مجرمی که شش سال قبل در جریان فرار از دست پلیس، باعث شهادت سروان بابک حقانی شده بود، در حالی تا پای چوبه دار رفت که همه چیز برای اجرای حکم قصاص او مهیا بود، اما نامهای که شب آخر در سلول انفرادی برای مادر شهید نوشت، ورق را برگرداند و قلب مادر داغدار را به رحم آورد. مادر شهید در آخرین لحظات با گذشت از حق قصاص، به قاتل فرزندش زندگی دوباره بخشید. جوان آنلاین: مجرمی که شش سال قبل در جریان فرار از دست پلیس، باعث شهادت سروان بابک حقانی شده بود، در حالی تا پای چوبه دار رفت که همه چیز برای اجرای حکم قصاص او مهیا بود، اما نامهای که شب آخر در سلول انفرادی برای مادر شهید نوشت، ورق را برگرداند و قلب مادر داغدار را به رحم آورد. مادر شهید در آخرین لحظات با گذشت از حق قصاص، به قاتل فرزندش زندگی دوباره بخشید.
سحرگاه سیزدهم اسفندماه سال ۱۳۹۹، بازپرس ویژه قتل دادسرای بخش نصرآباد شهرستان تربتجام در استان خراسان رضوی، با تماس تلفنی کارآگاهان پلیس آگاهی از مرگ مشکوک مرد جوانی در یکی از بیمارستانهای شهر باخبر شد و برای بررسی موضوع به آنجا رفت. بررسیهای اولیه نشان داد مرد جوان، سروان بابک حقانی، از افسران فداکار و شجاع پلیس است که در جریان تعقیب و گریز دو سارق سابقهدار به شدت مجروح شده و پس از انتقال به بیمارستان به شهادت رسیدهاست. تحقیقات نشان داد روز حادثه، گزارشی به پلیس رسیده بود که حکایت از مشاهده پرویز، سارق خشن و سابقهداری در یکی از خیابانها داشت که مدتی تحت تعقیب قرار گرفته بود. به دنبال این گزارش، سروان حقانی به همراه یک سرباز وظیفه و با حکم جلب قضایی راهی محل شدند. آنها در جریان بررسیهای میدانی، خودروی سمند نقرهای را مقابل یک فروشگاه صوتی و تصویری مشاهده کردند که پرویز به همراه دوستش ناصر، سارق سابقهدار، داخل آن نشسته بودند.
سروان حقانی برای دستگیری متهم فراری به آرامی به خودرو نزدیک شد، اما راننده (ناصر) به محض مشاهده مأمور پلیس، ناگهان حرکت کرد و قصد فرار داشت. افسر شجاع پلیس که نمیخواست متهمان بار دیگر از دست قانون بگریزند، مقابل خودرو ایستاد و فرمان ایست داد، اما راننده بدون توجه به دستور پلیس بر سرعت خود افزود. سروان حقانی در اقدامی جسورانه خود را روی کاپوت خودرو انداخت تا مانع فرار آنها شود، اما راننده همچنان به حرکت ادامه داد. افسر پلیس که برای متوقف کردن خودرو تلاش میکرد، خود را به سقف آن رساند و با کوبیدن مشت به بدنه و فریاد زدن، از راننده خواست توقف کند. با این حال، ناصر با انجام حرکات خطرناک تلاش کرد مأمور را از روی خودرو به پایین بیندازد. سرانجام پس از طی مسافتی، ترمز ناگهانی خودرو باعث شد سروان حقانی با شدت به زمین برخورد کند و بیهوش شود.
اهدای اعضای بدن شهید
افسر فداکار بلافاصله به بیمارستان منتقل شد، اما تلاش کادر درمان برای نجات جان او نتیجهای نداشت و وی به شهادت رسید. در پی این حادثه، خانواده سروان حقانی در اقدامی انساندوستانه اعضای بدن فرزندشان را به بیماران نیازمند اهدا کردند تا چند بیمار که در آستانه مرگ قرار داشتند، فرصت دوباره زندگی پیدا کنند.
دستگیری عاملان شهادت
در ادامه تحقیقات، کارآگاهان پلیس آگاهی موفق شدند ناصر و همدست فراریاش را شناسایی و بازداشت کنند. متهمان پس از دستگیری به نقش خود در حادثه اعتراف کردند. ناصر نیز با ابراز پشیمانی گفت قصد کشتن مأمور پلیس را نداشته و تنها برای فرار از دستگیری دست به حرکات خطرناک با خودرو زدهاست، حرکاتی که در نهایت به شهادت سروان حقانی انجامید. با توجه به حساسیت پرونده، رسیدگی به اتهام متهم در دستور کار ویژه قضایی قرار گرفت. قضات دادگاه کیفری یک استان خراسان رضوی پس از بررسی شواهد و مدارک و با توجه به درخواست اولیای دم برای قصاص، ناصر ۲۳ ساله را به اتهام قتل عمد به قصاص محکوم کردند. این حکم پس از تأیید در شعبه ۴۶ دیوان عالی کشور، برای اجرا به شعبه اجرای احکام فرستاده شد.
به این ترتیب، شمارش معکوس برای اجرای حکم آغاز شد. ناصر که میدانست تلاشهای میانجیگران و بزرگان برای جلب رضایت خانواده شهید بینتیجه مانده است، روزهای سختی را در زندان سپری میکرد. سرانجام به او اعلام شد که حکم قصاصش سحرگاه سهشنبه دوازدهم آبان اجرا خواهد شد. به همین دلیل، او از روز دوشنبه به سلول انفرادی منتقل شد تا آخرین ساعات زندگیاش را سپری کند.
نامهای که سرنوشت قاتل را تغییر داد
ناصر که خود را در چند قدمی مرگ میدید، در آخرین شب زندگیاش تصمیم گرفت نامهای خطاب به مادر شهید بنویسد. او در این نامه از حادثهای که شش سال قبل رقم زدهبود ابراز پشیمانی کرد و از مادر داغدار خواست پس از مرگش او را حلال کند، نامهای که تصور نمیکرد سرنوشتش را تغییر دهد. ناصر در بخشی از دلنوشتهاش گفته بود: «۱۳ ساله بودم که مادرم را از دست دادم و یتیم شدم. لذت مادر داشتن همیشه برایم حسرت ماند. کسی نبود دستم را بگیرد، راه درست زندگی را نشانم دهد و مراقبم باشد. به همین دلیل با دوستان ناباب همنشین شدم و رفاقتهای اشتباه زندگیام را تباه کرد. هرگز تصور نمیکردم روزی دستم به خون انسانی آلوده شود و مادری را برای همیشه داغدار کنم. از همان روز حادثه پشیمانم و این حسرت لحظهای رهایم نکردهاست. میدانم پشیمانی من برای شما فایدهای ندارد و حق قصاص متعلق به شماست. در این مدت کابوس آن حادثه یک لحظه هم رهایم نکردهاست. اکنون هم درخواست بخشش ندارم، فقط از شما مادر شهید میخواهم پس از مرگم مرا حلال کنید.»
بخشش در آخرین لحظه
صبح دیروز سهشنبه دوازدهم آبان روز اجرای حکم فرا رسید و همه مقدمات برای اجرای قصاص فراهم شده بود. در این میان، گروه سفیران صلح به سرپرستی فریبا مرتضوی از تهران برای جلب رضایت اولیایدم راهی محل اجرای حکم در مشهد شدند. آنها با پرچمی متبرک از بارگاه امامحسین (ع) در کربلا وارد زندان شدند و از مادر شهید درخواست کردند قاتل فرزندش را ببخشد، اما مادر داغدار در ابتدا سکوت کرد. ناصر به محوطه اجرای حکم منتقل شدهبود که نامه نوشتهشده در آخرین شب زندگیاش به دست مادر شهید رسید. مادر سروان حقانی با خواندن دلنوشته قاتل فرزندش به شدت منقلب شد و اشک از چشمانش جاری شد. در حالی که لحظات اجرای حکم نزدیک بود، او سرانجام سکوتش را شکست و اعلام کرد از حق قصاص خود میگذرد.
مادر شهید با صدایی آکنده از اندوه گفت: «تو را فقط به خاطر رضای خدا میبخشم و امیدوارم با این گذشت، روح پسرم در آرامش باشد.»
با اعلام رضایت مادر شهید، اجرای حکم در آخرین لحظات متوقف شد و ناصر که طناب دار بر گردنش قرار گرفتهبود، از مرگ نجات یافت. او که از شنیدن خبر بخشش شوکه شدهبود، برای لحظاتی بیهوش شد و پس از به هوش آمدن، مقابل مادر شهید زانو زد و پای او را بوسید. ناصر که باور نمیکرد در واپسین لحظات زندگیاش بخشیده شود، از مادر شهید تشکر کرد و قول داد پس از آزادی به پابوس امام رضا (ع) برود و از آن حضرت بخواهد در ادامه زندگی راه درست را انتخاب کند. او همچنین عهد بست تا زمانی که زنده است، هر ماه بر مزار سروان بابک حقانی حاضر شود و برای آرامش روح او خیرات کند.