در خیابانهای شلوغ شهر، تخلفهایی وجود دارد که آنقدر تکرار شدهاند که گویی به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شدهاند، از جمله خودروهای دودزای شرکتهای خدماترسان که به هزاران شهروند سوغات سرطان میدهند در خیابانهای شلوغ شهر، تخلفهایی وجود دارد که آنقدر تکرار شدهاند که گویی به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شدهاند، از جمله خودروهای دودزای شرکتهای خدماترسان که به هزاران شهروند سوغات سرطان میدهند، امکان بروز سوانح را شدت میبخشند یا مسیر عبور دیگران را میبندند و نیز خودروهای متخلفی که با دور زدن دوربینهای کنترل ترافیک، وارد محدوده طرح میشوند. پرسش این است که چرا برخورد با برخی تخلفها جدی و سریع است، اما برخی دیگر در برابر چشم شهروندان تکرار میشوند؟
فعالیت خودروهای شرکتهای توزیع مواد غذایی و کالا، بخشی ضروری از چرخه تأمین نیازهای روزانه مردم است. این خودروها از نخستین ساعات بامداد در خیابانها و کوچهها تردد میکنند و برای تحویل بار به فروشگاههای کوچک و بزرگ توقف دارند. با این حال، ضرورت فعالیت اقتصادی نمیتواند توجیهی برای نادیده گرفتن حقوق سایر شهروندان باشد. گاهی راننده بدون توجه به عرض خیابان، حجم تردد یا امکان عبور خودروهای دیگر، وسیله نقلیه خود را در میانه کوچه یا مسیر اصلی متوقف میکند. نتیجه چنین رفتاری، ایجاد گرههای ترافیکی، اتلاف وقت شهروندان و افزایش تنش میان رانندگان است. نبود محل مناسب برای توقف و تخلیه بار، مشکلی واقعی است، اما حل آن نباید به بهای مختل شدن رفتوآمد عمومی تمام شود. مسئله دیگر، تردد همین دسته از خودروهای دارای نقص فنی و دودزا در معابر شهری است. انتشار دود غلیظ از اگزوز این وسایل نقلیه، علاوه بر تشدید آلودگی هوا، میتواند دید رانندگان پشت سر را کاهش دهد و احتمال بروز تصادف را افزایش دهد. روشن است راننده از نقص فنی خودروی خود آگاه است، اما بدون رفع ایراد به تردد ادامه میدهد و سلامت دیگران را به خطر میاندازد. این دسته از خودروها روزانه از کنار صدها مأمور پلیس راهور عبور میکنند، اما به نظر میرسد دود این خودروها به چشم پلیس نمیرود! روشن است شهروندان زمانی اجرای قانون را عادلانه میدانند که تخلفهای آشکار با واکنش متناسب روبهرو شوند. اگر رانندگان بارها شاهد عبور خودروهای دودزا از مقابل گشتهای پلیس باشند، این تصور شکل میگیرد که برخی تخلفها هزینهای ندارند.
موضوع دیگر، دور زدن محدودیتهای طرح ترافیک است. پوشاندن یا مخدوش کردن پلاک برای عبور از مقابل دوربینها، رفتاری متخلفانه است، با این حال، اتکا به دوربینها بدون شناسایی مسیرهای فرار و نقاط کور احتمالی، نمیتواند بهتنهایی بازدارندگی لازم را ایجاد کند. رانندگانی که از محل استقرار دوربینها و محدودیتهای نظارتی اطلاع دارند، ممکن است برای ورود غیرمجاز به محدوده، از مسیرهای فرعی یا معابر ممنوع استفاده کنند. مقابله با این روشها، مستلزم بازبینی مستمر جانمایی دوربینها، پوشش مناسب ورودیها و خروجیها و هماهنگی میان سامانههای نظارتی است.
شهروندی که به دلیل توقف غیرمجاز جریمه میشود، انتظار دارد همان قانون درباره خودرویی که مسیر را مسدود کرده یا وسیله نقلیهای که با نقص فنی آشکار در شهر تردد میکند نیز اجرا شود. تفاوت در شیوه برخورد، حتی اگر ناشی از تفاوت شرایط یا اولویتهای نظارتی باشد، بدون اطلاعرسانی شفاف میتواند اعتماد عمومی را تضعیف کند. مدیریت ترافیک تنها با افزایش دوربین و صدور جریمه محقق نمیشود، بلکه به نظارت هدفمند، رفع نقاط ضعف اجرایی، فراهم کردن زیرساخت مناسب و برخورد مستمر با تخلف نیاز دارد.
خیابان متعلق به همه شهروندان است، نه رانندهای که برای تخلیه بار مسیر را میبندد، نه خودرویی که با دود غلیظ ایمنی دیگران را تهدید میکند و نه کسی که میکوشد از محدودیتهای قانونی بگریزد. قانون زمانی اثرگذار خواهد بود که شهروندان اطمینان داشته باشند، هیچکس به دلیل نوع خودرو، شغل یا شیوه تردد خود، از مسئولیت قانونی معاف نیست.