برگزاری کنگره شهدای ورزشکار بار دیگر یاد و خاطره حماسهسازان ورزش کشور را در مصاف با دشمنان این آب و خاک یادآور شد. پهلوانانی که افتخارآفرینیهای آنها تنها به عرصه ورزش محدود نمیشد. ورزشکارانی که در ادامه مسیر موفقیت به جای گام برداشتن به سمت سکو، راه خاکریز را پیش گرفتند و به مقام شامخ شهادت نائل شدند. ورزشکارانی که نه فقط یک قهرمان که پهلوان بودند. پهلوانانی نامی که دست روزگار آنها را به سمتی دیگر هدایت کرد تا اینبار برای حفظ خاک، حریف را در زمینی دیگر خاک کنند. پهلوانانی که اگرچه نامشان در مقابل نفراتی، چون تختی کمتر شنیده شده، اما رشادتهایشان کم از پوریای، ولی و تختی ایران ندارد و میتوانند الگوهای مناسبی برای جوانان جامعه بهخصوص ورزشکاران باشند.
برگزاری مراسم نمادینی، چون کنگره شهدای ورزشکار به خودیخود اتفاقی خوب و قابل تقدیر است، اما کافی نیست! آنچه امروز جامعه ورزش کشور نیاز دارد، آشنایی با پهلوانانی است که جبر زمانه آنها را بر آن داشت تا به جای زمین مسابقه در نبردی واقعیتر ظاهر شوند. نبردی که گاه لازمه پیروزی در آن گذشتن از جان شیرینی بود که چیزی فراتر از مدال و عنوان را به دنبال داشت. جامعه و بهخصوص جامعه ورزش امروز نیازمند آشنایی با شهدای ورزشکار و منش پهلوانی آنهاست. شهدایی که حرفشان حرف بود، نه وعده. شهدایی که ایستادگی و استقامت مثالزدنیشان امروز میتواند نه فقط الگو که انگیزه و روحیهای مضاعف باشد برای جوانان نوپا، اما به شرط آنکه در رونمایی از چند کتاب و برگزاری چند کنگره خلاصه نشود و گامی برای شناساندن آنها به جامعه ورزش بهویژه جوانان برداشته شود. شهدای ورزش باید به جامعه ورزش معرفی شوند، نه فقط برای تکریم از آنها که کمترین وظیفه ما برابر این قهرمانان واقعی است، بلکه برای آشنایی ورزشکاران با قهرمانان و پهلوانان واقعی کشور و سرلوحه قرار دادن منش و خصوصیات اخلاقی آنها. این آشنایی، اما به اقداماتی بیش از برپایی سالانه یکی، دو کنگره یا حتی رونمایی از یکی، دو کتاب نیاز دارد. معرفی شهدای ورزش نه به حرف که به کار عملی نیاز دارد. به آموزش الگوهایی که میتوانند نسل جوان را به مسیری هدایت کنند که فرای کسب عنوان و مدال به پهلوانی بیندیشند و در راستای اصول اخلاقی و پهلوانی گام بردارند.
اهمیت آشنایی جامعه ورزش با شهدای خود را میتوان از توجه و استقبال نسل جوان بعد از موفقیتهای کسب شده توسط ورزشکاران دریافت. مسئلهای که قهرمانان کشتی بارها و بارها بدان اشاره کردهاند. الگوبرداری از قهرمانان ورزشی اتفاق تازهای در ورزش ایران و حتی جهان نیست. حال اگر این جوانان به جای تماشای قهرمانیها شاهد نمایش پهلوانی مردانی باشند که جان خود را برای پرچم کشورشان معامله کردند، آیا مسیر تازهای در الگوبرداری پیش پای آنها باز نمیشود؟ آیا آشنایی واقعی ورزش با شهدای ورزشکار نمیتواند خلع اخلاقی که سالهاست ورزش کشور را میآزارد برطرف و نسلی تازه با دیدگاهی متفاوت را تربیت کند؟ برگزاری کنگره ورزشکاران برای یادآوری خاطره شهدای ورزشکار کشور بیشک اقدامی قابل تقدیر و باشکوه است، اما نه وقتی همه تلاشها برای معرفی شهدای ورزشکار به چند برنامه اینچنینی محدود شود که این تنها از سرباز کردن است، نه برنامهای برای معرفی پهلوانان و قهرمانان واقعی کشور.