جهنم مربیان تا همین چند سال قبل کشورهای حاشیه خلیج همیشه فارس بود. روی نیمکت لرزان تیمهای عربی که با اولین باخت یا نارضایتی مدیران متمول آنها با پرداخت جرینگی مبلغ قرارداد مربیان به سادگی هرچه تمامتر روی نام آنها قلم قرمز میکشیدند، آن هم بیتوجه به بزرگی یا کوچکی مربی مورد نظر. این ویروس، اما طی سالهای اخیر به شکل قابل توجهی یقه فوتبال باشگاهی ایران را هم گرفته است، به طوری که هر ساله شاهد تغییرات پرتعداد روی نیمکت تیمهای لیگ برتری هستیم. تغییراتی که در لیگ بیستویکم با یک رکوردشکنی تاریخی از همان هفته نخست آغاز شد!
بیاعتباری مربیگری
تنها یک هفته روی نیمکت شهرخودرو دوام آورد. نیمکتی که تا پیش از آن سکان هدایتش به دست مهدی رحمتی بود و در لیگ بیست و یکم هدایتش به مهاجری سپرده شده بود که بازی نخست را با تساوی بدون گل و کسب یک امتیاز از نخستین میزبانی به جیب زده بود. هفته دوم، اما به دلیل اعتصاب بازیکنان مشهدی هرگز برگزار نشد، ولی قبل از برگزاری هفته سوم بود که وقتی مهاجری راهی تمرین شد با اکبر میثاقیان مواجه و برای حفظ اعتبارش تصمیم به استعفا گرفت، وقتی شواهد از هیچ کاره بودن او در تیم خبر میداد و به همین راحتی رکوردی تاریخی را به نام خود ثبت کرد و در حالی که وعده بازیکنسازی داده بود تنها یک هفته بعد از نشستن روی نیمکت شهرخودرو در لیگ بیست و یکم، سکان هدایت این تیم را تحویل دیگری (اکبرمیثاقیان) داد و رفت.
نیمکت نامطمئن تراکتور
قرعه دومین تغییر به نام فیروز کریمی افتاد. هضم شکست ۲ بر یک در تبریز مقابل پیکان که سومین باخت پیدرپی تراکتور بود برای زنوزی که عادت به تحمل مربیان ناکام ندارد کار سادهای نبود و او را دست به قلم کرده بود برای کنار زدن فیروز کریمی که این مربی نیز خودش پیشدستی کرد. تراکتور که از لیگ هجدهم تا به امروز ۱۲ تغییر را روی نیمکت مربیگری خود تجربه کرده، فصل قبل و در هفته پنجم بود که قید منصوریان را زد، اما این فصل با پیشرفتی قابل توجه در هفته چهارم تصمیم به ایجاد تغییر گرفت! البته این دومین تغییر فصل تراکتور به حساب میآید، چراکه بعد از پایان فصل قبل کمالوند جای فیروز کریمی را گرفت که به دلیل اختلافات قبل از شروع مسابقات و بیآنکه حتی یک بازی را با تراکتور تجربه کند عطای هدایت این تیم را به لقایش بخشید تا بار دیگر فیروز کریمی روی نیمکت تراکتور بنشیند. مربی که اینبار، اما حضورش تنها چهار هفته روی نیمکت تراکتور دوام داشت و حالا تیم زنوزی مانده و نیمکت خالی، تیمی که آمار و ارقام نشان میدهد دل بستن به آن فکر خوبی نیست.
قمار باخت
آخرین تغییر تا قبل از هفته پنجم نیز یقه ویسی جوان را گرفت. مربی که به گفته خود گرشاسبی در راه مذاکره با تیمی دیگر با پیشنهاد مدیرعامل فولاد راهش را به سمت این تیم خوزستانی کج کرد، آن هم در شراطی که مدیریت باشگاه همزمان در پی گرفتن رضایت نکونام برای ادامه همکاری بود: «شرایطمان مثل بازی شطرنج بود و اگر غفلت میکردیم کیش و مات میشدیم. از آنجا که خواسته بیشتر مردم خوزستان به کارگیری سرمربی بومی بود، قرعه به نام ویسی افتاد. البته به او گفتیم سه روز دیگر منتظر نکونام میمانیم و اگر نیامد قراردادت را امضا میکنیم که او هم سفید امضا کرد.» این، اما قمار خوبی برای ویسی نبود و او به جای سه روز سه هفته بعد جایش را به نکونامی داد که جلب رضایتش اندکی به طول انجامید.
مدیریت ناکارآمد
سه تغییر تنها در چهار هفته (اگر نخواهیم کمالوند را نیز به این لیست اضافه کنیم) روندی تأسفبار از بیثباتی در لیگ برتر فوتبال ایران است. رفتاری که عادت مدیران کشورهای عربی حاشیه خلیج همیشه فارس بود و مایه تمسخر، اما حالا به عادت تأسفبار مدیران ایرانی تبدیل شده است. تغییرات پیدرپی که نشان از تصمیمات شتابزده و عجولانه مدیرانی دارد که در عین ناباوری نفرات باتجربهای نیز در بین آنها به چشم میخورد. رفتار غیرقابل توجیهی که اعتبار فوتبال ایران و نیمکت تیمهای باشگاهی آن را سالهاست که زیر سؤال برده است.