با اینکه برخی مشاغل هم در میان آقایان و هم خانمها علاقهمندان زیادی دارد، اما باز هم باید متخصصان آن شغل را در میان بانوان جستوجو کرد. خیاطی از جمله این کارهاست که بیشک بانوان حرف اول و آخر را در طراحی و تولید محصولاتش میزنند. جوان آنلاین: تا چند دهه پیش تقریباً اکثر خانمهای ایرانی اصول اولیه خیاطی را میدانستند و خودشان میتوانستند بخشی از پوشاک مورد نیازشان را تأمین کنند، اما طی سالهای اخیر و با گسترش فرهنگ شهرنشینی و پشتمیزنشینی کار به جایی رسیده است که بسیاری از خانمها از فراگیری خیاطی باز ماندهاند، در حالی که کار تولید و داشتن مهارت بزرگترین افتخار برای هر فرد محسوب میشود و میتواند در هر زمان و مکانی از هنرش استفاده و حتی به درآمدزایی برسد. با این اوصاف یک بانوی کارآفرین در راستای اهداف اقتصاد مقاومتی توانسته است با صبر و پشتکار، کارگاهی با یک دستگاه چرخ خیاطی راهاندازی کند و بعد از چند سال حالا حدود ۵۰ زن بیسرپرست و بدسرپرست را با عنوان خیاط ماهر زیر پوشش قرار دهد؛ بانوی جهادگری که ابتدا کار کشاورزی میکرده است و امروز در کنار تولید انواع لباس بچگانه و زنانه، بخشی از نیاز پوشاک فرزندان خانوادههای کمبرخوردار را هم تأمین میکند.
با اینکه برخی مشاغل هم در میان آقایان و هم خانمها علاقهمندان زیادی دارد، اما باز هم باید متخصصان آن شغل را در میان بانوان جستوجو کرد. خیاطی از جمله این کارهاست که بیشک بانوان حرف اول و آخر را در طراحی و تولید محصولاتش میزنند.
حالا و در مسیر اقتصاد مقاومتی، در برخی روستاها، خانمها با راهاندازی کارگاههای کوچک و تولیدیهای پوشاک، علاوه بر اینکه برای خود کسبوکاری دست و پا میکنند، بلکه با دعوت از دیگر خانمها به کارآفرینی و اشتغالزایی نیز میپردازند، به خصوص اینکه در این راه توجه ویژهای هم به خانمهای بیسرپرست، بدسرپرست و خانوادههای ضعیف و کمبرخوردار داشته باشند.
محدثه میرزایی یکی از این خانمهاست که توانسته با گرد آوردن تعدادی از خانمها در یکی از روستاهای ابهر به تولید لباس بپردازد.
او میگوید: اینکه بتوانم به هموطنانم کمک کنم و دست نیازمندان را بگیرم، آرزوی دیرینهام بوده است، بنابراین همیشه در رؤیاهایم کارگاهی داشتم که چندین نفر در آن کار میکردند و باهم میتوانستیم محصولی را به بازار عرضه کنیم.
این خانم کارآفرین زنجانی ادامه میدهد: در شرایطی که بسیاری از کارگاههای خیاطی به دلایل گوناگون از جمله واردات قاچاق پوشاک و فقدان حمایت از تولیدات داخلی با چالش مواجه شده بودند، با راهاندازی یک تولیدی پوشاک و کارگاه خیاطی در روستا توانستم ابتدا پنج نفر و بعد از مدتی ۲۰ نفر از خانمها را برای همکاری دعوت کنم.
میرزایی با تأکید بر اینکه اکثر خانمهایی که در این تولیدی مشغول کار هستند، بیسرپرست یا تحت پوشش کمیته امداد قرار دارند، تصریح میکند:، چون محیط زنانه و راحتی برای خانمها ایجاد شده، آنها میتوانند از صبح تا شب به تولید انواع لباس بچگانه و زنانه بپردازند و درآمد خوبی داشته باشند.
پیشنهاد طلایی جهادگران
این فعال حوزه اقتصاد مقاومتی درباره نحوه ورودش به عرصه تولید پوشاک میگوید: همه چیز به حدود ۱۰ سال قبل بازمیگردد. پیش از آغاز کار خیاطی، در کار کشاورزی به پدرم کمک میکردم، پدرم چند هکتار زمین کشاورزی داشت. این روند ادامه داشت تا اینکه به همراه برخی از بانوان روستا در کلاسهای خیاطی جهاد کشاورزی شرکت کردم. بعد از آموزشهای لازم، تازه مشکل ما شروع شد، چون هیچ کدام چرخ خیاطی نداشتیم. بعد از مدتی پدرم برای من یک چرخ خیاطی خرید و من تنها دختری بودم که در روستا چرخ خیاطی داشتم، البته من هیچ وقت لطف پدرم را فراموش نکردم و چند سال بعد وقتی به موفقیت رسیدم، برای جبران آن کار و محبت بزرگش، من هم یک تراکتور برایش خریدم تا گوشهای از لطفش را جبران کرده باشم.
خانم میرزایی میگوید: پس از تهیه چرخ خیاطی، نمیدانستم چه چیزی بدوزم و چگونه آن را به فروش برسانم تا اینکه بعد از برگزاری یک اردوی جهادی از سوی دانشجویان بسیجی در روستای ما، به صورت اتفاقی با بسیج سازندگی و برنامهها و نحوه همکاری با آنها آشنا شدم.
وی ادامه میدهد: از آنجا که جهادگران بسیجی در زمان حضور در اردوها از کلاه و تیشرتهای متحدالشکل استفاده میکنند، به فکرم رسید برایشان کاری کنم. با مشورتی که با مسئول گروه جهادی داشتم، به من پیشنهاد کردند تیشرتهای مورد نیاز گروههای جهادی حاضر در استان را برایشان تولید کنیم که برای عملیشدن این کار نیاز به همراهی و کمک دیگر خانمها داشتم.
این بانوی جهادگر معتقد است پیشنهاد ارائهشده از طرف بسیج سازندگی کمک بسیار بزرگی به زنان روستا محسوب میشد، چون در مدت چند ماه، ۵ هزار تیشرت برای بسیج سازندگی آماده شد و چندین میلیون سود به دست آمد.
این کارآفرین خاطرنشان میکند: با پول حاصل از فروش لباسها به بسیج سازندگی، تعدادی چرخ خیاطی خریدیم و کارگاه دوزندگی بهتری در روستا راهاندازی کردیم، بعد سراغ آموزش و پرورش عشایری استان رفتیم و پیشنهاد کردیم زیر قیمت بازار، لباسهای فرم دانشآموزان عشایری را بدوزیم، آنها نیز استقبال کردند و ما ۹ هزار لباس فرم دوختیم که این بار سود کار بسیار خوب بود.
بدون حمایت کارها سخت میشود
داستان بانوی جهادگر عرصه اقتصاد مقاومتی به اینجا ختم نمیشود، چون او کارهایش را به کارگاه ختم نکرده و هر وقت فرصتی پیدا میکرده به همراه دیگر خانمها، از پارچههایی که اضافه میمانده برای دانشآموزان بیبضاعت و خانوادههای کمبرخوردار لباس میدوخته است.
توزیع همین لباسها در مدارس، پاداش بزرگی به همراه داشت و بدون اینکه خودشان بدانند، نام تولیدی زردوز را بر سر زبانها انداخت. حالا تمام مدیران مدارس میدانستند یک گروه از بانوان با قیمت پایین، بهترین لباسهای دانشآموزان را با کیفیت بالا تولید میکنند.
خانم میرزایی در مورد آن روزها میگوید: سفارشات زیادی به دستمان میرسید و حتی برخی افراد برای کارگاهها و کارخانجات درخواست لباس کار داشتند. کمکم لباسهای زردوز برای همه آشنا بود، چون ما نمیخواستیم فقط کاری کرده باشیم و درآمدی داشته باشیم، بلکه در زمان خرید پارچه به فروشندگان میگفتیم طرف حسابهای ما خانوادههای روستایی هستند، به همین خاطر هم پارچه خوبی میخریدیم و هم با قیمت مناسبی به ما میدادند.
وی بعد از حدود سه سال یعنی در اواخر دهه ۹۰ تولیدی بزرگتر و مجهزتری را آماده بهرهبرداری میکند که در مورد آن میگوید: با توجه به افزایش حجم سفارشات، قرار شد کارگاه جدیدی راهاندازی کنیم، آن هم در حالی که هیچ وقت تصور نمیکردیم در کمتر از پنج سال آنقدر سرمایه داشته باشیم که بتوانیم حدود ۴۰ نفر را برای همکاری دعوت کنیم. این بار طراحی لباس هم صورت میگرفت و مدلهای زنانه در دستور کاری ما قرار داشت.
این کارآفرین ادامه میدهد: همیشه از موفقیتهایم به عنوان یک زن روستایی سؤال میشود، اما هیچ کس از شکستها و زمینخوردنها چیزی نمیپرسد، امکان ندارد بدون چشیدن طعم شکست به موفقیت رسید، من بارها ضرر کرده و دوباره کار را از سر گرفتهام. مهمترین مشکل کارگاههای خیاطی در کشور بیتوجهی مسئولان به بازار و عدمحمایت از تولیدکننده داخلی است. ورود جنس قاچاق از چین و ترکیه ضربات بزرگی به فعالان این عرصه وارد میکند. نمیدانم چرا هر کاری میکنیم قیمت تمامشده پوشاک ایرانی باز هم بالاتر میرود. شاید دلیل آن بالا بودن قیمت پارچه در کشور یا استفاده چینیها از پارچههای بیکیفیت باشد که البته بدون شک ضعف اصلی ما در طراحی پوشاک مشتریپسند است.
وی اقتصاد مقاومتی را روی پای خود ایستادن و مصرف تولید داخلی تعریف میکند و میگوید: متأسفانه مدتهای زیادی خارجیها بازار پوشاک ایران را قبضه کرده بودند و اگر در آن زمان میتوانستیم قدرت بگیریم، امروز وضعیتمان بهتر بود. حالا چند سالی میشود که به خاطر گران شدن دلار خرید پارچه سخت شده و با این وضع، قیمت تمامشده لباسها آنقدر بالا میرود که نمیتوانیم آنطور که دوست داریم، رضایت مشتری را جلب کنیم.
وقتی بانوان کارآفرین از موفقیتهایشان میگویند، به خوبی میتوان متوجه شد با یک اراده، عزم و غیرت میشود کارهای بزرگی انجام داد، ولی واقعیت این است که بدون حمایت مسئولان، سازمانها و نهادهای مختلف نمیتوان کارها را توسعه داد. اقتصاد امروز با یک حرکت کوچک شروع میشود، اما در ادامه حتماً باید اهرمی پیشرونده فعال شود تا بتوان علاوه بر تأمین نیازهای یک استان به کل کشور و حتی صادرات هم فکر کرد، به همین خاطر خانم میرزایی معتقد است: اگر دولت یا وزارتخانههای مرتبط به نوعی از آنها حمایت کنند یا در بازاریابی کمکحالشان باشند و همچنین برای خرید پارچه و ارائه طرحهای نو در کنارشان قرار بگیرند، زردوز میتواند در کمترین زمان به تولید لباسهای محلی و سنتی اقدام مختلف ایرانی بپردازد؛ محصولاتی که هم برای صادرات جذاب هستند و هم توریستهایی که به ایران میآیند علاقهمند برای خرید آنها هستند.
بانوی جهادگر در پایان میگوید: ابتدا درآمد و سودها برای تأمین نیازها و رفع مشکلات اولیه خودمان صرف میشد، اما با پیشرفت کار پیوسته به این فکر میکنم چطور میتوان تعداد چرخها را افزایش داد تا افراد بیشتری بتوانند نان شبشان را از فعالیت در این کارگاه تأمین کنند. وقتی زنانی را میبینی که تا دیروز چشم به کمک مردم و سازمانها و نهادهای مختلف دوخته بودند و امروز با خوشحالی حاصل دسترنج خودشان را به خانه میبرند و در کنار فرزندانشان با سربلندی سفره پهن میکنند، تمام خستگی از تن زدوده میشود و برای ادامه راه انرژی مضاعف میگیرند.