اين پروژه با عمر بيش از ۳۵ سال كه در عمل ۱۶ سال از آغاز عمليات اجرايياش ميگذرد هر از چند گاهي مركز توجهات رسانهها ميشود و اين بار به دليل تأخير در افتتاح سادهترين قطعه آزاد راه، يعني مسير مرزن آباد تا چالوس خود را به رسانهها رساند تا بار ديگر نشان دهد كه طلسم اين پروژه به اين راحتيها شكسته نخواهد شد و اين قصه سر دراز دارد و قرار نيست چراغهاي روشن اتومبيلهاي تهرانيها و شماليها به جمال تونلها و مسيرهاي اين آزادراه به اين زوديها روشن شود.
همانطور كه همه مردم اين منطقه و بلكه تمام مردم ايران ميدانند اين آزاد راه به چهار قطعه تقسيم شده كه البته قطعات سه و دو در حد حرف و قطعه چهار با حدود۹۸ درصد و قطعه يك حدود۳۸ درصدپيشرفت فيزيكي دارند. بر اساس اخبار با اجراي اين پروژه مسير ۲۵۰ كيلومتري تهران – شمال ۱۲۰ كيلومتر كوتاهتر خواهد شد.
كوتاهي مسير، ترافيكهاي سنگين، جادههاي منتهي به شمال كشورو هزينههاي مصرف سوخت، آلودگيهاي زيست محيطي و اتلاف وقت براي طي مسير و. . . ضرورت تعجيل در تكميل اين پروژه را صد چندان ميكند اما متأسفانه طي ماههاي اخير روند پيگيري رسانهاي اين خواست عمومي و اين ضرورت منطقهاي – كشوري خواسته يا ناخواسته متمركز بر قطعاتي است كه هزينه چند هزار ميليارد توماني آن در شرايط و زمان حاضر اجرا و تكميل آن را غير عملي كرده است . جاي سؤال دارد كه چرا برخي رسانهها و مسئولان وزارتخانه راه و شهرسازي و پيمانكار به جاي تكميل قطعات زخمي شده و كوتاهي حداقل ۶۰ كيلومتر مسير تنها با تكميل قطعه يك ، اصرار بر تعيين پيمانكاري كه به دليل نبود بودجه شبيه فرهاد كوهكن در فاز ۲و ۳ خواهد بود؛ دارند !
به ديگر سخن در پروژهاي كه اكنون به دليل تأخير در اجرا يا عدم تخصيص به موقع بودجه، ۳ هزار ميليارد توماني شده است واگذاري بخش هايي كه تكميل آن در ميان مدت غير ممكن و محال است تبديل به محور و كانون توجهات قرار گرفته و بخش هايي كه به گفته معاون وزير راه و شهرسازي امكان اتمام آن تا پايان دولت دهم وجود دارد به محاق فراموشي سپرده شده است.
دراين رهگذر آزاد راه و مردم همچنان شاهد منازعات رسانهاي است كه پيمانكار مشكل را در اجراي وظايف حاكميتي وزارت راه و مشكل معارضان ميداند و وزارت راه، بنياد مستضعفان را به نبود اراده كافي در اتمام سريع كار متهم ميكند اما بيآنكه گرهي از ترافيك سنگين مسيرهاي تهران به شمال باز شود جذابيت و محل اختلاف شروع كار درزير البرز شده است !
البته برخي نقش حلقه موسوم به لرستان كه در عمليات عمراني و پروژههاي راهسازي نقش داشته وهموندان آنها پيش از اين درسيستم بانكي نفوذ داشتهاند را براي تصاحب اين پروژه و انحراف تمركز از اجراي قطعه يك و چهار روي واگذاري قطعههاي ۲و ۳ را رهگيري كردهاند و مطمئنا در آينده مسئولان و رسانه هايي كه به جاي پرداختن به اصل فرع را محور قرار دادهاند شماتت خواهند كرد چراكه جاده چيزي نيست كه در لابهلاي محاسبات آماري تغيير كرده و قابل رويت نباشد بلكه پروژه آزادراه تهران – شمال از حدود ۱۶ سال پيش به اين سو و با صرف زمان و بودجهاي سنگين هنوز بيفرجام مانده است.
مردم امروز نميخواهند بدانند كه چه كسي مجري قطعه ۲و ۳ آزاد راه تهران شمال ميشود ونيك ميدانند اين قطعات با بودجههاي موجود و نحوه تخصيص آن و هزينه هزاران ميلياردي به روي نسلهاي امروز باز نخواهد شد بلكه امروز انتظار دارند قطعات ۱و ۴ كه ساخت آنها چندان سخت نيست سريعتر به اتمام برسد و در اين مسير طعم خدمت را بچشند.