگی دانشگاه شهید بهشتی (۱۳۸۶- ۱۳۸۵)، مؤسس و دبیر انجمن هسته‌ای ایران (۱۳۸۵- ۱۳۸۲)، رئیس گروه فیزیک دانشگاه امام حسین (ع) (۱۳۸۵- ۱۳۸۳)، رئیس پژوهشکده دانشگاه مالک اشتر (۱۳۸۴- ۱۳۷۹)، معاون تحصیلات تکمیلی دانشگاه امام حسین (ع) (۱۳۷۹- ۱۳۷۶)، مدیر اجرایی و مشاور حوزه معاونت دانشجویی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری (۱۳۷۶- ۱۳۷۳)، رئیس مرکز آموزش و تحقیقات فیزیک دانشگاه امام حسین (ع) (۱۳۷۲- ۱۳۷۰)، مسئول پشتیبانی جنگ جهاد سازندگی استان فارس و شرکت در عملیات‌های مختلف (از شروع تا پایان دفاع مقدس)، رئیس سازمان انرژی اتمی در دولت دهم از جمله مسئولیت‌های اجرایی وی بود. همچنین تدریس در مقطع کارشناسی فیزیک، تدریس در دوره‌های کارشناسی ارشد و دکتری مهندسی هسته‌ای، راهنمایی چندین رساله دکتری و پایان‌نامه کارشناسی ارشد و استاد نمونه کشور در سال ۱۳۸۹ از جمله سوابق آموزشی شهید عباسی بود. 

منتقد برجام و مدافع غنی‌سازی در ایران

دکتر در سال ۹۸ برای نمایندگی مجلس کاندیدا شد و به عنوان نماینده حوزه انتخابیه کازرون و کوه‌چنار راهی مجلس یازدهم شد و در سال اول ورود به مجلس به ریاست کمیسیون انرژی مجلس انتخاب شد. او از منتقدان برجام بود و بار‌ها از تریبون‌های مختلف به نقد آن پرداخت و بسیار پیگیر آغاز دوباره غنی‌سازی ۲۰ درصد و محدود کردن بازرسان آژانس بود. معتقد بود غنی‌سازی ۲۰ درصد و حتی بالاتر می‌تواند در بسیاری از زمینه‌ها از جمله روی میز مذاکره مفید باشد. 

دکتر عباسی از متخصصان برجسته لیزر در وزارت دفاع و از انگشت‌شمار کارشناسان جداسازی ایزوتوپ بود و مسئولیت آموزش و تحقیقات هسته‌ای وزارت دفاع را نیز داشت. او همچنین نقش بسیار مؤثری در افزایش بی‌سابقه سانتریفوژ‌ها داشت. سال ۱۳۹۲ زمانی که می‌خواست ریاست سازمان انرژی اتمی را به علی‌اکبر صالحی واگذار کند، در مراسم تودیع و معارفه اعلام کرد حدود ۱۸ هزار سانتریفوژ نصب و در حال فعالیت هستند. در حالی که پیش از این هرگز این حجم از سانتریفوژ در کشور نداشتیم. 

عباسی در کنار کار‌های پژوهشی و تحقیقاتی خود نگرش ویژه‌ای به امر آموزش داشت. او در طول عمر پربرکت خود شاگردان بسیار زیادی تربیت کرد و با اخلاق حسنه و سعه‌صدر بی‌نظیرش باعث اشتیاق دانشجویان به کار پژوهش می‌شد. دکتر به عنوان استاد راهنمای بسیاری از پروژه‌های دکترای دانشجویان در دانشگاه امام حسین (ع) و سایر دانشگاه‌ها فعالیت می‌کرد و به بهترین شکل ممکن دانشجویان را برای رسیدن به مدارج بالا تشویق و راهنمایی می‌کرد.

او شاگردانی تربیت کرده که در نبود خودش می‌توانند تا حدود زیادی جای خالی وی را پر کنند و مدار دانش را حول محور موفقیت به چرخش دربیاورند و نگذارند لحظه‌ای این چرخه از کار و فعالیت باز بماند. 

از دیگر فعالیت‌های دکتر عباسی، تحقیق و فعالیت در حوزه پرتاب ماهواره است که تحقیقاتش در این زمینه کمک زیادی به پیشرفت کشور در حوزه صنعت هوافضا کرد. او با دانشی که در مورد جداسازی ایزوتوپ‌ها داشت، به بررسی آسیب‌های پرتویی بر قطعات ماهواره هم می‌پرداخت. این کار او درصد موفقیت پرتاب ماهواره و به سلامت قرار گرفتن ماهواره در مدار را افزایش داد و موجب موفقیت چشمگیری در این زمینه شد. 

