
یک سال و اندی ماه عسل اوباما رئیسجمهور آمریکا در کاخ سفید با سرعت نه چندان آرام در حال تمام شدن است. اولین رئیسجمهور سیاهپوست ایالات متحده در اوج دلزدگی داخلی و بینالمللی از بوش و نومحافظهکاران وارد کاخ سفید شد و انتظار میرفت که بیزاری آمریکاییها از جمهوریخواهان حداقل چند سال به اوباما مجال جولان بدهد. حتی بعضی مژده دادند که چپ سیاسی به عنوان یک گفتمان غالب در آمریکا ظهور کرده و عمری به بلندای چهار دهه خواهد داشت.
جهان خارج آمریکا هنوز هم برای ماه عسل 12 ماهه اوباما عده نگه داشته و با رئیسجمهور 48 ساله آمریکا دل میدهد و قلوه میگیرد. چینیها در پکن برای او فرش قرمز پهن میکنند، ترکها با دَم او سیاستهای منطقهایشان را به پیش میبرند و ایرانیان به عنوان دشمن سیساله دولت آمریکا میگویند که «آقای اوباما در شرایط خاصی است» و «برای قضاوت درباره اوباما عجله نمیکنیم.»
اما ظاهراً احترامی که خارجیها برای آقای اوباما نگه میدارند خیلی بیشتر از حرمتی است که جمهوریخواهان برای رئیسجمهور شان قائل هستند. جنگ سرد علیه رئیسجمهوری که فقط یک سال از حضورش در کاخ سفید گذشته و قصد دارد بعد از 3 سال اول، چهار سال دیگر هم در آنجا بیتوته کند، همان ششماه اول شروع شد ولی خیلی زود به نقطه اوج رسید.
لایحه 848 میلیارد دلاری اصلاح مراقبتهای بهداشتی، احتمالاً اولین جبهه رویارویی نه چندان آشکار جمهوریخواهان با اوباما بود. تظاهرات گستردهای که روز بیست و یکم شهریورماه(12 سپتامبر) علیه اصلاحات بهداشتی اوباما برگزار شد نشان داد که راستگرایان شمشیرها را برای رئیسجمهور آمریکا از رو بستهاند. شعارهای تند و تیز و به کار بردن الفاظی مانند«هیتلر» و «سوسیالیست» برای رئیسجمهور جدید آمریکا، حاکی از ظهور گرایشهای افراطی راست علیه سیاستهای اوباماست، گرایشهایی که در خوشبینانهترین حالت با لبخندهای جمهوریخواهان همراه بود.
با این حال، ظاهراً سیاست خارجی از همه حوزههایی که جمهوریخواهان سیاستهای اوباما را به چالش میکشند، حساستر است.
افغانستان به عنوان محور اصلی سیاست خارجی اوباما از چند ماه قبل به نوک پیکان انتقادهای جمهوریخواهان تبدیل شده و روند رویاروییها طی روزها و هفتههای آینده روند تندتری پیدا خواهد کرد. اوباما وعده کرده بود بعد از مشخص شدن نتیجه انتخابات، استراتژیاش را درباره افغانستان اعلام میکند ولی با گذشت سه هفته از پیروزی نه چندان شیرین کرزای هنوز این استراتژی را اعلام نکرده است. از یک سو جمهوریخواهان و محافل نظامی برای افزایش نیرو فشار میآورند و از طرف دیگر اوباما و تیم همراه او با خود فکر میکنند که در صورت افزایش نیرو، پس نقطه تفاوت سیاستتان با بوش و نومحافظهکاران چیست؟
از همه حساستر، رویکرد اوباما به صلح خاورمیانه و فشارهای کمسابقه او بر کابینه راستگرای نتانیاهو است. اوباما و همفکران او معتقدند مصالحه اسراییل با فلسطینیان کلید صلح در نقاط دیگر خاورمیانه و حتی گشایش در پرونده هستهای ایران است، ولی جریان حاکم بر سرزمینهای اشغالی و لابی پرقدرت و حامیاش در واشنگتن معتقدند کلید صلح خاورمیانه از مسیر پرونده هستهای ایران عبور میکند: اول ایران بعد صلح خاورمیانه.
جالب اینکه در این یک مورد سنبه اسراییل در سیاست خارجی آمریکا آنقدر پرزور است که اوباما و یارانش ناخواسته بدون اینکه احساس کنند اولویتهایشان را تغییر داده و موضوع هستهای ایران را به ردیف اول فهرست سیاست خارجیشان آوردهاند.
جنگ جمهوریخواهان با اوباما بر سر ایران از این هم پیچیدهتر است. چند روز است که یک گروه ایرانی کمتر شناخته شده به نام کمیته ایران و آمریکا (پناک) در معرض اتهام سنگین شکستن قواعد لابیگری در آمریکا قرار گرفته و طیفهایی شناخته شده پروندهای قطور برای آن تشکیل دادهاند با وجود مواضع مبهم این گروه در مورد دولت ایران، جمهوریخواهان مدعیاند پناک برای جمهوری اسلامی لابی میکند و در این راه در داخل وزارت خارجه آمریکا هم از حمایت برخی چهرههای طرفدار اوباما سود میبرد.
پروندهای که جمهوریخواهان در مورد ایران برای اوباما تدارک دیدهاند اگر طی چند هفته آینده از لایههای مخفی بیرون نیاید در طول ماههای خارج خواهد شد و به یکی از چالشهای جدی جمهوریخواهان با رئیسجمهور سیاهپوست تبدیل میشود. حالا احتمالاً بهتر میتوانیم معنی و مفهوم نظرسنجیهای پیدرپی چند هفته گذشته را درک کنیم، نظرسنجیهایی که آخرین آنها روز یکشنبه آژیر نگران کننده سقوط محبوبیت اوباما به زیر 50 درصد را به صدا درآورد. آیا راست سیاسی بعد از یک سال به جامعه آمریکا بازگشته است؟