غروب چهارم آبان، شهید جهانآرا باقیمانده مدافعان شهر را فراخواند تا از کارون عبور کنند و خود را به کوتشیخ برسانند. کوتشیخ، بخش جنوبی شهر و متصل به آبادان است. آن روز مسجد جامع برای آخرین بار رزمندگانی را میدید که ۳۴ روز تمام با دستهای خالی، در برابر ادوات زرهی دشمن ایستادگی کرده بودند جوان آنلاین: روز چهارم آبان۱۳۵۹ خرمشهر سقوط کرد. ۴۶ سال قبل در این روزهایی که قرار داریم، مدافعان خرمشهر و در نمایی کلیتر، مردم ایران روزهای تلخی را سپری میکردند. آن روزها برخی تصور میکردند که با سقوط خرمشهر جبهه ایران در ضعف قرار خواهد گرفت، اما این هم از تلخیهای جنگ بود. جنگی که فراز و فرودهای بسیاری را پشتسر گذاشت و نهایتاً با پیروزی ملت ایران به اتمام رسید.
حزن خرمشهر در آبان ۵۹
آبان سال ۱۳۵۹ که از راه رسید، تقریباً مسجل شده بود که خرمشهر از دست رفته است. ساحل چپ کارون که عمده شهر در آن قسمت قرار داشت، شاهد حضور تانکهایی بود که محله به محله و کوچه به کوچه را تصرف کرده و دیگر اندک خانههای باقیمانده را نیز پاکسازی میکردند. مانده بود مسجد جامع و محوطه دور و برش که آن هم آخرین دژ ایستادگی رزمندگان در برابر یگانهای تکاوری و زرهی دشمن بود. مسجد جامع ایستاده بود و آفتاب کمرمق آبان ۵۹ هر صبح از فراز گلدستههای زخمیاش به شهر نیمسوخته نگاه میکرد.
شبی که جهانآرا فراخوان داد
شهید محمد جهانآرا عصر روز چهارم آبانماه ۵۹ به اندک مدافعان خرمشهر پیام داد که دیگر ماندن در شهر فایدهای ندارد و باید آنجا را تخلیه کنند. دشمن به خیابان ۴۰ متری رسیده بود و از آنجا تا مسجد جامع راهی نبود. نباید رزمندگان در این موقعیت به راحتی جان خود را از دست میدادند. یک تانک دشمن درست در جایی مستقر شده بود که هر مدافعی میخواست از ساحل چپ کارون (محله کوتشیخ) به داخل شهر بیاید، آنها را به رگبار میبست.
غروب چهارم آبان، شهید جهانآرا باقیمانده مدافعان شهر را فراخواند تا از کارون عبور کنند و خود را به کوتشیخ برسانند. کوتشیخ، بخش جنوبی شهر و متصل به آبادان است. آن روز مسجد جامع برای آخرین بار رزمندگانی را میدید که ۳۴ روز تمام با دستهای خالی، در برابر ادوات زرهی دشمن ایستادگی کرده بودند. گلدستههای این مسجد در آن غروب دلگیر از یک سو شاهد گریه رزمندههایی بود که در آن سوی کارون در حسرت اشغال شهرشان میسوختند و در این سو نیز صدای پای متجاوزانی شنیده میشد که خود را آماده ورود به صحن و سرای این مسجد میکردند تا با تصرف آخرین دژ دفاعی رزمندگان ایرانی، فتح خرمشهر را جشن بگیرند.
مراقب ایمانمان باشیم
شامگاه چهارم آبان که از راه رسید، در دو سوی کارون شرایط متفاوتی برقرار بود. دشمن در آن سو هلهله میکرد و در این سو رزمندگان بومی خرمشهر از اینکه شهرشان از دست رفته بود به شدت ناراحت بودند. برخی گریه میکردند و برخی به دل نخلستانها پناه برده بودند، اما یک جمله مثل آبی بود که روی داغ این بچهها ریخته شد. شهید محمد جهانآرا، فرمانده سپاه خرمشهر خودش را به جمع نیروها رساند و گفت: «بچهها اگر خرمشهر سقوط کرد، آن را پس میگیریم، مراقب باشیم ایمانمان سقوط نکند.»
۱۹ ماه بعد، خرمشهر در عملیات الیبیتالمقدس برای همیشه آزاد شد، دشمن با دادن حدود ۱۹ هزار اسیر تسلیم شد و فتح دیگری در تاریخ ایران به ثبت رسید.
بعد از فتح خرمشهر بود که بسیاری از رزمندگان حاضر در شامگاه چهارم دی ۵۹، یاد جمله شهید محمد جهانآرا افتادند که شهر را پس میگیریم، مراقب ایمانمان باشیم. آنها ایمان به نصرت و یاری حق را در سختترین شرایط حفظ کردند و خدا نیز به وعدهای که به مؤمنان داده وفا کرد و آنها را بر دشمنی که از حیث تجهیزات بر ما برتری داشت، برتری داد.