
قوانین آموزشی در خصوص نسلکشی یهودیان – یا هولوکاست - با حمایت قانونگذاران یهودی و سازمانهای حامی آنها، در حال تحمیل به سیستم مدارس عمومی در آمریکا است.
به گزارش فارس، به رغم فشار روزافزون برای "آموزش هولوکاست " در سراسر آمریکا، یکی از معلمان بازنشسته به این نتیجه رسیده است که آموزش هولوکاست در مدارس عمومی، بدترین نوع برنامهریزی اجتماعی مخرب است که به دانشآموزان لطمه زده و جایی در جامعه آمریکا ندارد.
مجله بارنز ریویو در مقالهای به بررسی و تحلیل آثار این نوع آموزشها پرداخته که این مقاله را در ادامه میخوانیم:
مطابق قانون در ایالتهای ایلی نویز، کالیفرنیا و فلوریدا، کودکان بایستی مطالب به لحاظ مذهبی جانبدارانه مربوط به هولوکاست را بخوانند. بسیاری از دیگر ایالتها نیز هدف تحمیل دستورالعمل مشابهی بودهاند. قوانین آموزشی در خصوص نسلکشی یهودیان – یا هولوکاست - با حمایت قانونگذاران یهودی و سازمانهای حامی آنها، در حال تحمیل به سیستم مدارس عمومی است. این چنین حملات سنگین مذهبی به سیستم آموزشی مدارس عمومی، در آمریکا بیسابقه بوده و باعث گرایشی غیرعادی به ایجاد طرفداری از اقلیت یهود شده که هزینه آن، اعمال فشار سنگین به کودکان دبستانی است.
به نظر میرسد که یک گروه اقلیت که شاید پنج درصد از جمعیت کشور را تشکیل دهند، با انگیزهای بشدت مذهبی اصول هولوکاست را به جامعه تحمیل میکند، هدف از این کار این است که بخاطر منافع سیاسی خود این احساس را ایجاد کند که آموزش هولوکاست به کودکان در مدارس عمومی، دارای نوعی خصوصیت است. به نظر میرسد که اصولاً بخاطر توانایی چنین گروههایی در "معامله " بر سر گناه و سرافکندگیهای دیرینه جامعه در نتیجه قتلعام یهودیان است که حامیان یهودی چنین اصولی توانستهاند بر گرایش طبیعی جامعه در عدم اختلاط مذهب با آموزش عمومی، غلبه پیدا کنند.
همچنین قانونگذاران و دیگر افراد غیریهودی در مشاغل دولتی موقعیت و شهرت خود را با مخالفت با منافع یهود و برانگیختن خشم یهودیان و ملقب شدن به "یهودستیزی "، به خطر نمیاندازند. اصطلاحاتی از قبیل "یهودستیزی " و "انکار هولوکاست " در برابر مخالفت با منافع یهود مورد استفاده قرار گرفته و اثری ویرانگر دارند. آنچه در مورد آموزش هولوکاست در مدارس عمومی بطور متمایزی اشتباه است، اشاره ضمنی به این مطلب است که ممکن است هولوکاستی دیگر، خصوصاً در آمریکا، اتفاق بیافتد. مطمئناً از دیدگاه بسیاری از شهروندان، آمریکا مانند آلمان نازی نیست. در نتیجه، این استلزام که کودکان ما در مدارس عمومی باید آموزش ببینند که چگونه براساس الهامات اصول اخلاقی یک اقلیت بیگانه رفتار کنند، توهینی به سنن مردم آمریکاست، و بیان میکند که آمریکاییها به هر گروه دیکتاتوری اجازه میدهند که آزادی آنها را از بین ببرد. آنچه که موسسات یهودی و حامیان آنها برای جوانان آمریکا طراحی کردهاند این است: نفوذ فریبکارانه اطلاعاتی که برای خودشان سودبخش است، به اذهان تأثیرپذیر.
باید از خودمان بپرسیم چرا یهودیان با ترویج آموزش هولوکاست میخواهند دیگران وحشتهای مربوط به قتلعام یهودیان را تجربه کنند؟ آیا آنها میخواهند کودکان مدارس عمومی مانند کودکان یهودی که این وحشتها را بطور واقعی تجربه کردهاند، آسیب ببینند؟ روانکاوی کودکان نجاتیافتگان و دیگرانی که تجربهای مرتبط با قتلعام داشتهاند نشان میدهد که آنها نمیتوانند از خاطرات آزار و اذیت رهایی یابند. این نوع پیوندهای شدید با کابوس مرگ میتواند در کلاسهای درس به کودکان انتقال یابد. تنها توضیح برای این سوال میتواند این باشد که یهودیان دیگران را ملزم میکنند که اضطراب و اذیت آنها را حس کنند تا بتوانند از تلقین فکری سود ببرند. اکثر والدین مخالف اینند که کودکانشان در تلویزیون مطالب خشونتآمیز را ببینند. این که اجازه داده شود کودکان در مدارس عمومی در معرض مطالب وحشتناکی در مورد مرگ و ضرب و شتم باشند، یک تغییر عجیب است. ممکن است در مدارس یعنی جایی که والدین تصور میکنند فرزندانشان را بسلامت به آنجا سپردهاند، کودکان بدون اینکه والدینشان از آنچه اتفاق میافتد کاملاً آگاه باشند، آسیب روحی و روانی را تجربه کنند. مدارس، تحت نیروی آموزش هولوکاست به یک محیط سیستماتیک و کنترل شده برای تبلیغات دروغین و آگاهسازی در مورد نسلکشی یهودیان تبدیل شده است. این کار، آموزش به معنای متعارف آن نیست بلکه به تلقین فکری تبدیل شده است.
برخی از تشویشاتی که ممکن است بر ذهن کودکان مدرسهای تأثیر بگذارند عبارتند از:
1) آشنایی با قربانیان. وقتی قانون هولوکاست در نشست جلسه کمیته آموزشی فلوریدا طرح شد، حامیان این قانون یکی از نجاتیافتگان اردوگاههای کار را همراه خود آورده بودند. حضور او در پیشگاه کمیته در آن هنگام باعث احساس همدلی با مصیبتهای قربانی شد. کودکان مدرسهای نیز ممکن است با آگاهی از جزئیات جنایتآمیز نسلکشی، پیوند احساسی مشابهی پیدا کنند
2) دیدن کابوس، پس از مشاهده اجسادی که مانند چوب کبریت روی هم ریخته و تپهای از جنازه تشکیل داده و همچنین آگاهی از وحشیگریهای رژیم ناسیونال سوسیالیستی
3) احساس افسردگی با مشاهده صحنههای مرگ و قتل
4) بروز اختلالات روانی و احساس ملامت نفس
مقالهای که یکی از نجاتیافتگان هولوکاست با کمک دخترش – که هردو روانشناس هستند - نوشته است از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. آنها اظهار داشتهاند که اهمیتی ندارد که "وقتی کودکان میتوانندگزارشات مربوط به هولوکاست را مشاهده کنند، والدین شوکه شوند یا با آنها همراهی کرده و خاطرات آسیبهای شدید گذشته را مرور کنند. در هر دو حالت انتقال [فکری] به کودک صورت میگیرد ... کودکان یا آسیبها را در ذهن تصور میکنند و یا از طریق همذاتپنداری آن را تجربه میکنند. "
این یکی از مهمترین یافتههایی است که اشارات فراوانی به آثار ارائه آموزش هولوکاست در مدارس عمومی دارد؛ یعنی القای تجربه وحشتناک هولوکاست از طریق همذاتپنداری با کسانی که از این واقعه سخت نجات یافتهاند.
ظاهراً گروههایی که با سیستم آموزشی ارتباط ندارند، نمیتوانند با کودکان مصاحبه کنند تا تعیین کنند که آیا آموزش هولوکاست گرایش به تحمل دیگران را در کودکان افزایش داده است یا خیر، اما این سوال ایجاد شده است که شوک مشاهده تصاویر مربوط به هولوکاست و صحنههای مرگ چه تأثیری بر کودکان دارد.
تحقیقی که توسط معلمان مدرسهای عمومی در فلوریدا صورت گرفته نشان میدهد که برنامه آموزشی هولوکاست بخوبی ترتیب داده شده است اما مداخلات بروکراتیک مانع ادامه این تحقیق شد. همانطور که در بالا اشاره شد مطالعات زیادی در رابطه با این موضوع صورت گرفته است که نجاتیافتگان هولوکاست تأثیراتی بر اعضایی از خانوادهشان که مستقیماً هولوکاست را تجربه نکردهاند، دارند، اما انتقال این چنین تأثیرات یا اختلالات به کودکان مدرسهای بطور گسترده تأیید نشده است.
قویاً توصیه میشود که مشاورانی از خارج از سیستم مدرسه اجازه مصاحبه با کودکانی که در معرض آموزش هولوکاست بودهاند، داشته باشند تا مشخص شود این آموزشها چه تأثیری بر ذهن جوان آنها داشته است. اگر بتوان ثابت کرد که واکنش عاطفی قوی به دیدن تصاویر جزئیات اردوگاههای مرگ و کورههای جسدسوزی، آسیبهای زیادی بر ذهن کودکان دارد، دلیلی کافی برای توقف این برنامهها خواهد بود. باید والدین را در رابطه با واکنشهای کودکان آگاه نمود و آنها بتوانند در مورد خاتمه یا ادامه دادن این برنامهها نظر بدهند. تحت هیچ شرایطی نباید به روانشناسان مدرسه یا کسانی که مرتبط با سیستم مدارس هستند اجازه داد که در چنین موقعیتهایی تصمیم نهایی را اتخاذ کنند.
جامعه یهود تلاش کرده است که به هر صورت ممکن انتقاد از آنها یا مذهبشان را با استفاده از لقب "یهودستیزی " یا "انکار هولوکاست " به عنوان یک مکانیسم دفاع، مطرود و مذموم گرداند. اگر به گروههای مذهبی که به دنبال منافع خود هستند این حق داده شود که کودکان مدرسهای را تحت تأثیر آموزش هولوکاست قرار دهند یا اجازه اجرای پروژههای مشابه در مدارس داده شوند، حقوق سنتی دچار یک تغییر نامیمون میشوند که نتیجه آن سرکوب آزادی و حق آزادی بیان خواهد بود.