افزایش بیسابقه کرسیهای احزاب عرب به عدد ۱۹ در انتخابات کنست، آنها را به یکی از بازیگران تعیینکننده معادلات تشکیل دولت تبدیل کرده است. در فضای پساانتخاباتی، در حالی که احزاب عربی برای همکاری با مخالفان بنیامین نتانیاهو نخستوزیر اعلام آمادگی میکنند، بخش عمده اردوگاه مخالف نخستوزیر، نگران جایگاه خود در جامعه دست راستی اسرائیل هستند و از ائتلاف سر باز میزنند. احزاب عرب برای کنار زدن کابینهای که آن را نژادپرست و افراطی میخوانند، به آرای مخالفان نیاز دارند، اما همان مخالفان حاضر نیستند از مرزهای سیاسی و ایدئولوژیکی عبور کنند که مشارکت عربها را نامشروع میسازد.
نتایج نهایی انتخابات، بلوک نتانیاهو را با ۵۳ کرسی، ائتلاف مخالفان به رهبری گادی آیزنکوت را با ۴۸ کرسی و دو جریان عربی را با مجموع ۱۹ کرسی در پارلمان ۱۲۰ نفره قرار داده است.
اعراب اسرائیلی که به آنها اعراب ۱۹۴۸ هم گفته میشود، فلسطینیانی هستند که پس از تأسیس اسرائیل در سرزمین خود باقی ماندند و تابعیت آن را گرفتند و امروز حدود یکپنجم جمعیت اسرائیل را تشکیل میدهند و با وجود برخورداری از حق رأی، با تبعیضهای ساختاری و نابرابریهای اجتماعی و سیاسی روبهرو هستند. گزینهها شامل ائتلاف مخالفان با احزاب عرب، تشکیل دولت اقلیت با حمایت بیرونی آنها، توافق وحدت ملی میان نتانیاهو و آیزنکوت یا برگزاری انتخابات زودهنگام دیگری در سال ۲۰۲۷ است. هیچیک از این مسیرها بدون عقبنشینی سیاسی و عبور از خطوط قرمز احزاب اصلی آسان نخواهد بود.
۱۹ کرسی احزاب عرب، رکوردی بیسابقه در تاریخ انتخابات اسرائیل است. فهرست مشترک و حزب رعم، به رهبری منصور عباس توانستهاند نزدیک به ۸۴۰ هزار رأی به دست آورند؛ افزایشی ۶۴درصدی نسبت به انتخابات ۲۰۲۲. این مشارکت گسترده بیش از آنکه نشانه اعتماد رأیدهندگان عرب به ساختار سیاسی رژیم صهیونیستی باشد، واکنشی به سالها احساس طردشدگی، افزایش خشونت و جرم در شهرهای عربنشین و سیاستهای دولت راستگرای نتانیاهو و در یک کلام نژادپرستی سیستماتیک است. یوسف جبارین، رئیس فهرست مشترک گفته که آماده همکاری سیاسی برای تشکیل کابینهای جایگزین و پایان دادن به کار نتانیاهو است. او تأکید کرده که هدف، تغییر سیاستهای تبعیضآمیز و تضمین حقوق شهروندان عرب است. احمد طیبی، از رهبران این ائتلاف، نیز در مصاحبه با CNN گفته که احزاب عرب، حتی بدون ورود رسمی به کابینه حاضرند از تشکیل دولت جایگزین حمایت کنند.
پاسخ اردوگاه مخالفان به این پیشنهادها محتاطانه و عمدتاً منفی بوده است. گادی آیزنکوت، رهبر اصلی مخالفان در کارزار انتخاباتی وعده داده بود تنها با احزاب صهیونیستی همکاری کند و احزاب عرب را واجد شرایط این تعریف ندانسته است. سه حزب از چهار حزب بلوک او، یعنی یاشر، بیاخد و اسرائیل بیتنو نیز پیشاپیش مخالفت خود را با تشکیل دولت مشترک با احزاب عرب اعلام کردهاند. آویگدور لیبرمن، رهبر اسرائیل بیتنو، حتی صریحتر گفته که دولت آینده باید صرفاً از احزاب صهیونیستی تشکیل شود.
این مخالفت فقط اختلافی بر سر ترکیب کابینه نیست، مسئله به تعریف هویت سیاسی در سرزمینهای اشغالی و جایگاه عربها در آن بازمیگردد. آیزنکوت از احزاب عرب خواسته اسرائیل را بهعنوان دولتی یهودی و دموکراتیک بپذیرند، خدمت نظامی یا ملی اجباری را تأیید کنند و حماس را سازمانی تروریستی بدانند که باید نابود شود. رهبران عرب، حمله هفتم اکتبر را محکوم کردهاند، ولی حاضر نیستند همه این شروط را بپذیرند، بهویژه آنکه از نگاه آنان چنین مواضعی ممکن است به معنای تأیید سیاستهای جنگی اسرائیل در غزه تعبیر شود. سامی ابوشحاده، رهبر یکی از جریانهای فهرست مشترک، درباره وضعیت انتخاب سیاسی پیشروی جامعه عرب میگوید: «از میان دو گزینه، یکی نسلکشی را پیشنهاد میکند و دیگری آپارتاید را. اینها انتخابهای پیشرو هستند؛ بد یا بدتر.» این عبارت که به موضع او درباره سیاستهای اسرائیل در غزه و کرانه باختری اشاره دارد، عمق شکاف میان احزاب عرب و بخش بزرگی از جریانهای یهودی مخالف نتانیاهو را نشان میدهد. در چنین فضایی، احزاب عرب میان دو فشار قرار گرفتهاند؛ از یکسو، پایگاه رأی آنها خواهان پایان دادن به سیاستهای تبعیضآمیز و حمایت از فلسطینیان است و از سوی دیگر، ورود به ائتلافی که برای جلب حمایت احزاب یهودی باید شروطی درباره هویت یهودی دولت و جنگ غزه را بپذیرد، میتواند هزینه سنگینی برای رهبران عرب داشته باشد. آیزنکوت و متحدان راستگرایش نیز بیم دارند همکاری با احزاب عرب، بهویژه پس از حمله هفتم اکتبر و جنگ غزه، حمایت بخشی از رأیدهندگان یهودی را از آنها بگیرد.
انتخابات ۲۷ اکتبر اسرائیل، بار دیگر شکاف عمیق میان مشارکت سیاسی شهروندان عرب و پذیرش آنان را بهعنوان بخشی برابر از قدرت آشکار کرد. احزاب عربی ۱۹ کرسی به دست آوردند و آرای خود را بهطور چشمگیری افزایش دادند، ولی بخش مهمی از جریانهای مخالف همچنان حاضر نیستند شراکت با آنها را بپذیرند. پارادوکسی که نشان میدهد نژادپرستی و تبعیض علیه آنها در حاشیه رقابتهای انتخاباتی قرار ندارد، بلکه در تعریف ائتلافهای سیاسی و مرزهای مشارکت در قدرت در اسرائیل اثرگذار است.