کد خبر: 722678
تاریخ انتشار: ۲۳ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۵:۲۴
«نظري بر يك نمونه موفق در مواجهه با غرب‌زدگي فكري در تاريخ معاصر» در گفت‌وشنود مكتوب با آيت‌الله سيد‌عزالدين حسيني زنجاني
بلاغي قلم‌هاي منحرف را
با تيشه استدلال شكست
شاهد توحيدي

نيمه شعبان هرسال، تداعي رحلت يكي از «بيدارگران اقاليم قبله» است. علامه مفضال، آيت‌الله حاج شيخ محمدجواد بلاغي(قده)پس از عمري مواجهه عالمانه با پديده‌اي كه امروز «تهاجم فرهنگي» نام گرفته است، در چنين روزي روي از جهان برگرفت و با ساكنان حرم ستر و عفاف ملكوت همنشين گشت.

پرسش و پاسخ‌هايي كه پيش روي داريد، چندي پيش از رحلت مرحوم آيت‌الله العظمي حاج سيدعزالدين حسيني زنجاني (از شاگردان مرحوم علامه بلاغي) با ايشان صورت گرفت و آن بزرگوار با قلمي جذاب به تبيين منش استاد پرداختند.

اميد مي‌بريم كه انتشار اين اثر ارجمند تاريخي، ياريگر پژوهشگران در بررسي و تبيين منش يكي از بيدارگران علمي و ديني عصر حاضر باشد.

در تاريخ معاصر ايران، علامه شيخ محمد جواد بلاغي، از نمونه‌هاي موفق در مواجهه با موج غرب‌زدگي فكري و انديشه‌هاي غير اسلامي به شمار مي‌رود. جنابعالي پس از سال‌ها، شيوه آن بزرگ را در مواجهه با اين موج، چگونه ارزيابي مي‌كنيد و با عنايت به اينكه اين مسئله، هنوز موضوع روز است، تا چه ميزان تداوم مسير علامه بلاغي را لازم مي‌بينيد؟

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم. الحمدلله رب العالمين وصلي الله علي محمد وآله الطاهرين(ع). هنگامي كه بادهاي مسموم انديشه‌هاي غربي به سوي جوامع اسلامي وزيدن گرفت و گرد و غبار شبهات بر سرزمين انديشه‌ها مي‌نشست و افكار و انديشه‌هاي استعماري دين‌زدايي را با قلم‌هاي خيانت بر انديشه جوامع اسلامي رقم مي‌زدند، فقيد سعيد، علامه بارع، مرحوم آيت‌الله شيخ محمدجواد بلاغي سوار بر مركب دانش شد و شمشير قلم را در يك دست و سپر استدلال و برهان را در دست ديگر گرفت و زره تقوا پوشيد و در برابر سمپاشي‌هاي ملحدان به جمع‌آوري گياهان هرزه از باغ‌ها و بوستان‌هاي اسلام مشغول شد و همه مطالب خلاف را برچيد و قلم‌هاي منحرف را با تيشه استدلال شكست. البته ايشان در نوشته‌هايش روش ابتكاري و نوآوري داشت و با قلم شيواي خود مطالب را با شيوه‌اي تازه مي‌نگاشت. از اين‌رو برخي از نوشته‌هايش به صورت داستان و برخي به صورت گفت‌وگو و مناظره هستند.

آري، علامه بلاغي لحظه‌اي از تحقيق، تأليف و تصنيف نياسود. بنابراين بحق وي را مي‌توان پاسدار مرزهاي اعتقادي اسلام و بيدارگري متعهد ناميد. اين بزرگوار در رد شبهات بسيار فعال بود و زحمات نگارش در راه اسلام را همواره بر خود آسان مي‌كرد به حدي كه درباره ايشان معروف بود قلم انگشت ششم دستشان است. اينجانب از استاد علامه سيد المجتهدين آقاي حاج سيد احمد خوانساري شنيدم كه مي‌فرمود با اينكه در آخر عمر از نظر جسمي ناتوان بود، طوري كه در مسافت كوتاه بين منزل و مسجد بر اثر ضعف مزاج در چند جا مي‌نشست و رفع خستگي مي‌كرد، اما از وظيفه نوشتن كوتاهي نمي‌كرد.

از لوازم مهم مواجهه با تهاجم فرهنگي، تسلط بر زبان و مباني انديشگي طرف مقابل است. ظاهراً مرحوم علامه بلاغي، با تسلط بر زبان‌هاي خارجي، در اين عرصه توفيقي ارجمند داشته‌اند. لطفاً در اين‌باره مقداري توضيح دهيد؟

آموختن زبان‌هاي خارجي با امكانات محدود آن روزگار كار بسيار دشواري بود. علامه بلاغي افزون بر دانستن زبان عربي، انگليسي و فارسي، عبري را نيز به‌خوبي مي‌دانست(1) و بر آنها مسلط بود. دانستن اين زبان‌ها به شخصيت علمي وي برجستگي ويژه‌اي بخشيده بود. استاد محمدرضا حكيمي چگونگي آموختن زبان عبري علامه بلاغي را چنين نگاشته است: «زبان عبري را از يهود دوره‌گردي آموخت. در آن روزگار گروهي يهودي در شهرهاي عراق بودند كه قدري جنس، پارچه و امثال آن به دوش داشتند و در كوچه و بازار مي‌گشتند و مي‌فروختند. علامه بلاغي از اين فرصت‌ها استفاده مي‌كرد و درباره مفردات و جمله‌بندي زبان عبري از آنان چيزهايي مي‌پرسيد. برخي موارد مجبور مي‌شد همه اجناس يك يهودي دوره‌گرد را بخرد تا از او درباره يك واژه يا تركيب سخني بشنود، چون يهوديان در آموختن زبان خود به ديگران بسيار بخل مي‌ورزند. علامه بلاغي گاهي هم شيريني و شكلات مي‌خريد تا اگر بچه يهودي را ببيند به او بدهد و چيزي از او بپرسد و ياد بگيرد.» (2)

از جنبه تسلط به هنر نويسندگي و نيز ادبيات روز، كارهاي نوشتاري ايشان را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

يكي ديگر از ويژگي‌هاي شخصيت علامه بلاغي، خلاقيت در نويسندگي ايشان است، زيرا وي دانشمند اديبي بود. نويسندگي نوعي از هنر و زيبايي است. علامه بلاغي تلاش مي‌كرد با استفاده از همين روش پسنديده و گويا آثارش را به جامعه عرضه كند. وي آثار ارزنده‌اش را ضمن حفظ كامل جنبه علمي‌شان با قلمي جديد و ابتكاري در قالب‌هاي ادبي به رشته تحرير در آورده است. اشعارش نيز در همين راستا و حامل پيام هستند كه برخي از عناوين قصايدش را يادآور مي‌شويم.

1ـ 23 بيت شعر درباره ميلاد امام حسين(ع)

2ـ 35 بيت در مرثيه آن حضرت

3ـ 29 بيت در ميلاد عصر(عج)

4ـ 109 بيت در اثبات وجود امام زمان(عج) كه در رد بر قصيده يكي از اهل سنت است.

5ـ در معارضه با قصيده عينيه شيخ بوعلي‌سينا درباره نفس 29 بيت سروده كه مباني مذهب جعفري را راجع‌به نفس بيان كرده است.

6ـ درباره واقعه هشتم شوال سال 1344ﻫ. ق كه وهابيون قبور ائمه(ع) را در بقيع ويران كردند، قصيده‌اي سرود و ناراحتي‌اش را از اين كار خلاف ابراز كرد.

در ميان علماي بزرگ شيعه، چهره‌هاي فراواني به پاسخگويي شبهات و مواجهه با موج آفريني فكري بيگانگان پرداخته‌اند، با اين همه به نظر مي‌رسد كه در اين ميان، نام علامه شيخ محمد جواد بلاغي درخشندگي بيشتري دارد. از منظر حضرتعالي علت اين امر چيست؟

من نقش اخلاص را در اين‌باره مهم ارزيابي مي‌كنم. البته و در مجموع، تمامي عالمان شبهه‌زداي تشيع، اخلاص بالايي داشته‌اند. اخلاص يكي از ويژگي‌هاي بس والا و ارجمند است كه هر كس به آن آراسته شود، از حضيض ذلت به اوج عزت خواهد رسيد. علامه بلاغي با تلاش و جديت خويشتن را به بلندترين نقطه اخلاص رسانيد و كسب دانش او را از درك ارزش‌هاي معنوي غافل نساخت، بلكه همگام و هماهنگ راه مي‌پيمود. به دليل همين اخلاص بود كه آوازه‌اش در همه جهان اسلام پيچيده است. او كه دل و دين را نگهبان بود، مي‌توان شكوه اخلاصش را در گفتار معروفش جست‌وجو كرد، آنجا كه مي‌گويد: «اني لا اقصد الا الدفاع من الحق/ لا فرق عندي بين ان يكون باسمي او اسم غيري»(3) جز از حق انگيزه‌اي ندارم. بنابراين هيچ فرقي نيست كتاب به نام من يا ديگري منتشر شود.

اين جملات بلنداي حماسه اخلاص و اوج از خود بردگي را نشان مي‌دهد و وسعت انديشه بزرگ را به نظاره مي‌نشيند كه نمي‌خواهد خود را در حصار نام محدود سازد، زيرا هدفش تبليغ دين و ترويج شريعت و سعي و تلاش براي بيدار ساختن جامعه است.

مرحوم علامه بلاغي به دليل بيدارگري‌هاي خويش، در جهان اسلام وغرب به شهرتي بسزا رسيده بود و انديشه‌هاي او، مخاطبان فراوان داشت. او به رغم اين مكانت علمي و پژوهشي چگونه مي‌زيست و نگاه او به مظاهر دنيا و دنياطلبي از چه منظر بود؟

علامه بلاغي ساده مي‌زيست و با بي‌پيرايگي‌اش الگو و اسوه برجسته زهد و پارسايي بود، از اين‌رو درباره ساده‌زيستي وي در كتاب‌هاي گوناگون سخنان بي‌شماري گفته‌اند. از آن جمله نوشته‌اند: «خانه و آشيانه استاد ما در نجف بسيار كوچك و ساده بود. ناتواني مزاج، تنگي نفس، گرماي سوزان و بي‌پولي گرفتار و بيمارش كرده بود. ميرزا علي آقاي شيرازي، فرزند ميرزاي مجدد حاضر شد خانه آبرومندي براي يك سال اجاره و به علامه بلاغي واگذار كند. استاد نخواست زير بار منت دوست قديمي‌اش برود و هر چه دوستان و شاگردان اصرار كردند، قبول نكرد و گفت در اين كلبه كوچك به قناعت زندگي مي‌كنم و نمي‌خواهم ديگران به خاطر من در فشار قرار گيرند.» (4) مرجع وارسته و بزرگوار آيت‌الله‌العظمي مرعشي نجفي از استاد خود در اين باره چنين ياد مي‌كند: «روزي بر او وارد شدم، او را در حال بيماري شديدي يافتم، در حالي كه پولي براي درمان در بساطش نداشت. من، آقايان خويي و ميلاني پولي روي هم نهاديم و او را به دكتر رسانديم.» (5)

همچنين در وصف آن فقيه وارسته نوشته‌اند: «اتاقك كوچك و محقري داشت كه در آن جز بوريا و روفرشي كه بر آن مي‌نشست هيچ چيز نبود. در زمستان وسايل گرمايشي و در تابستان وسايل سرمايشي نداشت. با اينكه مزاجي ضعيف داشت و بيمار بود، ولي هيچ‌گاه از اين اتاق بيرون نمي‌رفت مگر براي نيازهاي ضروري.»(6)

همانگونه كه در پرسش‌هاي پيشين اشارت رفت، شاخص‌ترين وجه زندگي علامه بلاغي، تلاش ارجمند و مستمر ايشان براي مواجهه با تهاجم فرهنگي غرب بوده است. اين تكاپوي مستمر تاچه ميزان مؤثر و مفيد واقع شد و در اردوگاه مقابل، چه واكنش‌ها و داوري‌هايي را درپي داشت؟

هنگامي كه صفحات زندگي علامه بلاغي، اين رادمرد انديشمند در تاريخ ورق مي‌خورد، هر صفحه آن فصل تازه‌اي را در برابر ديدگان ما مي‌گشايد، نه يك زندگاني تكراري، بي‌رنگ و ملال‌آور، بلكه هر لحظه زندگاني‌اش پيام مهمي همراه دارد. زندگي اين بزرگمرد از دو عنصر عقيده و جهاد و حركتش بر اساس اين دو عنصر شكل گرفته بود. از اين‌رو هيچ‌گاه آرام نمي‌گرفت و پيوسته دشمنان اسلام از وي در هراس به سر مي‌بردند. در اين‌باره نوشته‌اند: «برخي از بهائيان جاسوس استعمار در يكي از محله‌هاي بغداد مكاني را به نام حظيره براي اجتماع خود بنياد نهادند. علامه بلاغي با شنيدن اين خبر ديگر آرام نگرفت و استراحت را بر خود روا نداشت، تا اينكه با مراجعه به دادگاه و قانون آنان را به ترك آن محل وادار ساخت. از اين‌رو پس از مدتي آنجا را به مسجدي تبديل كرد و در آن نماز و شعائر حسيني برپا مي‌شد.» (7) اين روحاني آگاه همواره از مرز و بوم دين نگهباني مي‌كرد و از هيچ تلاشي براي آگاه ساختن جامعه فروگذار نبود تا در اين راستا تمام هستي خويش را فداي خدمت به حق و خلق كرد. به همين دليل نوشته‌اند: «علامه بلاغي براي چاپ كتاب «الهدي الي دين المصطفي» پول نداشت، ناچار شد هر چه در خانه داشت با قيمت ارزان بفروشد و كتاب را به چاپ برساند!! تا اينكه خداوند اندك‌اندك لوازم منزل و زندگاني وي را فراهم ساخت كه من كان لله كان الله له!»(8)

وي همواره با مظاهر فرهنگ بيگانه سخت مبارزه مي‌كرد، از اين‌رو كليساهايي كه عليه دين اسلام تبليغ مي‌كردند، در برابر غرش رعدآساي اين جرس بيداري به لرزه افتادند و ترس و وحشت بر آنان چيره شد. در نتيجه فرصت و جرئت هرگونه تبليغ سوئي را از آنان گرفت و آنان به گوشه‌اي خزيدند. اين واقعيت را مي‌توان در هنگام درگذشت علامه بلاغي به‌خوبي دريافت، زيرا آورده‌اند: «در اثر فقدان علامه بلاغي مسيحيان شاد شدند و ناقوس كليساها را با خوشحالي به صدا در آوردند كه بزرگ‌ترين مدافع اسلام سر بر زمين نهاد و در نبود او نفس راحتي كشيدند.» (9) غافل از اينكه وعده الهي محافظت از دين خود است، «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ»(10)

مصطفي را وعده كرد الطاف حق

گر بميري تو بميرد اين سبق

من كتاب و معجزات را حافظم

بيش و كم كن را از آن من مانعم

اگر ستاره درخشاني بر اساس قانون لايتغير الهي افول كند، نه يك ستاره بلكه ستارگان پر نور بيشتري پرچم پر افتخار دين مبين اسلام را به اهتزاز در مي‌آورند.

آثار نقدگونه علامه بلاغي كه به او آوازه‌اي بلند بخشيد، از نظر جنابعالي كدامند و چه ساختار و سمت و سويي دارند؟

علامه بلاغي افزون بر آثاري كه در علوم و دانش‌هاي گوناگون از خود به‌جا گذاشته است نوشته‌هاي مخالفان و منحرفان را با دقت مطالعه، نظريات و ديدگاه‌هايشان را نقد و بررسي مي‌كرد و با دانش گسترده خود استدلال‌هاي چوبينشان را با دلايل معتبر و محكم پاسخ مي‌داد. از آثار گرانسنگ ايشان در اين باره مي‌توان به موارد ذيل اشاره كرد:

1ـ رد بر كتاب «تعليم العلما» نوشته غلام احمد قادياني

2ـ رد بر كتاب «حياه المسيح» نوشته غلام احمد قادياني

3ـ رد بر كتاب «ينابيع الكلام»

4ـ رساله‌اي در رد جرجيس سائل و هاشم عربي

اين چهار رساله در رد شبهات مخالفان اسلام، به‌ويژه مبلغان مسيحي نوشته شده است.

5ـ رساله‌اي در رد «حسّيون» اين رساله بر رد فرقه قاديانيه نگاشته شده است.

6ـ داروين و اصحابه

اين رساله در رد ديدگاه‌هاي داروين و پيرامون مكتب او است.

مناسب است ادامه اين گفت‌و‌شنود، به خصال اخلاقي و شخصيتي آن بزرگ هم اشاراتي داشته باشيم. ايشان در انجام رسالت مرزباني خويش، تا چه ميزان اهل گفت‌وگو و تعاطي افكار بود؟ يا به عبارت ديگر انتقادپذيري ايشان را در چه حد و سطحي ديديد؟

يكي از ويژگي‌هاي كم‌نظير يا بي‌نظير علامه بلاغي انتقادپذيري وي بود كه اين نيز نشانگر پاكي دل و صفاي روحش است. اگر انتقاد وارد بود آن را مي‌پذيرفت، ولي اگر نادرست بود با متانت پاسخ مي‌داد. هنگامي كه از كشورهاي غربي با وي مكاتبه مي‌كردند، علامه بلاغي در پاسخ به آنان يادآوري مي‌كرد:‌«هر كس پرسش يا انتقادي دارد برايم بنويسد و پاسخ آن را دريافت كند و از اين راه به علم و حقيقت كمك كند، زيرا ما منظور و هدفي جز حق‌گويي نداريم. »(11) علامه بلاغي بسيار متواضع و فروتن بود و اساساً صفت انتقادپذيري وي نيز به همين تواضع و فروتني وي باز مي‌گشت. او به‌رغم وجهه بالاي اجتماعي، نيازهايش را خود تهيه و در كوچه و خيابان آنها را حمل مي‌كرد و كمك كساني را كه مي‌خواستند به وي كمك كنند، نمي‌پذيرفت و مي‌فرمود: «هر كس بايد بار خود و خانواده‌اش را به دوش كشد.» ‌(12) مرحوم علامه شيخ آقا بزرگ تهراني در اين‌باره چنين گفته است:‌«علامه بلاغي روش ساده‌زيستي را در زندگاني‌اش همواره معمول مي‌داشت، از تجمل‌گرايي به دور بود و نيازهاي خود و خانواده‌اش را شخصاً تهيه مي‌كرد.» (13)

ظاهراً ايشان تقيد خاصي به استفاده از امتعه و اجناس وطني داشته‌اند. وي از اين رويكرد چه هدفي را دنبال مي‌كرده است؟

علامه بلاغي همواره در همه مكان‌ها و زمان‌ها به عزت و سربلندي اسلام و مسلمانان مي‌انديشيد، از اين‌رو همواره تلاش مي‌كرد از كالاهاي ساخت ايران استفاده كند و از وسايلي كه بيگانگان آن را ساخته بودند استفاده نمي‌كرد. در اين‌باره گفته مي‌شود وي اصرار داشت لباس‌هايش مانند پيراهن، شلوار، عمامه و كفش از ساخته‌هاي كشورهاي اسلامي باشد. روزي او را شادمان ديدند، سبب را پرسيدند، در پاسخ گفت:‌«امروز يك توپ كرباس از ايران برايم رسيده است و از آن يك كفن، عمامه، پيراهن و شلوار تهيه كرده‌ام. سزاوار نيست در گورستان با پارچه بيگانگان بخوابم و با لباس كافران به نماز بايستم.»

شايد عشق وافر به اهل‌بيت(ع) از جنبه‌هاي پررنگ و مهم شخصيت علامه بلاغي باشد كه طبعا عامل بسياري از توفيقات اوست. از اين گرايش آن بزرگوار كه در آثار و مآثر او تبلور يافته، چه تحليلي داريد؟

علامه بلاغي از همان دوران كودكي با دوستي اهل‌بيت(ع) پرورش يافت و نهال عشق و محبت اين خاندان گرامي را در دلش كاشت. اين نهال درختي سترگ شد و در اعماق جانش ريشه دوانيد و تا آخر عمر با همين عشق و علاقه زيست. آثار اين عشق قصايدي است كه در رثا و مرثيه اهل‌بيت(ع) به‌ويژه امام حسين(ع) سروده و قيام خونين آن حضرت را ارج نهاده و خاطره آن بزرگمرد تاريخ بشريت را گرامي داشته است. بنابراين نوشته‌اند:‌«علامه بلاغي درباره امام حسين(ع) عقيده محكم و استوار و دوستي پايداري داشت. . . اگر او نبود مخالفان شعائر حسيني را از ميان مي‌بردند، ولي او تمسك به شعائر حسيني كرد و ملتزم به آن شد و بهترين عزاداري حسيني را بر پا كرد.»

پي‌نوشت‌ها در سرويس تاريخ موجود است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها