طی چند هفته گذشته، چهار حمله در داخل اسرائیل توسط گروههای مقاومت فلسطینی صورت پذیرفت که منجر به کشته شدن ۱۱ نفر و زخمی شدن تعدادی دیگر شد طی چند هفته گذشته، چهار حمله در داخل اسرائیل توسط گروههای مقاومت فلسطینی صورت پذیرفت که منجر به کشته شدن ۱۱ نفر و زخمی شدن تعدادی دیگر شد. این رشته عملیات آنگونه که گروههای فلسطینی اعلام کردهاند «پاسخی مشروع به جنایات و تروریسم اشغالگران صهیونیسم علیه مردم فلسطین و مقدسات آنهاست»، اما این دست رخدادهای داخلی با دو موضوع مهم دیگر نیز همزمان بود که تلآویو تمام تلاش خود را جهت بهرهبرداری از آن انجام داد؛ یکی، تبلیغات گسترده علیه جبهه مقاومت و دیگری نشست نقب که با حضور اسرائیل و کشورهای امریکا، مصر، امارات، بحرین و مراکش با محوریت مسئله ایران انجام شد.
جامعهای چندپاره و متنوع؛ پذیرای بحران
رژیم صهیونیستی در سال ۱۹۱۷ با بیانیه بالفور تلاش خود را برای تأسیس آغاز کرد. رژیمی که بر پایه جنبش صهیونیسم، تاکنون فراز و فرودهای بسیاری را از سرگذرانده است. جنبش صهیونیسم با هدف تشکیل میهنی برای یهودیان شکل گرفت که آغازگر موج دوم مهاجرت بیش از ۴۰ هزار یهودی با ملیتهای مختلف به خاورمیانه بود. جامعهای که بر پایه مذهب بنیان نهاده شده، ساکنان آن از ملیتهای مختلفی دور هم جمع شدند و سرانجام در سال ۱۹۴۸ با اشغال بخش بزرگی از فلسطین اعلام موجودیت کردند. بنابراین از ابتدا تاکنون، جامعه اسرائیل ماهیتاً از داخل، جامعهای چندملیتی (چندپاره) بوده که حول مذهب بهگونهای شکننده گرد هم آمدند که چنددستگی سیاسی گستردهای در آن وجود دارد و در مدت اخیر نیز، ناکارآمدی و سوءمدیریت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آن سبب گسست بیشتری شده است. از ابتدای تاریخ تشکیل این رژیم، چنین گسستهایی که عمدتاً منشأ داخلی دارند وجود داشته و دولتمردان اسرائیلی سعی در مدیریت آن با استفاده از شرایط بینالمللی داشتهاند. به این ترتیب صهیونیستها همواره با دشمنسازی بیرونی، چندپارگیهای داخلی را برای مدتی مسکوت کردهاند. دشمنسازی از اعراب، حکومت بعث عراق و اکنون نیز جمهوری اسلامی ایران در قالب این خطمشی قابل تعریف است، اما با توجه به بحرانهای درونی تلآویو که از سال گذشته در صحنه سیاسی با انتخاب دولت جدید و بعد اجتماعی با خشونتهای خیابانی به دلیل تبعات اقتصادی- بهداشتی ناشی از کرونا، موج بیکاری ۲۷درصدی و فساد نتانیاهو که باعث ورود سازمان اطلاعات و امنیت داخلی شاباک/ شین بت در جلوگیری از این اعتراضات شد و مهمتر از همه چنددستگی نژادی میان یهودیان عرب و غیرعرب در جریان منازعه اخیر حماس و صهیونیستها، شرایط داخلی را برای چنین رخدادهایی نه تنها از طرف گروههای مقاومت فلسطینی، بلکه خود ساکنان سرزمینها مهیا کرده است. مدعای این مهم حمله انجام شده در شهر «بئرشبع» بود که یک شهروند اسرائیلی آن را انجام داد. به نظر میرسد این دست حملات در آینده پیشرو شیب صعودی به خود خواهد گرفت.
پاسخ به نسلکشی صهیونیستها
در سایه سکوت جامعه جهانی به نسلکشی رژیم اسرائیل در سرزمینهای اشغالی، چنین پاسخهایی دور از ذهن نخواهد بود. چند ماه قبل بود که عفو بینالملل طی گزارشی با عنوان «نظام آپارتاید اسرائیل علیه فلسطینیها؛ نظام ددمنشانهای بر پایه جنایات ضد بشری و سلطهگری» اعلام کرد: «باید مقامات اسرائیلی به دلیل جنایت تبعیض نژادی علیه فلسطینیها مجازات شوند. از آنها خواسته میشود اشخاصی را که مرتکب نقض حقوق بشر شدهاند محاکمه کنند؛ همه میدانیم اسرائیل تاریخ و عملکرد ضعیفی در مجازات عاملان جنایتهایش دارد و به همین دلیل از نهادهای بینالمللی از جمله دیوان کیفری بینالمللی درخواست اقدام فوری شده است.» اگنس کالامار، دبیرکل عفو بینالملل، ضمن اشاره به فشارهای بسیاری که از سوی مقامات و لابیهای صهیونیستی برای عدم انتشار این گزارش وجود داشت، اعلام کرد عملیات سلطه بر اراضی و املاک فلسطینیها، کوچ اجباری، قتلها و دستگیریهای غیرقانونی، محدودیتهای شدید بر تردد و رفتوآمد فلسطینیها و از میان بردن حق و حقوق شهروندی و تابعیت برای آنها، اقدامات مختلف اسرائیل است که سالهاست به صورت نظاممند «نسلکشی» را در این سرزمین پیش میبرد و اینگونه اسرائیل با جنایات ضدبشری و تبعیض نژادی قادر به حفظ خود بوده است.
برای نمونه، ساخت دیوار حائل گرداگرد نوار غزه که ۱۵ سال قبل تمام شد، ولی همچنان روز به روز ارتقا پیدا میکند، غزه را به «بزرگترین زندان انسانی جهان» مبدل کرده است. این دیوار با تجهیزات پیشرفته متعدد با شش متر ارتفاع از روی زمین و موانع مختلف زیرزمینی از بالاترین ظرفیت برای محدود کردن ساکنان غزه برخوردار است. در غزه بیش از ۲ میلیون نفر زندگی میکنند، طول آن حدود ۴۰ کیلومتر است و عرض آن از ۶ تا ۱۲ کیلومتر متغیر، تراکم جمعیت در آن به حدی بالاست که در هر کیلومترمربع ۵ هزار و ۴۵۰ نفر زندگی میکنند و، اما در مقابل در اراضی اشغالی این تراکم برای صهیونیستها حدود ۴۰۰ نفر در هر کیلومترمربع است. در غزه، نرخ بیکاری به حدود ۵۰ درصد رسیده و قریب به ۸۵ درصد از افراد زیر خط فقر قرار دارند. این در حالی است که طی دو دهه گذشته تلآویو چهار جنگ ضدبشری را در سالهای ۲۰۰۸، ۲۰۰۹، ۲۰۱۲، ۲۰۱۴ و ۲۰۲۱ در نوار غزه به راه انداخته است. این تنها گوشهای از جنایت ضدبشری اسرائیل علیه فلسطینیهاست که غالب دولتها بهویژه اعراب در برابر آن سکوت کردهاند. این دست موارد سبب شده گروههای مقاومت فلسطینی در گامی رو به جلو چنین اقداماتی را سازماندهی کنند.
بهرهبرداری برای ایرانهراسی
یکی از عوامل اصلی اتحاد درونی رژیم صهیونیستی، دشمنسازی بیرونی است که اکنون جمهوری اسلامی ایران هدف اصلی این خطمشی است. جبهه رسانهای- تبلیغاتی تلآویو در کنار رژیم آن طی چند سال اخیر با دنبال کردن سیاست دوستی و عادیسازی روابط با اعراب که ذیل «توافق ابراهیم» موضوعیت یافت، گروههای فلسطینی و جبهه مقاومت را مانع ثبات در سرزمینهای اشغالی معرفی میکنند، این در حالی است که ایران را مهمترین مسبب این بیثباتی در منطقه به دلیل حمایت از مخالفان اسرائیل، انصارالله یمن و پیشبرد برنامه هستهای خود معرفی کردهاند. در این راستا، همواره جنبشهای مقاومت فلسطینی و سپاه را در کنار القاعده و داعش نام میبرند تا قادر شوند پروژه ایرانهراسی را بیش از پیش مطرح کنند. این موضوع بهویژه در نشست ششجانبه نقب، در راستای ایجاد ائتلاف منطقهای علیه ایران مطرح و بررسی شده است. نکته شکبرانگیز که در گرماگرم این اجلاس رخ داد، انتشار بیانیه داعش در پذیرش مسئولیت حمله به خدرا و بئرشبع بود که سؤالاتی را به ذهن متبادر میکند، از جمله اینکه ابتدا این عملیات را تلآویو به داعش منتسب دانست و سپس داعش با استفاده از فیلمهای منتشر شده توسط تلآویو، بیانیه پذیرش مسئولیت حملات را اعلام کرد.
در مجموع اینکه، در آینده پیشرو شاهد رخدادهای بیشتری از این دست موارد در سرزمینهای اشغالی خواهیم بود که ناشی از نارضایتیهای سیاسی- اجتماعی داخلی جامعه صهیونیستی و پاسخ گروههای مقاومت فلسطینی به نسلکشی صهیونیستهاست. البته با وجود درهم ریختگی پازل امنیتی تلآویو، نباید از یاد برد که رژیم اسرائیل سعی در استفاده از چنین شکستهایی جهت ایرانهراسی در منطقه از یکسو و باز سامان دادن اتحاد درونی جامعه چندپاره خود خواهد داشت.