کارشناسان پزشکی قانونی امکان قصاص چشم و انگشتان مردی را که در جریان حادثهای هولناک همسرش را تا پرتگاه مرگ کشاندهبود، بررسی میکنند.
به گزارش «جوان»، ۲۵آبان سال۹۹، مأموران پلیس تهران از زخمی شدن زن میانسالی به نام پوران در خانهاش در خیابان ایثار باخبر و در محل حاضر شدند. شواهد اولیه نشان میداد آن زن با ضربات قمه از سوی شوهرش محسن زخمی و راهی بیمارستان شده است. پوران بعد از چند عمل جراحی و در حالیکه به طور معجزه آسایی زندهمانده بود از شوهرش شکایت کرد. او که چشم راستش کور و انگشتان دستش قطع شدهبود، گفت: قبل از ازدواج، دانشجوی حقوق و کارمند یکی از ادارات دولتی بودم. وقتی محسن به خواستگاریام آمد، قول خوشبختی داد. با این وعده دروغ درس و کارم را رها کردم، اما بعد از ازدواج متوجه شدم مرد شروری است. مدام با هم درگیر بودیم طوری که زمان زایمان، خانه پدرم بودم. وقتی دو قلوها به دنیا آمدند، فریبم داد و به خانه برگشتم، اما بعد از دوماه، مدعی شد دخترمان فرزند او نیست. او برای اینکه آزارم دهد بچهها را از پایشان آویزان میکرد و میگفت باید بگویی بچهها متعلق به چه کسی هستند!
این زن ادامه داد: همسرم دو بار بینی دخترم و دوبار هم دنده و سر مرا شکست. شهریور سال گذشته وقتی دندههایم را شکست از او شکایت کردم، اما او با یک فیش حقوقی آزاد شد. وقتی فهمیدم آزاد شدهاست، از ترس به خانه برنگشتم تا این که آبانماه گفت خانه را ترک کردهاست و من هم به خاطر اینکه دخترمان به کرونا مبتلا شدهبود برای مراقبت از او به خانه برگشتم. غروب روز حادثه در خانه بودم که متوجه شدم محسن به خانه برگشته است. در را به رویش باز نکردم، اما او با شکستن پنجرهها وارد خانه شد. او با قمهای که دستش بود یک ضربه به پشت پایم زد سپس چند ضربه هم به سر و دستم زد. بیهوش نقش بر زمین شدم که سه روز بعد فهمیدم در بیمارستان هستم. با مطرح شدن شکایت شوهر آن زن دستگیر شد و پرونده با کامل شدن تحقیقات به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
درخواست قصاص
در اولین جلسه محاکمه ابتدا زن میانسال بار دیگر ماجرا را شرح داد و برای متهم درخواست قصاص کرد. سپس دختر متهم در جایگاه قرار گرفت و با شکایت از پدرش گفت: از رابطه پدر و فرزندی چیزی جز کتک و فحش ندیدم. او مخالف نماز و روزه بود و وقتی هیئت میرفتم عصبانی میشد. هیچ وقت به او بهخاطر جایگاه پدری بیاحترامی نکردم. اما حالا برای او اشد مجازات میخواهم.
سپس پسر خانواده در جایگاه قرار گرفت و گفت: پدرم در این سالها فقط پنج سال کار مفید کرد. بقیه این مدت بار زندگی روی دوش مادرم بود. او اعتیاد شدید داشت وقتی او را به کمپ بردم خانوادهاش به اتهام آدمربایی از من شکایت کردند. یک بار هم وقتی با خواهرم به کربلا رفته بودیم وقتی برگشتیم به خاطر این سفر بینی خواهرم را شکست. از دیدن مادرم در روز حادثه وقتی انگشتانش را داخل یخ گذاشتم و سرش را روی دستم گرفتم هر شب قرص آرام بخش میخورم.
دومین جلسه محاکمه و انکار اتهامات
دومین جلسه محاکمه روز گذشته در همان شعبه تشکیل شد. با اعلام رسمیت جلسه نماینده دادستان بار دیگر برای متهم به اتهام توهین به مقدسات، شروع به قتل عمدی، جرح عمدی و قطع عضو درخواست اشد مجازات کرد. در ادامه متهم در جایگاه ایستاد و گفت: اتهاماتم را قبول ندارم. متهم درباره درگیری با خانوادهاش گفت: روزی همسرم دیر به خانه آمد وقتی دلیلش را پرسیدم جواب سربالا داد. عصبانی شدم و یک گلدان به سرش زدم. پسرم نیز مرا به کمپ برد و سه روز در آنجا زندانی بودم. طوری شده بود در خانه آسایش و امنیت نداشتم این شد که آنجا را ترک کردم.
متهم درباره روز حادثه گفت: روزی سایتها را میدیدم که در یکی از آنها تصاویر نامناسب همسر و دخترم را دیدم. به خاطر مصرف مواد حالت عادی نداشتم آن تصاویر حالم را بدتر کرد این شد که قمه را برداشتم و به طرف خانهام رفتم.
او در آخر گفت: پشیمانم و نباید همسرم را اینچنین کتک میزدم. باید اجازه میدادمگذر زمان همه چیز را مشخص کند.
در ادامه دو وکیل متهم از او دفاع کردند و یکی از آنها گفت: متهم در جنگ دچار موج گرفتگی شدیدی شده بود و در این سالها توهمات زیادی دارد. او سابقه پرخاشگری و خودزنی هم دارد. در این پرونده او یکبار هم به پزشکی قانونی نرفتهاست. در پایان هیئت قضایی ادامه رسیدگی را به تاریخ دیگری موکول کرد تا با توجه به درخواست قصاص از سوی شاکی و درخواست وکیل متهم، کارشناسان پزشکی قانونی اعلام نظر کنند تا مشخص شود امکان قصاص وجود دارد یا نه.
به این ترتیب جلسه محاکمه بعد از نظریه کارشناسان در تاریخ دیگری در همین شعبه برگزار خواهد شد.