کد خبر: 1376269
تاریخ انتشار: ۰۴ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۵:۵۱
جهش بیش از ۱۶۲ هزار واحدی شاخص بورس
1 در ماه‌های گذشته سرمایه‌گذار ایرانی میان چند بازار اصلی شامل طلا، ارز، مسکن، سپرده بانکی، اوراق و سهام در حال جابه‌جایی بوده است. مردادماه نشان داد که برای نخستین بار پس از دوره‌ای طولانی، بورس توانسته بخشی از این نقدینگی را به سمت خود جذب کند. گزارش‌های منتشرشده از ورود حدود ۳۳.۷ هزار میلیارد تومان پول حقیقی به بازار سهام در مردادماه حکایت دارد و حتی در یکی از روز‌های آن ماه رکورد ورود بیش از ۹ هزار میلیارد تومان پول حقیقی ثبت شد.
جواد عسکر

جوان آنلاین: بورس تهران در آخرین روز معاملاتی هفته، چهارشنبه چهارم شهریور ۱۴۰۵، یکی از پرقدرت‌ترین روز‌های خود در سال جاری را پشت سر گذاشت؛ روزی که شاخص کل با جهش ۱۶۲ هزار و ۶۹۷ واحدی، معادل حدود ۲.۶ درصد، در ارتفاع ۶ میلیون و ۳۸۶ هزار و ۵۷۶ واحد ایستاد و رکورد تاریخی تازه‌ای را به ثبت رساند. این رشد صرفاً یک حرکت معمول روزانه نبود. هم‌زمانی رشد شاخص کل، شاخص هم‌وزن، شاخص‌های بازار اول و دوم و فرابورس نشان می‌دهد موج تقاضا در حال حاضر از چند سهم محدود فراتر رفته و بخش وسیعی از بازار را دربر گرفته است. گزارش‌های امروز نیز تأکید دارند که رشد هم‌زمان شاخص کل و هم‌وزن، نشانه آن است که حرکت بازار تنها متکی به چند نماد بزرگ و شاخص‌ساز نبوده است.

اهمیت این اتفاق زمانی بیشتر روشن می‌شود که مسیر چند هفته اخیر بورس تهران را کنار هم بگذاریم. بازار در مردادماه وارد مرحله‌ای شد که از نظر شدت رشد، ارزش معاملات و ورود نقدینگی حقیقی با بخش قابل توجهی از سابقه بورس تهران تفاوت داشت. شاخص کل در مردادماه حدود ۲۴ درصد رشد کرد و شاخص هم‌وزن نیز حدود ۲۷ درصد افزایش یافت. در همان ماه شاخص کل برای نخستین بار از مرز شش میلیون واحد عبور کرد و مجموع ورود پول حقیقی نیز حدود ۳۳.۷ هزار میلیارد تومان گزارش شد؛ بنابراین جهش امروز را نمی‌توان یک اتفاق منفرد و جدا از روند بازار دانست؛ بلکه باید آن را ادامه موجی تلقی کرد که از چند هفته قبل شکل گرفته و اکنون به یکی از قوی‌ترین روند‌های صعودی سال‌های اخیر تبدیل شده است.

در معاملات امروز، شاخص کل با معیار هم‌وزن نیز ۷ هزار و ۶۳۷ واحد افزایش یافت و به یک میلیون و ۸۰۲ هزار و ۷۷۳ واحد رسید. شاخص‌های وزنی ـ ارزشی ۲.۶۱ درصد، هم‌وزن ۲.۱۳ درصد و شاخص آزاد شناور ۲.۵۶ درصد رشد کردند. شاخص بازار اول ۲.۶۹ درصد بالا رفت و شاخص بازار دوم نیز رشد بسیار بیشتری را ثبت کرد. این ترکیب اهمیت زیادی دارد، زیرا اگر فقط شاخص کل رشد می‌کرد، می‌توانستیم استدلال کنیم که چند شرکت بزرگ به دلیل وزن بالای خود در شاخص، بازار را به صورت مصنوعی بالا کشیده‌اند؛ اما رشد هم‌زمان شاخص هم‌وزن نشان می‌دهد تقاضا در تعداد بیشتری از شرکت‌ها جریان داشته است. به عبارت دیگر، بازار امروز نه فقط «شاخص‌ساز» بلکه تا حد زیادی «بازارگستر» بوده است.

ارزش بازار بورس تهران نیز به بیش از ۱۸ میلیون و ۲۵۴ هزار میلیارد تومان رسیده است. اگر نرخ دلار آزاد را در محدوده ۲۰۰ هزار تومان در نظر بگیریم، ارزش بازار بورس تهران تقریباً معادل ۹۱ میلیارد دلار می‌شود. این عدد برای اقتصادی با اندازه ایران و در مقایسه با ارزش جایگزینی بسیاری از شرکت‌های بورسی، از یک طرف نشان می‌دهد بازار سهام هنوز از نظر دلاری بازار بسیار بزرگی نیست و از طرف دیگر نشان می‌دهد بخش مهمی از دارایی‌های واقعی اقتصاد ایران در بورس با ارزش دلاری نسبتاً پایینی قیمت‌گذاری شده‌اند. البته همین مقایسه به تنهایی به معنای ارزندگی همه سهام نیست؛ زیرا ارزش بازار باید با سودآوری، بدهی، کیفیت دارایی‌ها، نرخ ارز، هزینه سرمایه و چشم‌انداز جریان نقدی شرکت‌ها سنجیده شود.

امروز بیش از ۶۵.۵ میلیارد سهم و اوراق مالی در قالب حدود ۷۲ هزار نوبت معامله و به ارزش ۳۳ هزار و ۸۳۲ میلیارد تومان در بورس تهران دادوستد شد. در فرابورس نیز بیش از ۲۰.۶ میلیارد سهم و اوراق مالی معامله شد. این ارقام نشان می‌دهد بازار از نظر نقدشوندگی و مشارکت فعالان در وضعیت بسیار متفاوتی نسبت به دوره‌های رکودی سال‌های گذشته قرار گرفته است. نکته مهم این است که رشد شاخص زمانی از اعتبار بیشتری برخوردار می‌شود که ارزش معاملات نیز افزایش پیدا کند؛ زیرا رشد قیمت بدون نقدشوندگی کافی می‌تواند ناشی از کمبود عرضه باشد، اما رشد همراه با حجم و ارزش معاملات بالا، نشانه جدی‌تری از تغییر انتظارات سرمایه‌گذاران است.

نماد‌های «فملی»، «فارس»، «شپنا»، «شبندر»، «فولاد»، «وبملت» و «شستا» در صدر نماد‌های اثرگذار بر رشد شاخص قرار گرفتند. این ترکیب خود یک پیام اقتصادی مهم دارد. بخش قابل توجهی از شرکت‌هایی که امروز بازار را بالا کشیدند، در گروه‌هایی قرار دارند که یا درآمد ارزی دارند، یا به قیمت‌های جهانی کالا‌ها حساس‌اند، یا از افزایش ارزش اسمی دارایی‌ها و درآمد‌های خود در محیط تورمی منتفع می‌شوند. به همین دلیل، تحلیل رشد امروز بورس بدون در نظر گرفتن نرخ ارز و تورم انتظاری در اقتصاد ایران ناقص خواهد بود.

بورس تهران در اقتصادی فعالیت می‌کند که نرخ تورم بالا، کاهش مستمر ارزش پول ملی، کسری بودجه، رشد نقدینگی و نااطمینانی نسبت به آینده ریال، رفتار سرمایه‌گذاران را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد. در چنین اقتصادی، قیمت سهام تنها قیمت یک جریان سود آینده نیست؛ بلکه تا حدی قیمت دارایی‌های واقعی شرکت نیز هست. شرکتی که کارخانه، زمین، تجهیزات، ذخایر معدنی، پتروشیمی، پالایشگاه یا موجودی کالایی دارد، در شرایط تورمی از افزایش اسمی ارزش این دارایی‌ها نیز اثر می‌پذیرد؛ بنابراین بخشی از جهش بورس در ماه‌های اخیر را باید در قالب «تجدید قیمت دارایی‌ها» فهمید.

این موضوع به‌خصوص درباره شرکت‌های بزرگ صادراتی اهمیت دارد. هنگامی که نرخ دلار بالا می‌رود، درآمد ریالی شرکت‌هایی که محصولات خود را بر مبنای قیمت‌های جهانی می‌فروشند افزایش می‌یابد، هرچند هزینه‌های داخلی آنها با سرعت کمتری رشد کند. در نتیجه، سود اسمی آنها افزایش می‌یابد و ارزش سهام نیز می‌تواند خود را با سطح جدید نرخ ارز و تورم تطبیق دهد. البته این رابطه ساده و خطی نیست. سیاست‌های قیمت‌گذاری داخلی، نرخ خوراک، مالیات، عوارض صادراتی، قیمت‌گذاری دستوری، محدودیت‌های انرژی و وضعیت بازار جهانی می‌توانند بخشی از اثر مثبت ارز را خنثی کنند.

اما نکته بسیار مهم‌تر این است که بورس تهران در حال حاضر با یک تغییر در رفتار نقدینگی روبه‌رو است. در ماه‌های گذشته سرمایه‌گذار ایرانی میان چند بازار اصلی شامل طلا، ارز، مسکن، سپرده بانکی، اوراق و سهام در حال جابه‌جایی بوده است. مردادماه نشان داد که برای نخستین بار پس از دوره‌ای طولانی، بورس توانسته بخشی از این نقدینگی را به سمت خود جذب کند. گزارش‌های منتشرشده از ورود حدود ۳۳.۷ هزار میلیارد تومان پول حقیقی به بازار سهام در مردادماه حکایت دارد و حتی در یکی از روز‌های آن ماه رکورد ورود بیش از ۹ هزار میلیارد تومان پول حقیقی ثبت شد.

این موضوع از نظر روان‌شناسی بازار بسیار مهم است. بازار‌ها فقط با ارزش ذاتی حرکت نمی‌کنند؛ با انتظار نیز حرکت می‌کنند. وقتی سرمایه‌گذار مشاهده می‌کند که بازار در چندین هفته متوالی سقف‌های جدید می‌زند، ارزش معاملات بالا می‌رود، پول حقیقی وارد می‌شود و شاخص هم‌وزن نیز صعود می‌کند، یک اثر خودتقویت‌کننده شکل می‌گیرد. سرمایه‌گذاری که در ابتدا صرفاً تماشاچی بوده است، به تدریج احساس می‌کند از بازار عقب مانده و وارد می‌شود. ورود این گروه جدید باعث افزایش تقاضا و رشد بیشتر قیمت‌ها می‌شود و همین رشد دوباره سرمایه‌گذاران بیشتری را جذب می‌کند. این همان مرحله‌ای است که در ادبیات بازار سرمایه به عنوان «مومنتوم» یا شتاب روند شناخته می‌شود.

اما دقیقاً در همین نقطه باید میان «روند صعودی» و «هیجان صعودی» تفاوت قائل شد. بازار می‌تواند مدت زیادی در روند صعودی قرار داشته باشد و در عین حال بخشی از سهام آن وارد محدوده حبابی شود. شاخص کل به تنهایی نمی‌تواند پاسخ دهد که آیا بازار گران شده است یا ارزان. برای این کار باید نسبت قیمت به سود، نسبت قیمت به ارزش دفتری، رشد سود شرکت‌ها، نرخ دلار، نرخ بهره، سود بدون ریسک و ارزش جایگزینی شرکت‌ها را هم‌زمان بررسی کرد.

در شرایط کنونی یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده آینده بورس، فاصله میان رشد اسمی قیمت سهام و رشد واقعی سود شرکت‌هاست. اگر شاخص بورس ۲.۶ درصد در یک روز رشد کند، اما سودآوری شرکت‌ها در آینده افزایش نیابد، بخشی از این رشد صرفاً ناشی از افزایش ضریب ارزش‌گذاری است. افزایش ضریب ارزش‌گذاری می‌تواند ادامه پیدا کند، اما معمولاً شکننده‌تر از رشد ناشی از افزایش سود است. در مقابل، اگر رشد قیمت سهام هم‌زمان با افزایش درآمد و سود شرکت‌ها باشد، بازار پایه بنیادی محکم‌تری خواهد داشت.

در اینجا باید به یک واقعیت مهم درباره اقتصاد ایران توجه کرد: تورم بالا الزاماً برای همه شرکت‌ها بد نیست. برخی شرکت‌ها به دلیل داشتن دارایی واقعی و فروش محصولات متناسب با تورم یا ارز، می‌توانند خود را با تورم تطبیق دهند. اما شرکت‌هایی که قیمت محصولاتشان دستوری است و هزینه‌هایشان آزادانه افزایش می‌یابد، ممکن است از تورم آسیب ببینند؛ بنابراین در یک اقتصاد تورمی، انتخاب سهم اهمیت بسیار بیشتری از انتخاب صرف «بورس» پیدا می‌کند.

از همین زاویه، تفاوت رشد شاخص کل و هم‌وزن اهمیت پیدا می‌کند. شاخص کل امروز ۲.۶ درصد رشد کرد، در حالی که هم‌وزن حدود ۲.۱۳ درصد بالا رفت. فاصله این دو آن‌قدر زیاد نیست که بتوان گفت صعود بازار فقط در اختیار چند غول بورسی بوده است. در مردادماه نیز هم‌وزن حدود ۲۷ درصد رشد کرد و حتی از شاخص کل عملکرد بهتری داشت. این نشانه‌ای است که طیف گسترده‌ای از سهامداران توانسته‌اند از موج صعودی بهره ببرند.

از طرف دیگر، رشد بازار در ماه‌های اخیر از یک نقطه بسیار پایین آغاز نشده است. در مردادماه شاخص کل ابتدا در محدوده ۴.۸ تا ۵ میلیون واحد قرار داشت و سپس در چند مرحله از مرز‌های ۵.۴، ۵.۷، ۵.۹ و در نهایت ۶ میلیون واحد عبور کرد. در نیمه مرداد، شاخص در یک روز ۲.۴۷ درصد رشد کرد و برای نخستین بار از مرز ۵.۴ میلیون واحد عبور کرد؛ سپس روند صعودی ادامه پیدا کرد. در پایان مرداد نیز شاخص برای نخستین بار از کانال ۶ میلیون واحد عبور کرد و در ۶ میلیون و ۶۱ هزار واحد قرار گرفت؛ بنابراین حرکت امروز را باید در یک روند بزرگ‌تر دید. بازار طی مدت کوتاهی حدود یک‌سوم به شاخص خود افزوده است و چنین رشدی از نظر تاریخی قابل توجه است. در مردادماه نیز بورس با بازدهی حدود ۲۲ تا ۲۴ درصد در صدر بازار‌های سرمایه‌گذاری قرار گرفت، در حالی که طلا حدود ۱۲ درصد و نقره حدود ۱۷ درصد رشد کردند. اختلاف عملکرد بورس با بازار‌های موازی نشان می‌دهد بخشی از نقدینگی در حال تغییر مقصد بوده است.

بازار می‌تواند همچنان صعودی باشد، اما انتظار رشد‌های روزانه دو تا سه درصدی به صورت مستمر منطقی نیست. هرچه شاخص بالاتر می‌رود، ارزش بازار افزایش پیدا می‌کند و برای حرکت بعدی به نقدینگی بیشتری نیاز دارد. به زبان ساده، بالا بردن شاخص از پنج میلیون به شش میلیون واحد با میزان مشخصی از پول ممکن است، اما بالا بردن آن از شش میلیون به هفت میلیون به سرمایه بیشتری نیاز خواهد داشت، مگر اینکه سودآوری شرکت‌ها نیز به شکل قابل توجهی افزایش پیدا کند.

از این منظر، عدد ۶.۳۸ میلیون واحد هم یک رکورد تاریخی است و هم یک نقطه تصمیم. بازار دیگر در مرحله‌ای نیست که بتوان گفت «بورس هنوز حرکت نکرده است». برعکس، بورس اکنون یکی از بهترین عملکرد‌های خود را در سال جاری ثبت کرده و سرمایه‌گذاران باید از این پس به جای صرفاً دنبال کردن شاخص، به کیفیت سود و ارزش‌گذاری توجه کنند.

یکی از مهم‌ترین ریسک‌های پیش روی بورس، نرخ بهره است. در اقتصاد ایران هرگاه نرخ سود بدون ریسک افزایش قابل توجهی پیدا کند، بخشی از نقدینگی می‌تواند از سهام به سمت اوراق و سپرده حرکت کند. از طرف دیگر، اگر نرخ‌های واقعی همچنان پایین بمانند و تورم انتظاری بالا باشد، دارایی‌های واقعی از جمله سهام جذابیت بیشتری پیدا می‌کنند؛ بنابراین سیاست پولی بانک مرکزی یکی از مهم‌ترین متغیر‌هایی است که باید در شهریور و پاییز زیر نظر قرار گیرد.

ریسک دوم، نرخ دلار است. برای بورس تهران دلار یک متغیر دووجهی است. افزایش دلار در کوتاه‌مدت معمولاً به نفع شرکت‌های صادراتی و دارایی‌محور است، اما اگر جهش ارز همراه با شوک شدید تورمی، رکود مصرف، افزایش هزینه‌های تولید یا مداخلات دولتی باشد، اثر آن می‌تواند پیچیده شود. به همین دلیل، بهترین سناریو برای بورس لزوماً «بالاترین دلار ممکن» نیست؛ بلکه ترکیبی از نرخ ارز بالاتر، ثبات نسبی، امکان فروش صادراتی و کاهش فاصله میان نرخ‌های مختلف ارز است.

ریسک سوم، سیاست‌گذاری است. بورس ایران سابقه طولانی از مداخلات سیاستی دارد. قیمت‌گذاری دستوری، نرخ خوراک صنایع، عوارض صادراتی، مالیات، نرخ انرژی و تصمیمات ناگهانی می‌توانند سود شرکت‌ها را تغییر دهند. به همین دلیل، حتی اگر شاخص در حال رشد باشد، سرمایه‌گذار حرفه‌ای باید بپرسد چه مقدار از این رشد ناشی از تغییر سودآوری واقعی و چه مقدار ناشی از انتظار تغییر سیاست‌هاست.

ریسک چهارم، رفتار سرمایه‌گذاران تازه‌وارد است. ورود پول حقیقی برای بازار مثبت است، اما پولی که صرفاً به دلیل ترس از عقب ماندن وارد بازار شده باشد، در زمان اصلاح نیز می‌تواند با همان سرعت خارج شود؛ بنابراین هرچه سهم سرمایه‌گذاران کوتاه‌مدت در معاملات افزایش یابد، احتمال نوسان‌های شدیدتر نیز بیشتر می‌شود.

ریسک پنجم، بازار‌های جهانی است. بسیاری از شرکت‌های بزرگ بورس ایران به قیمت نفت، مس، فولاد، محصولات پتروشیمی و سایر کالا‌های پایه وابسته‌اند. اگر اقتصاد جهانی وارد رکود شدید شود، ممکن است قیمت کالا‌ها کاهش پیدا کند و بخشی از اثر مثبت افزایش نرخ ارز بر سود شرکت‌های صادراتی خنثی شود. البته سناریوی جهانی امروز پیچیده‌تر از یک رکود کلاسیک است، زیرا رشد بهره‌وری ناشی از هوش مصنوعی، توسعه انرژی خورشیدی، ذخیره‌سازی انرژی و اتوماسیون می‌تواند هم‌زمان هزینه تولید برخی کالا‌ها را کاهش و تقاضا برای برخی مواد اولیه را افزایش دهد.

با این حال، برای بورس تهران یک مزیت مهم وجود دارد: بسیاری از شرکت‌های بزرگ بازار از نظر دلاری هنوز بسیار ارزان‌تر از نمونه‌های مشابه خود در بازار‌های جهانی معامله می‌شوند. این موضوع به تنهایی دلیل خرید نیست، زیرا تحریم، ریسک سیاسی، کیفیت حاکمیت شرکتی، دسترسی به سرمایه خارجی و ریسک کشور باید در قیمت سهام لحاظ شود؛ اما در شرایطی که سود شرکت‌های ایرانی با تورم و نرخ ارز رشد می‌کند، پایین بودن ارزش دلاری بازار می‌تواند به عنوان یک حاشیه امنیت نسبی عمل کند.

نکته مهم دیگر، ورود بورس به مرحله‌ای است که دیگر نمی‌توان آن را فقط یک بازار سفته‌بازی دانست. ارزش بازار بورس تهران اکنون به بیش از ۱۸.۲۵۴ میلیون میلیارد تومان رسیده و بازار سرمایه در حال تبدیل شدن به یکی از مهم‌ترین کانال‌های انتقال پس‌انداز به دارایی‌های مولد است. اگر سیاست‌گذار بتواند سهم بازار سرمایه از تأمین مالی اقتصاد را از حدود ۱۰ درصد به سمت ۳۰ درصد افزایش دهد، نقش بورس در اقتصاد ایران اساساً تغییر خواهد کرد. در این صورت بورس دیگر صرفاً محل خرید و فروش سهام موجود نخواهد بود، بلکه به یکی از موتور‌های اصلی تأمین سرمایه برای شرکت‌ها تبدیل می‌شود.

این موضوع به‌خصوص برای صنایع جدید اهمیت دارد. توسعه شرکت‌های دانش‌بنیان، انرژی‌های تجدیدپذیر، فناوری، زیرساخت‌های برق، ذخیره‌سازی انرژی و صنایع مرتبط با هوش مصنوعی می‌تواند ترکیب بازار سرمایه ایران را در سال‌های آینده تغییر دهد. اگر سیاست‌گذار واقعاً به دنبال افزایش سهم بازار سرمایه در تأمین مالی باشد، توسعه این صنایع می‌تواند یکی از مسیر‌های اصلی باشد.

از نگاه یک سرمایه‌گذار بلندمدت، اتفاق امروز بیش از آنکه سیگنال «همه‌چیز را بخرید» باشد، سیگنال «بورس وارد یک رژیم جدید شده است» است. رژیمی که در آن نرخ ارز، تورم، ورود نقدینگی، رشد سود اسمی شرکت‌ها و انتظارات سرمایه‌گذاران هم‌زمان عمل می‌کنند. در چنین شرایطی، بازار می‌تواند برای مدت بیشتری صعودی باقی بماند، اما درون این روند صعودی، اصلاح‌های ۵ تا ۱۰ درصدی کاملاً طبیعی خواهد بود.

حتی ممکن است شاخص در هفته‌های آینده چند روز متوالی منفی شود. چنین اصلاحی الزاماً به معنای پایان روند نیست. معیار اصلی باید این باشد که در اصلاح، ارزش معاملات چگونه رفتار می‌کند، پول حقیقی خارج می‌شود یا خیر، شاخص هم‌وزن چه عملکردی دارد و آیا سهم‌های بنیادی همچنان خریدار دارند یا نه. اگر شاخص اصلاح کند، اما پول به جای خروج از بازار از سهام بزرگ به صنایع دیگر منتقل شود، اصلاح می‌تواند صرفاً یک چرخش درون‌بورسی باشد.

در مقابل، اگر هم‌زمان با کاهش شاخص، خروج سنگین پول حقیقی، کاهش شدید ارزش معاملات و شکست حمایت‌های مهم رخ دهد، باید احتمال پایان موج صعودی کوتاه‌مدت را جدی گرفت. بازار سالم بازاری نیست که هر روز سبز باشد؛ بازار سالم بازاری است که در آن اصلاح نیز با نقدشوندگی مناسب و جابه‌جایی سرمایه اتفاق بیفتد.

برای شهریورماه، سناریوی پایه را می‌توان همچنان صعودی، اما پرنوسان دانست. در سناریوی مثبت، ورود نقدینگی ادامه پیدا می‌کند، نرخ ارز در سطوح بالا تثبیت می‌شود، سود شرکت‌های بزرگ افزایش می‌یابد و شاخص می‌تواند در کانال ۶ میلیون واحد تثبیت شده و به سمت سطوح بالاتر حرکت کند. در چنین شرایطی صنایع صادراتی، فلزی، معدنی، پتروشیمی، پالایشی و برخی بانک‌ها همچنان می‌توانند در مرکز توجه بازار باقی بمانند.

در سناریوی میانه، شاخص پس از این جهش وارد مرحله استراحت می‌شود. ممکن است چند هفته شاهد نوسان در محدوده‌ای وسیع باشیم و نقدینگی میان گروه‌ها جابه‌جا شود. چنین سناریویی اتفاقاً برای سلامت بازار مفیدتر از رشد عمودی است، زیرا اجازه می‌دهد سود شرکت‌ها خود را به قیمت‌های جدید برسانند.

در سناریوی منفی، یک شوک سیاسی، افزایش شدید نرخ بهره، افت نرخ ارز، سقوط قیمت‌های جهانی یا تصمیم ناگهانی سیاست‌گذار می‌تواند موجی از شناسایی سود ایجاد کند. در این حالت شاخص می‌تواند اصلاح قابل توجهی داشته باشد. اما حتی در این سناریو نیز باید میان «اصلاح بازار» و «پایان بازار صعودی» تفاوت گذاشت.

به نظر می‌رسد بزرگ‌ترین خطای سرمایه‌گذار در شرایط فعلی، فروش کامل سهام صرفاً به دلیل اینکه شاخص رکورد تاریخی زده است. رکورد تاریخی به خودی خود علامت فروش نیست. بورس می‌تواند بار‌ها رکورد تاریخی بزند. آنچه اهمیت دارد فاصله قیمت با سود و جریان نقدی آینده شرکت‌هاست. همان‌قدر که خرید هیجانی پس از رشد ۲۵ درصدی ماهانه خطرناک است، فروش هیجانی صرفاً به دلیل رسیدن شاخص به یک عدد رُند نیز می‌تواند اشتباه باشد.

در نهایت، جهش ۱۶۲ هزار و ۶۹۷ واحدی امروز را باید نه به عنوان یک حادثه روزانه، بلکه به عنوان بخشی از تغییر بزرگ‌تر رفتار بازار سرمایه ایران تحلیل کرد. بورس تهران در چند هفته گذشته از محدوده ۵ میلیون واحد به بالای ۶.۳ میلیون واحد رسیده، ارزش معاملات افزایش یافته، پول حقیقی وارد بازار شده، شاخص هم‌وزن نیز رشد قابل توجهی داشته و بسیاری از صنایع بزرگ و متوسط در روند صعودی قرار گرفته‌اند. این مجموعه علائم نشان می‌دهد بازار در حال حاضر در فاز قدرتمند صعودی قرار دارد.

اما همین قدرت، مهم‌ترین دلیل برای افزایش احتیاط است. وقتی بازار ضعیف است، خریدن سخت است، اما ریسک روانی کمتر است؛ وقتی بازار بسیار قوی می‌شود، خریدن آسان به نظر می‌رسد، اما انتخاب اشتباه می‌تواند هزینه زیادی داشته باشد. از اینجا به بعد دیگر سؤال اصلی این نیست که «آیا بورس بالا می‌رود؟» بلکه سؤال حرفه‌ای‌تر این است که «کدام شرکت‌ها می‌توانند سود خود را سریع‌تر از قیمت سهام افزایش دهند؟»

اگر پاسخ این سؤال به‌درستی پیدا شود، رکورد ۶.۳۸ میلیون واحدی شاخص کل می‌تواند آغاز یک دوره جدید برای بورس تهران باشد، نه پایان آن. اگر سودآوری شرکت‌ها، نرخ ارز، نقدینگی و تورم در مسیر فعلی باقی بمانند، ظرفیت ادامه رشد اسمی بازار همچنان وجود دارد. اما اگر رشد قیمت‌ها از رشد سودآوری فاصله زیادی بگیرد، بازار دیر یا زود نیازمند استراحت و اصلاح خواهد شد.

بورس امروز یک پیام روشن برای اقتصاد ایران دارد: سرمایه ایرانی دوباره در حال حرکت است. این سرمایه میان طلا، ارز، مسکن، سپرده و سهام در حال انتخاب است و در مرداد و ابتدای شهریور، سهام توانسته بخشی از این جریان را به سمت خود برگرداند. مسئله اصلی برای سیاست‌گذار اکنون این است که این سرمایه را به سمت سفته‌بازی کوتاه‌مدت سوق دهد یا از آن برای تأمین مالی تولید استفاده کند. اگر مسیر دوم انتخاب شود، رشد بورس می‌تواند فقط رشد قیمت دارایی‌ها نباشد؛ می‌تواند نشانه آغاز دوره‌ای باشد که بازار سرمایه نقش بزرگ‌تری در تأمین مالی اقتصاد ایران بر عهده می‌گیرد.

به همین دلیل، جهش امروز را باید هم خوش‌بینانه و هم محتاطانه خواند. خوش‌بینانه از این جهت که نقدینگی، اعتماد و مشارکت دوباره به بورس بازگشته‌اند؛ محتاطانه از آن جهت که سرعت رشد اخیر بسیار بالا بوده و بازار اکنون به نقطه‌ای رسیده است که کیفیت سود شرکت‌ها باید خود را به قیمت‌ها برساند. شاخص ۶ میلیون و ۳۸۶ هزار واحدی یک عدد تاریخی است، اما تاریخ بورس تهران نشان داده است که هیچ عددی به‌تنهایی ارزش ذاتی ندارد. آنچه ارزش این رکورد را تعیین خواهد کرد، سودی است که شرکت‌های ایرانی در سال‌های آینده تولید می‌کنند؛ بنابراین می‌توان گفت بورس تهران امروز از یک مرز روانی عبور نکرد؛ از یک مرحله اقتصادی عبور کرد. مرحله‌ای که در آن بازار سهام دیگر منتظر تأیید دیگر بازار‌ها نیست و خود به یکی از مقصد‌های اصلی نقدینگی تبدیل شده است. اگر این روند با رشد واقعی سود شرکت‌ها همراه شود، احتمالاً شهریور و پاییز می‌توانند ادامه‌دهنده یکی از مهم‌ترین موج‌های صعودی بورس تهران باشند. اگر نه، بازار پس از یک جهش تاریخی، ناچار خواهد شد بخشی از انتظارات پیش‌خورشده را تخلیه کند. تفاوت میان این دو سناریو را نه عدد شاخص، بلکه سه متغیر تعیین خواهند کرد: سود شرکت‌ها، نرخ ارز و جریان نقدینگی؛ و امروز، هر سه متغیر هنوز به نفع بازار سهام کار می‌کنند؛ به همین دلیل، با وجود آنکه احتمال اصلاح کوتاه‌مدت پس از چنین جهش سنگینی بالاست، تصویر بزرگ‌تر بورس تهران همچنان صعودی باقی مانده است.

برچسب ها: بورس ، اقتصاد ، بازار
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار