کد خبر: 1386170
تاریخ انتشار: ۲۹ مهر ۱۴۰۵ - ۲۲:۰۰
1 نبود محبت و امنیت روانی، تعارض‌های مداوم و انتظارات بیش از اندازه می‌تواند فشار روانی اعضای خانواده را افزایش دهد. در مقابل، حمایت عاطفی و گفت‌وگوی مؤثر به تقویت تاب‌آوری کمک می‌کند
 *محبوبه قربانی 

جوان آنلاین: خانه را پناهگاه آرامش می‌دانیم، اما وقتی با روز‌های سخت روبه‌رو می‌شویم چه چیزی می‌تواند آرامش را در خانه و سلامت روان اعضای خانواده را حفظ کند؟ یک گفت‌وگوی صمیمانه، شنیدن حرف‌های یکدیگر و دلگرمی‌دادن به هم کمک می‌کند تا در دشواری‌ها احساس تنهایی نکنیم. همانطور که دکتر ابراهیمی، روانشناس سلامت تأکید می‌کند و می‌گوید کیفیت رابطه‌های خانوادگی و حمایت عاطفی اعضای خانواده، نقش مهمی در سلامت روان افراد دارد. در مصاحبه با این روانشناس درباره اهمیت این نوع ارتباطات خانوادگی و راه‌های تقویت این پیوند‌ها گفت‌و‌گو کرده‌ایم.
 
یک خانواده سالم چه ویژگی‌هایی دارد و چگونه نیاز‌های عاطفی اعضایش را تأمین می‌کند؟
به نظر من، خانواده سالم خانواده‌ای است که اعضای آن ضمن شناخت نقش‌ها و مسئولیت‌های خود، در فضایی مبتنی بر احترام، همدلی و حمایت عاطفی با یکدیگر تعامل داشته باشند. در چنین خانواده‌ای، علاوه بر نیاز‌های مادی، به نیاز‌های روانشناختی اعضا نیز توجه می‌شود. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های خانواده سالم، ایجاد احساس امنیت روانشناختی است، به‌گونه‌ای که هر فرد بتواند بدون ترس از تحقیر و سرزنش، احساسات و نگرانی‌های خود را بیان کند. در واقع، خانواده سالم محیطی است که هر فرد در آن احساس می‌کند دیده می‌شود، شنیده می‌شود و ارزشمند است. 

این روابط خانوادگی چه تأثیری بر سلامت روان افراد دارد؟
همانطور که می‌دانیم، خانواده یکی از مهم‌ترین بستر‌های شکل‌گیری و حفظ سلامت روان است. نبود محبت و امنیت روانی، تعارض‌های مداوم و انتظارات بیش از اندازه می‌تواند فشار روانی اعضای خانواده را افزایش دهد. در مقابل، حمایت عاطفی و گفت‌وگوی مؤثر به تقویت تاب‌آوری کمک می‌کند. البته مشکلات روانی حاصل تعامل عوامل مختلفند و نمی‌توان همه آنها را به خانواده نسبت داد. برای مثال، اگر فرزندی درگیر یک آسیب اجتماعی شود، حمایت خانواده به‌جای سرزنش و طردکردن، می‌تواند زمینه اصلاح رفتار او را فراهم کند. همچنین، همراهی خانواده با فرد مبتلا به افسردگی، احساس تنهایی او را کاهش می‌دهد و به ادامه درمان کمک می‌کند. انتظارات والدین نیز بر سلامت روان فرزندان تأثیر دارد. به فرزندی که برای کنکور آماده می‌شود، می‌توان گفت: «تمام تلاشت را بکن. ما در این مسیر کنارت هستیم و فارغ از نتیجه، برای ما ارزشمندی.» چنین پیامی نشان می‌دهد ارزشمندی فرزند صرفاً به موفقیت تحصیلی وابسته نیست. بنابراین، خانواده می‌تواند هم منبع حمایت و بهبود سلامت روان باشد و هم زمینه‌ساز آسیب شود. خانواده سالم خانواده‌ای نیست که مشکلی نداشته باشد بلکه اعضای آن می‌توانند مشکلات را با گفت‌و‌گو و مسئولیت‌پذیری مدیریت کنند. 

فرهنگ گفت‌و‌گو در ایجاد روابط سالم اهمیت زیادی دارد. چگونه می‌توان این فرهنگ را جایگزین سکوت و پرخاشگری در خانواده کرد؟
سکوت طولانی مدت می‌تواند رنجش‌ها را انباشته کند و پرخاشگری نیز احساس امنیت روانی را کاهش دهد. گاهی اختلاف‌های امروز خانواده ریشه در مسائل حل‌نشده گذشته دارند. مسائلی که مانند کوله پشتی سنگین، هر روز بر بار روانی فرد می‌افزایند. برای پیشگیری از این وضعیت، اعضای خانواده باید مهارت‌هایی مانند بیان محترمانه احساسات، گوش دادن فعال، پرهیز از سرزنش و حل مسئله را بیاموزند. گفت‌وگوی ناسالم را می‌توان به مسابقه پینگ پنگ تشبیه کرد. جایی که هر فرد منتظر است طرف مقابل حرفش را تمام کند تا پاسخ او را بدهد. در گفت‌وگوی سالم، هدف نه اثبات برتری، بلکه درک احساسات و نیاز‌های یکدیگر است. گفت‌وگوی سالم به معنای موافقت همیشگی نیست بلکه افراد باید بتوانند بدون آسیب زدن به رابطه و عزت‌نفس یکدیگر، اختلاف‌ها را مدیریت کنند. اگر تعارض‌ها شدید و فرساینده باشند، مشاوره خانواده یا زوج‌درمانی می‌تواند کمک‌کننده باشد. 

خانواده نخستین محیطی است که انسان در آن شیوه شناخت و مدیریت هیجان‌ها را می‌آموزد. از نگاه شما، والدین چگونه می‌توانند فرزندانشان را در مدیریت هوش هیجانی مانند مدیریت خشم و دیگر احساسات کمک کنند؟
آنها باید ابتدا از رفتار خود شروع کنند. هوش هیجانی تنها به کنترل خشم محدود نیست، بلکه شناخت احساسات خود و دیگران و بیان و مدیریت مناسب آنها را نیز شامل می‌شود. هدف، از بین بردن احساساتی مانند خشم و غم نیست بلکه باید به فرزندان آموخت این احساسات را بشناسند و به شیوه‌ای سالم بیان کنند. برای مثال، والدینی که هنگام اختلاف بدون توهین و پرخاشگری گفت‌و‌گو می‌کنند، الگوی مناسبی برای فرزندان خود هستند. همچنین، به جای سرزنش کودک عصبانی، می‌توان گفت: «می‌فهمم که ناراحتی. بیا ببینیم چه چیزی تو را ناراحت کرده و چطور می‌توانیم آن را حل کنیم.» پذیرش احساسات به معنای تأیید همه رفتار‌ها نیست. کودک حق دارد عصبانی باشد، اما حق ندارد به دیگران آسیب برساند. در واقع، همه احساسات قابل‌پذیرشند، اما همه رفتار‌ها قابل‌قبول نیستند. 

خانواده همیشه در یک مسیر ثابت و بدون فراز و نشیب زندگی نمی‌کند و گاهی با بحران‌هایی مانند بیماری و مشکلات مالی روبه‌روست. در این شرایط، چگونه می‌توان از سلامت روان اعضای خانواده محافظت کرد؟
حمایت اجتماعی یکی از عوامل مهم سازگاری با استرس و بحران‌های زندگی است و خانواده می‌تواند منبع مهمی از حمایت عاطفی و عملی باشد. برای مثال، همدلی، گوش دادن بدون قضاوت و کمک به مسئولیت‌های روزمره می‌تواند فشار روانی فردی را که با مشکلات مالی روبه‌روست کاهش دهد. همچنین، همراهی با فرد بیمار در مراجعه به مراکز درمانی، تقسیم مسئولیت‌های مراقبتی و کمک به امور روزمره، تحمل دشواری‌های بیماری را آسان‌تر می‌کند. پژوهش‌ها نشان می‌دهند حمایت اجتماعی مناسب با پیامد‌های بهتر سلامت ارتباط دارد. در مقابل، روابط پرتنش می‌تواند احساس تنهایی را افزایش دهد و سازگاری با بحران را دشوارتر کند. 

خانواده‌ها برای بهبود روابط خود از کجا باید شروع کنند؟
به نظر من، بهبود روابط خانوادگی از تغییرات کوچک، اما مستمر آغاز می‌شود. از شنیدن حرف یکدیگر، ابراز محبت، نادیده نگرفتن مشکلات و تلاش برای یافتن راه‌حل به‌جای سرزنش. خانواده سالم خانواده‌ای نیست که اختلاف نداشته باشد، بلکه اعضای آن می‌توانند بدون تحقیر یکدیگر اختلاف‌ها را مطرح کنند، مسئولیت رفتار‌های خود را بپذیرند و در شرایط دشوار حامی یکدیگر باشند. اگر مشکلات مکرر و تعارض‌ها شدید باشند، کمک گرفتن از متخصص سلامت روان نیز مؤثر است؛ و در آخر باید گفت، خانه نخستین محیطی است که انسان در آن احترام، همدلی و مسئولیت‌پذیری را می‌آموزد. گاهی برای بهتر شدن خانواده، کافی است هر یک از ما از سهم خود در بهبود رابطه‌ها آغاز کنیم.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار