قتلهای ناموسی پیش از اینکه حادثهای جنایی تفسیر شوند، دریده شدن پردههای عفت عمومی هستند، پردههایی که قرنها برای مراقبت از آن خوندلها خورده و جانهای بسیاری با عنوان دفاع از «وطن» و «ناموس» داده شده تا سخن اولیا و اوصیا در برقرار ماندن اخلاق انسانی و اسلامی برقرار بماند. مراقبه و مراقبت از نفس که نقل منابر بوده و هست، اصولی برای حرکت در مسیر اخلاق و پرهیز از لغزیدن به منجلابهای اخلاقی است. حوادثی که این روزها با عنوان قتلهای ناموسی به فضای رسانهای راه پیدا میکند، مثل عیان کردن شرمگاه میان مردم است که هم چشمهای هرزه را به دنبال خود میکشاند و هم افسوس دینداران را به همراه دارد. زشتیها و پلشتیهایی که از مجرای این حوادث به جامعه سرایت میکند در سابقه تاریخیمان که حفظ حریم خانواده در آن ارج نهاده میشد، جایگاهی ندارد. اینکه مردان و زنان بعد از وصلت از حریم زندگی خود خارج میشوند و به بستر زنان و مردان دیگری میغلتند، سوار شدن بر مرکب نفس است که لگام آن بر پشت مرکب گذاشته و به امان خدا رها شده است.
کمتر روزی است که حادثهای ناموسی در کشور رقم نخورد و زن یا مردی به دلیل هوسرانی و برملا شدن اسرار خیانتش از طرف خانواده فرد مقابل کشته یا به شدت مجازات نشود. از منظر جرمشناسی اگر حادثه قتل رقم بخورد، زن یا مرد خیانتکار به قتل میرسد و قاتل هم در نوبت مرگ قرار میگیرد و سرنوشت زندگی خانوادگی همه افراد درگیر حادثه در معرض نابودی قرار میگیرد و فرزندان نامشروعی هم از مجرای این بلواهای برقرار شده به زیست عمومی اضافه میشوند. از منظر آسیبشناسی هم میتوان با ورود به اوراق پروندهها و بررسی انگیزههایی که منجر به عمل مجرمانه میشود به دلایل شکستن حریم زندگی دیگران پی برد. اینکه خیانت در سایه بیتوجهی یکی از طرفین یا خشونت خانگی و زیست مجازی آنها یا مصرف افیون صورت میگیرد، مباحثی است که میشود به آن ورود و کرسیهای آسیبشناسی برایش برقرار کرد، اما نمیشود به ارادههایی که مدام بر مرکب نفس سوار میشوند لگام زد، چراکه وضعیت موجود محصول رها کردن تهذیب نفس، تعلیم و تربیت و تزکیه و تقیه است که نسل قبل و نسلهای قبل از ما به آن پایبند بودند. اگر فراوانی خیانتهای ناموسی را بخواهیم به گستره فناوری پیوند دهیم باید بپذیریم که اخلاق و عفت را هم به فناوری باختهایم.