از دیگر اقدامات مثبت، افزایش غنی‌سازی ۲۰ درصد در زمان ریاست او بر سازمان انرژی اتمی کشور بود. از آنجایی که پرتو‌ها نقش مهم و مؤثری در زندگی مردم ایفا می‌کنند، دکتر عباسی به دنبال استفاده بهینه از این انرژی برای رفاه مردم در زمینه‌های مختلف، از انرژی تا حوزه درمان و پزشکی بود. او در دیدار‌هایی که با یوکیو آمانو مدیر کل وقت آژانس اتمی داشت، به وی یادآوری می‌کرد که غنی‌سازی ۲۰ درصد، تنها در حد نیاز رآکتور تحقیقاتی انجام می‌شود؛ چراکه سوخت رآکتور از خارج تأمین می‌شد و با توجه به تحریم‌ها امکان وارد کردن آن نبود و دانشمندان ایرانی دست به کار شدند و خودشان این سوخت را تولید کردند. 

غنی‌سازی صفر درصد، ظلم به نسل آینده است

دکتر فریدون عباسی، غنی‌سازی را برای نسل آینده یک موضوع مهم و حیاتی می‌دانست، چراکه در زمینه انرژی ارزان و همچنین دارو نیاز شدید به اورانیوم غنی‌سازی‌شده وجود دارد. او غنی‌سازی صفر درصد را خیانت به نسل آینده می‌دانست و می‌گفت این کار، حیات و زندگی نسل آینده را با چالش مواجه می‌کند و مشکلات فراوانی را برای آنها به وجود می‌آورد. دکتر عباسی برنامه‌های زیادی برای غنی‌سازی در آینده داشت و همه تلاشش در این زمینه، پیدا کردن راه‌حل‌های بهتر و ارزان‌تر برای دستیابی به اورانیوم غنی‌شده با درصد‌های بالاتر بود. 

او هیچ‌گاه درصدد طراحی برنامه‌ای که غنی‌سازی در راه‌های غیرمسالمت‌آمیز به کار برده شود، نبود و همواره می‌گفت: «با اینکه ما حتی توان تولید بمب اتم را هم داریم، اما تا زمانی که مقام معظم رهبری برای این کار دستوری صادر نکند، در این زمینه هیچ اقدامی صورت نخواهد گرفت.» او تنها آرزو داشت با پیشرفت هرچه بیشتر دانش هسته‌ای کشور در همه زمینه‌ها به رشد و شکوفایی برسد تا مردم نجیب ایران که نزدیک نیم قرن است ناجوانمردانه تحت شدیدترین تحریم‌های جهانی قرار دارند، بتوانند موقعیت بهتری داشته و در آرامش بیشتری زندگی کنند. 

برای دکتر عباسی هیچ چیزی مهم‌تر از حفظ کرامت انسانی مردم و حفظ حریم کشور نبود. او حاضر بود هر آنچه داشت را در راه حفظ کیان کشورش بدهد، اما سر سوزنی از اقتدار کشور کاسته نشود و مردم ذره‌ای دچار تشویش و ناراحتی نشوند. فریدون عباسی از مرگ نمی‌ترسید و به گفته خودش اگر دشمن هزار بار هم جان او را بگیرد، ذره‌ای از هدفی که دارد عقب‌نشینی نمی‌کند. او که بار‌ها مورد سوءقصد قرار گرفته بود، خودش را برای رؤیایی با حادثه‌های دیگر آماده کرده بود، اما قدمی از هدف والایی که پیش‌رو داشت، به عقب برنمی‌داشت. 

فریدون عباسی در تمام طول عمرش نه‌تنها دغدغه نسل آینده را داشت و وظیفه خودش می‌دانست که تمام توانش را برای به دست آوردن دانش بیشتر در جهت هموارتر کردن راه آیند‌گان به کار ببرد، بلکه تلاش فراوان در زمینه پرورش نیروی توانمند برای ادامه دادن این راه را داشت و به طور مداوم بخشی از وقتش را صرف پرورش نیروی زبده و کارآزموده در زمینه دانش‌های روز جهان می‌کرد تا در آینده تعداد دانشمندان در زمینه هسته‌ای به قدری زیاد شود که سطوح بالای علمی را در جهان کسب کنند و گام‌های بلندی در جهت اعتلای جمهوری اسلامی ایران بردارند و هیچ ابرقدرتی توان مقابله با آنها را نداشته باشد. 

خانواده دوست و اهل صله رحم بود

شهید از لحاظ علمی و اخلاقی در خانواده سرآمد بود. به همین دلیل همیشه مورد احترام و علاقه دوستان و آشنایانش قرار می‌گرفت. مرامش، احترام و مهربانی به خانواده و اطرافیان بود. به صله‌رحم اعتقاد زیادی داشت. در هر شرایطی و با هر گرفتاری، هر هفته خودش را برای دیدن مادر و خانواده‌اش می‌رساند. همیشه جویای احوال خانواده‌های شهدا بود. آخرین میهمانی قبل از شهادتش جشن تولد نوه خانواده عباسی بود و خانواده‌های شهید شهریاری و شهید رضایی‌نژاد هم میهمانشان بودند. 

شهید عباسی به اذعان تمام نزدیکانش، دانشمندی خانواده‌دوست بود. غیر از زمانی که مشغول تحقیق، تدریس و کار بود، از هر وقتی برای رسیدن به مسائل خانوادگی استفاده می‌کرد و به خانواده و دوستان به‌طور مرتب و حتی هفتگی سر می‌زد. اگر جایی میهمان بود و متوجه مشکلی در خانه میزبان می‌شد که رفع آن را خارج از عهده میزبان می‌دید، بدون فوت وقت دست‌به‌کار می‌شد حتی اگر کار پیش‌پاافتاده‌ای بود. اگر هم هزینه مالی داشت، خودش تقبل می‌کرد. 

هوای خیلی‌ها را داشت، کمک به اطرافیان را فارغ از تمام مرزبندی‌ها و اختلافات سیاسی انجام می‌داد، آن هم نه فقط برای خانواده و بستگان به دوستانش نیز به رغم اختلاف نظر سیاسی کمک می‌کرد. هم‌سفر بسیار خوبی هم بود. سعی می‌کرد هر طور که از دستش برمی‌آید، خستگی و سختی سفر را از بقیه دور کند. برای این منظور هم از هیچ کاری روی‌گردان نبود. یک‌بار برای نماز در یک استراحتگاه بین‌راهی توقف کرده بودند، یکی از همراهان از کثیفی بیش از حد سرویس‌های بهداشتی گله کرد و حاضر نشد از آنها استفاده کند. او رفت و بعد از چند دقیقه آمد و گفت حالا می‌توانید بروید همه‌جا را شستم و تمیز کردم. همیشه همین‌طور بود. در عین فروتنی سعی می‌کرد اسباب کمک و راحتی دیگران باشد. 

به مبانی دینی و مذهبی اعتقاد کامل داشت و به آنها عمل می‌کرد. خیلی از کسانی که از نزدیک و به‌طور مستمر با او سروکار داشتند، تحت‌تأثیر کلام و رفتارش سعی می‌کردند بعضی از خلقیات خود را تغییر دهند و موفق هم شدند. 

مهم‌ترین ویژگی اخلاقی او این بود که مصداق «أَشِدّاءُ عَلَى الکفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم» باشد. با اینکه عده‌ای به احتیاط و نرمش توصیه می‌کردند، او در مورد بعضی افراد و مسائل اصلاً کوتاه نمی‌آمد و حرف و نظرش را همه‌جا و به همه اعلام می‌کرد و برعکس، در برابر بعضی‌ها آن‌قدر انعطاف داشت که باعث حیرت اطرافیانش می‌شد. 

شهادت شبیه عکس دوران پس از فتح خرمشهر 

محل سکونت دکتر عباسی، یکی از چندین نقطه‌ای بود که بامداد ۲۳ خرداد ماه از سوی رژیم صهیونیستی مورد هدف قرار گرفت. دکتر همراه با چند نفر دیگر از ساکنان مجتمع مسکونی همان لحظه به شهادت رسیدند و تعدادی دیگر از جمله همسر ایشان مجروح و به بیمارستان منتقل شدند. 

همسر شهید عباسی از دخترش می‌پرسد بابا وقتی شهید شد، شبیه همان عکسش بعد از آزادی خرمشهر بود؟ همیشه تصور می‌کردم فریدون موقع شهادت درست مثل آن عکس که سه شبانه‌روز نخوابیده و موهایش آشفته و سر و صورتش پر از خاک و خون بود، شهید می‌شود. ضحی با بغض گفت بابا درست مثل همان عکس شده بود. 

دکتر فریدون عباسی در ۶۶ سالگی به درجه رفیع شهادت نائل آمد و همسر جانبازش که پیش از این در حادثه ترور دکتر در سال ۱۳۸۹ جانباز شده بود، مجدداً جراحت برداشت. 

سرانجام در روز شنبه هفتم تیر ۱۴۰۴، پیکر شهید فریدون عباسی همراه پیکر‌های تعدادی دیگر از شهدا روی دوش مردم قدرشناس تهران تشییع و در میان حزن و اندوه فراوان در حرم مطهر حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) به خاک سپرده شد. 

اگرچه شهادت این بزرگمردان داغی بزرگ بر قلب همه مردم ایران بر جای گذاشت، اما باعث شد یک‌بار دیگر مردم متحد شوند و هم‌دل و هم‌صدا در پاسخ به یاوه‌سرایی‌های دشمنان اتحادشان را به رخ بکشند و به همه جهان ثابت کنند که وحدت و یکپارچگی ایران از بین رفتنی نیست.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار