کد خبر: 490963
تاریخ انتشار: ۲۲ مهر ۱۳۹۱ - ۰۰:۳۲
نگاهي آسيب‌شناسانه به عملكرد فرهنگي مديريت شهري در كلانشهرها
تا دو دهه پيش تنها كاركردهايي كه براي شهرداري‌ها لحاظ شده بود، فعاليت‌هاي عمراني و خدماتي در حوزه ساختار فيزيكي شهر بود و چنانچه فعاليتي فرهنگي از سوي اين بخش انجام مي‌شد بسيار محدود بود و گستره وسيعي از شهروندان را در بر نمي‌گرفت اما با توسعه شهرها و شكل‌گيري كلانشهرها، تشكيلات فرهنگي و اجتماعي مستقلي به عنوان بازوي فرهنگي مديريت شهري ايجاد شد و در تهران نيز شاهد توسعه چشمگير فعاليت‌هاي اين بخش بوديم و پس از مدتي تشكيلات عريض و طويل ديگري با عنوان سازمان فرهنگي، هنري شهرداري ايجاد شد و در كنار معاونت فرهنگي، اجتماعي و در قالب فعاليت خانه‌هاي فرهنگ و فرهنگسراها، بخشي از وظايف مديريت شهري در بخش فرهنگ را بر عهده گرفت. 

در حال حاضر صدها مركز فرهنگي اعم از كتابخانه‌ها، سراهاي محله، خانه‌هاي فرهنگ و فرهنگسراها ذيل بخش فرهنگي مديريت شهري پايتخت، فعاليت‌هاي حوزه فرهنگ و آموزش شهروندي را بر عهده دارند و مشابه اين تشكيلات نيز با حجم و گستره‌اي محدودتر در ساير شهرهاي بزرگ وجود دارد. هم اكنون رويكرد مديريت شهري از فعاليت‌هاي صرف خدماتي و عمراني فراتر رفته و فعاليت‌ها و خدمات فرهنگي، هنري و آموزشي نيز در اولويت قرار دارد، به گونه‌اي كه خدمات فرهنگي و آموزشي كتابخانه‌ها و خانه‌هاي فرهنگ نيز به اندازه فعاليت‌ها و خدماتي همچون جمع‌آوري زباله، آسفالت معابر، ايجاد فضاي سبز و... در رديف مطالبات و نيازهاي ضروري شهروندان است. بدون شك فعاليت‌ها و خدمات اين مراكز طي سال‌هاي گذشته مورد استفاده هزاران شهروند قرار گرفته و به ويژه سهم عمده‌اي در تأمين نيازهاي فراغتي كودكان، نوجوانان و بانوان ايفا نموده است و در عين حال بخشي از آموزش‌هاي شهروندي توسط اين مراكز صورت گرفته است. 

كلاس‌هاي آموزشي، همايش‌ها و نشست‌هاي موضوعي، برنامه‌هاي شاد و سرگرم‌كننده همچون جشن‌ها و تورهاي تفريحي، برپايي نمايشگاه‌ها، برگزاري مسابقات و... مجموعه‌اي از روش‌ها و شيوه‌هاي مراكز فرهنگي شهرداري در جهت انجام وظايفشان هستند اما به رغم تمامي آنچه گفته شد، وقتي عملكرد اين مراكز را در بوته نقد و بررسي قرار مي‌دهيم، مي‌بينيم با توجه به امكانات و ظرفيت‌هاي گسترده‌اي كه از آن برخوردار هستند مي‌توانستند بيش از اينها مفيد واقع شوند و در سايه به كارگيري شيوه‌هاي خلاقانه و مبتني بر مشاركت فعال مخاطبان، خانه‌هاي خالي پازل فرهنگي شهر تهران را به نحو بهينه پركنند. آنچه در ادامه مي‌آيد مواردي اجمالي و آسيب شناسانه در خصوص «آنچه هست» مراكز فرهنگي زير مجموعه شهرداري‌ها و همچنين برخي پيشنهادات عملي براي «آنچه بايد» اين مراكز است: 

۱) در حال حاضر بخش اعظم مخاطبان برنامه‌ها و خدمات مراكز ياد شده را مخاطبان منفعل تشكيل مي‌دهند، به اين معنا كه برنامه‌هايي فارغ از درخواست شهروندان پيش‌بيني شده و به اجرا در مي‌آيد و از طريق فراخوان و ساير شيوه‌هاي اطلاع‌رساني از مردم دعوت مي‌شود كه در اين برنامه‌ها حضور داشته باشند. مثلاً به مناسبتي خاص جشني برپا مي‌شود و مخاطباني كه عمدتاً محلي هستند در آن شركت مي‌كنند، بي‌آنكه نقشي در انتخاب محتواي آن داشته باشند، يا كلاس‌هايي همچون آموزش خياطي، آشپزي و... برگزار مي‌شود و شماري از شهروندان ساكن محله در آن شركت مي‌كنند بي‌آنكه نقشي تعيين‌كننده در محتواي آن داشته باشند. در چنين شرايطي كالاي فرهنگي و آموزشي ارائه شده مثل فيلمي مي‌ماند كه در تلويزيون پخش مي‌شود و من مخاطب نوعي فقط مصرف‌كننده آن هستم.
 
در چنين شرايطي مراكز صرفاً مخاطب منفعل تربيت مي‌كنند، در حالي كه محتواي اهداف تعريف و تبيين شده كلان براي اين مراكز، تربيت مخاطب فعال است؛ مخاطبي كه خانه فرهنگ يا فرهنگسرا را خانه دوم خود مي‌داند و در برنامه‌ريزي و توليد محتوا نقشي محوري و تعيين‌كننده دارد. تشكيل كانون‌ها و تشكل‌هاي مردمي در فرهنگسراها نمونه خوبي از حضور مخاطب فعال در اين مراكز است كه البته به صورت ناقص در حال اجراست. فعاليت‌هاي فرهنگي، هنري، آموزشي، تفريحي و فراغتي اين كانون‌ها در بسياري از مواقع به طور كامل توسط اعضاي كانون‌ها برنامه‌ريزي و اجرا مي‌شود و كاركنان رسمي فرهنگسرا تنها نقش ناظر را دارند. بدون شك توجه بيشتر به فعاليت كانون‌هاي مردمي و توسعه و گسترش نقش مشاركتي مخاطبان در آنها، رويكرد مخاطب محوري فعال را در اين مراكز تقويت خواهد كرد. 

۲) بخش عمده‌اي از برنامه‌ها و فعاليت‌هاي اين مراكز كه تحت عنوان فرهنگي، هنري تعريف مي‌شوند، شامل جشن‌ها و همايش‌هاست كه متأسفانه اكثر آنها كم و بيش از يك نسخه كليشه‌اي پيروي مي‌كنند. حضور تكراري يك يا چند چهره تلويزيوني يا سينمايي براي ذكر خاطره، تجليل از يك يا چند چهره معروف كه هر كدام در مراكز و برنامه‌هاي مشابه بارها دعوت و تجليل شده‌اند، سخنراني تكراري آقاي ايكس كه او هم در برنامه‌ها و مراكز مشابه بارها همين سخنراني را داشته، يك برنامه هنري درجه سه شامل نمايش يا اجراي موسيقي توسط گروهي آماتور و ارزان و... و متأسفانه بسياري ديگر از برنامه‌ها اعم از تورها و اردوها، كلاس‌هاي آموزشي، مسابقات و نمايشگاه‌ها نيز در فرهنگسراها و خانه‌هاي فرهنگ از همين روال كليشه‌اي پيروي مي‌كنند. البته ذكر اين موارد به معناي نفي اصل موضوع نيست، زيرا همان گونه كه گفته شد هرساله هزاران مخاطب اوقات فراغت خود را با همين برنامه‌ها پر مي‌كنند و بي‌شك تأثير مثبتي هم مي‌گيرند، اما حرف اين است كه وجود چنين ظرفيت خوبي در محلات چنانچه مبتني بر برنامه‌ريزي درست، متكي به اتاق فكرهاي مستمر، استفاده از ايده‌هاي صاحب نظران و مشاركت حداكثري مخاطبان باشد، مي‌تواند از كليشه‌ها فراتر رفته و منتج به نتايجي نوآورانه در راستاي تربيت فرهنگي شهروندان گردد. 

۳) در اينكه هدف از آموزش‌هاي فرهنگي، هنري ارائه شده در فرهنگسراها و خانه‌هاي فرهنگ براي فرهيخته شدن شهروندان و تربيت و پرورش يكايك آنان براي زندگي آرام‌تر و سالم‌تر در شهر است شكي نيست اما تغيير رويكرد اين برنامه‌ها از ستاد محوري و مركز محوري به سمت شهروند محوري و محله‌محوري خيلي زود به نتايج چشمگير در عرصه اهداف خرد و كلان فرهنگ شهروندي منتهي مي‌شود. بدون شك هر نوع تصميم‌گيري و برنامه‌ريزي فرهنگي براي شهروندان محله بايد متناسب با ذائقه و نياز شهروندان همان محله باشد و لذا پيچيدن نسخه فرهنگي واحد براي تمامي شهروندان ميليوني يك كلانشهر اشتباه بزرگي است و جز اتلاف هزينه‌ها نتيجه‌اي در بر ندارد. 

نكته جالب اينجاست كه برآيند نگاه مديريت كلان اين عرصه و اهداف ترسيم شده براي اين مراكز روي كاغذ نيز دقيقاً بر شهروند محوري و محله محوري تأكيد مي‌كند اما هنگام پياده‌سازي اين رويكرد، نتيجه‌اي معكوس عايد مي‌شود يا نتيجه مطلوب به دست نمي‌آيد. در خاتمه اين نوشتار بد نيست نگاهي به ديدگاه‌هاي رئيس كميسيون فرهنگي شوراي اسلامي تهران درخصوص كاركردهاي مورد انتظار از فعاليت‌هاي فرهنگي مديريت شهري داشته باشيم. 

مرتضي طلايي با تأكيد بر بهبود تصوير عمومي فرهنگي پايتخت و ديگر كلانشهرها مي‌گويد: «بايد مسير را به سمت و سويي ببريم كه مديران فرهيخته و دلسوخته جامعه بتوانند با تدبير براي احياي فرهنگ، شيوه‌هاي مفيدي را به كار گيرند.» براساس گفته‌ها و ديدگاه‌هاي وي بايد در تمام مجتمع‌هاي مسكوني و محله‌هاي زندگي شهروندان كانون‌هاي فرهنگي ايجاد كنيم و اداره آنها را به خود شهروندان بسپاريم و با مشاركت مردم براي تبديل تهران به شهري قرآني، اسلامي و فرهنگي تلاش نماييم؛ چراكه در حال حاضر شرايط پايتخت زيبنده يك شهر مسلمان و شيعه‌نشين نيست و اقدامات فرهنگي مديريت شهري بايد در راستاي تحقق شهر اخلاق، شهر قرآني و اسلامي و شهري زيبا، آرام، سالم و مناسب براي زندگي بي‌دغدغه شهروندان باشد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار