بازیهای آسیایی تمام شد؛ ۱۴ روز از ورزش لذت بردیم. ۱۴ روز از دیدن تلاش بچههای مدالآور و افتخارآفرین ورزش کشورمان کیف کردیم. بازیهای آسیایی تمام شد؛ ۱۴ روز از ورزش لذت بردیم. ۱۴ روز از دیدن تلاش بچههای مدالآور و افتخارآفرین ورزش کشورمان کیف کردیم. ۱۴ روز دیدیم ایران قوی چگونه ورزش قوی هم دارد و میتواند حتی در میانه جنگ هم پرچمش را در میدانهای بزرگ ورزش جهان به اهتزاز در بیاورد و سرودش را طنینانداز کند. مخلصکلام که ۱۴ روز بدون فوتبال با ورزش ناب کشورمان سرافراز بودیم، هرچند در ناگویا هم فوتبال باعث شرم و سرافکندگیمان شد، همزمان با مدالآوریهای قهرمانان واقعی ورزش، فوتبال با باختهایش آبرویمان را برد، اما اینقدر افتخارآفرین داشتیم که افتضاحات تمامنشدنی فوتبال حداقل برای ۱۴ روز دیده نشود.
اما حالا و بلافاصله بعد از تمام شدن بازیهای آسیایی باز هم مواجه شدیم با فوتبال، با یک مجموعه شکستخورده همیشه طلبکار، با فدراسیونی که نمیداند چکار میکند. با بیبرنامگی، با بلاتکلیفی، با سروصدا و حاشیههای زشت. با منمن کردنهای بیهوده و خط و نشان کشیدنهای بیخود برای هم. با نبش قبر کردن گذشتههای دور و پیروزیهای مقطعی و از یاد رفتهای که دیگر حتی بهدرد صفحات خاکگرفته تاریخ هم نمیخورد.
آنچه از فوتبال به بیرون درز میکند جز حاشیه نیست. ربطی هم ندارد مربوط به کدام رده سنی باشد. همین روزها خبر فحاشیها و بزنبزنهای لیگهای ردههای سنی فوتبال دست به دست میچرخد. از لیگهای مثلاً برتر و دسته اول هم که جز شاخ و شانه کشیدن در مورد یک فصل ناتمام و حاشیه و حرفهای مفت که این و آن به هم میزنند هم خبری نیست.
زیرساخت نداریم، ورزشگاه نداریم، فوتبال باشگاهی افتضاح، تیمهای ردههای سنی تعطیل، تیم امید بدون مربی و تعطیل، تیم ملی ولمعطل، این وسط فقط رئیس فدراسیون و دوستان هستند که هر روز سمیناری برگزار میکنند تا به همه بقبولانند دارند کار حرفهای انجام میدهند. حالا چکار انجام میدهند، بماند. فقط اینقدر میدانیم که دیگر ارتفاعی فتحنشده توسط این آقایان باقی نمانده، ثمره کارشان هم که جلوی چشم همه قرار دارد؛ شکست
پشت شکست.
فوتبال با این وضعیت باید خواب المپیک را ببیند. ۵۰ سال است که المپیکی نبوده چهار سال دیگر هم رویش؛ اصلاً مگر مهم است؟ جام ملتهای آسیا نزدیک است، اما ترکیب شکستخورده فوتبال چه در زمین و چه روی نیمکت و چه در حیطه مدیریت همچنان با قدرت به کار خود ادامه میدهد، گویا قرار است تا نابودی کامل فوتبال ایران آقایان باشند. برای آنها که فرقی ندارد از رئیس گرفته تا مرئوس پولشان را میگیرند، آنهم میلیاردی.
فوتبال قطعاً با حاشیههایش زیباست، اما وقتی سالهاست حاشیههای فوتبال ایران به متن آن میچربد، آنوقت دیگر زیبا نیست. امروز فوتبال ایران اسیر این وضعیت است. حاشیههایی پررنگتر از متن. جای تأسف است که این همه حاشیه خیلی راحت جای آن همه افتخارآفرینی در بازیهای آسیایی را میگیرد. خدا نکند در میان این همه حاشیه و بیبرنامگی یک برد هم به دست آید، آنوقت است که دیگر نمیشود این جماعت بازنده همیشه طلبکار را جمع کرد. مثلاً همین تورنمنت بصره که جایگزین بازی در فیفادی شده تصورش را بکنید که تیم ملی مقابل فلسطین یا لبنان (که هنوز معلوم نیست شرکت میکنند یا نه) پیروز شود، آنوقت بیایید و ببینید که این جماعت چگونه حماسهسرایی میکنند.
بازیهای آسیایی تمام شد و باز ما ماندیم فوتبال شکستخوردهای که نمیدانیم چه زمانی قرار است روی ریل درست حرکت کند. باز ما ماندیم و تحقیر شدنهای فوتبال در تمام سطوح. چقدر خوب است که خیلی زود بازیهای پاراآسیایی آغاز میشود تا با مدالآوریهای ورزشکاران جانباز و توانیابمان باز هم چند روز افتضاحات فوتبال را نبینیم.