کد خبر: 1384287
تاریخ انتشار: ۲۰ مهر ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۲
سازوکار نجات مدارس از انفعال کتب درسی، فرسودگی معلمان و رقابت نابرابر فردا در گفت‌وگوی «جوان» با دکتر مهدی طریقت
1 بیش از ۴۰ درصد وقت معلمان صرف کار‌های تکراری و تصحیح می‌شود، هوش مصنوعی معلم خسته را به مربی و راهنمای یادگیری تبدیل می‌کند 
مهسا گربندی

جوان آنلاین: کلاس‌های درس هنوز همان تصویر دهه‌های گذشته را به دانش‌آموزان نشان می‌دهد، کتاب‌های درسی یکسان برای میلیون‌ها استعداد مختلف، و معلمانی که در میان انبوهی از برگه‌های امتحانی و کار‌های تکراری اداری رو به فرسودگی می‌روند. چاره چیست؟ دانش‌آموزان باید ساعت‌ها پشت نیمکت‌ها به حفظ طوطی‌وار فرمول‌ها مشغول شوند! اصلاً چه چیزی از این مطالب درک خواهند کرد؟ کسی نمی‌داند! حال در جهانی که هوش مصنوعی مرز‌های علم و شیوه یادگیری را زیرورو کرده، نظام آموزشی ما در یک نقطه عطف تاریخی ایستاده؛ اینکه آیا از این فناوری نوظهور فرصتی برای نجات خلاقیت نسل فردا می‌سازد یا اینکه بدون توجه به عصر فناوری‌های نوین به مسیر خود ادامه می‌دهد؟! «جوان» در همین رابطه با دکتر مهدی طریقت، رئیس اندیشکده و پردیس هوش مصنوعی گفت‌و‌گو کرده‌است و با نگاهی به شواهد بین‌المللی و دغدغه‌ای عمیق برای آینده فرزندان این مرزوبوم، این مسئله را واکاوی کرده که چگونه می‌توان بدون وابستگی منفعلانه، هوش مصنوعی را به خدمت ارتقای کرامت معلم، شخصی‌سازی یادگیری و برقراری عدالت آموزشی درآورد. 


هوش مصنوعی چگونه ساختار خطی و ایستا در کتاب‌های درسی را به یک زیست‌بوم پویای یادگیری تبدیل می‌کند؟ به‌ویژه در قالب بازی‌وارسازی و داستان‌سرایی تعاملی، این فناوری چه تغییری در عمق درک دانش‌آموز ایجاد خواهد کرد؟ (به عبارتی دیگر آیا هوش مصنوعی صرفاً ابزاری برای جذاب‌سازی ظاهری دروس است، یا می‌تواند یادگیری شخصی‌سازی‌شده و شبیه‌سازی‌های مفهومی را جایگزین انفعال کنونی دانش‌آموزان در مواجهه با متون درسی کند؟)
کتاب‌های درسی سنتی برای همه یکسان نوشته شده‌اند. این شیوه دانش‌آموز را در جایگاه یک دریافت‌کننده خاموش و منفعل قرار می‌دهد، اما هوش مصنوعی متن را از حالت کاغذی و صلب بیرون می‌کشد. این ابزار کتاب را به یک محیط گفت‌وگومحور و زنده تبدیل می‌کند. طبق پژوهش‌های سازمان آموزشی یونسکو و بنیاد جهانی آموزش، تفاوت یادگیری درگیرکننده با خواندن ساده، در لمس مستقیم مفاهیم است. فناوری به دانش‌آموز اجازه می‌دهد با پدیده‌ها آزمایش کند. او می‌تواند تاریخ را در قالب یک داستان تعاملی تجربه کند. در علوم تجربی، شبیه‌سازی رفتار مولکول‌ها یا مدار‌ها را خود دانش‌آموز هدایت می‌کند. بنابراین ما با یک جذابیت ظاهری یا سرگرمی گذرا روبه‌رو نیستیم. مسئله اصلی تغییر در پردازش ذهنی است. بازی‌وارسازی هوشمند انگیزه درونی می‌سازد. شبیه‌سازی مفهومی نیز به درک عمیق منجر می‌شود. در این حالت یادگیرنده دیگر فقط حفظ نمی‌کند، بلکه دست به کشف می‌زند. این فناوری سرعت فهم هر فرد را می‌سنجد. سپس محتوا را دقیقاً با سطح ادراک او هماهنگ می‌سازد. برای نظام آموزشی ما، عبور از این ساختار کهنه یک ضرورت ملی برای نجات خلاقیت فرزندانمان است. 

معلم علاوه بر تدریس، زمان زیادی را صرف کار‌هایی مثل طراحی تمرین، برگزاری آزمون و تصحیح آن و بررسی عملکرد دانش‌آموزان می‌کند. هوش مصنوعی در چرخه سنجش و بازخورد کلاسی، مشخصاً چه بخش‌هایی از زمان معلم را آزاد می‌کند؟ آیا هوش مصنوعی می‌تواند بار فرسایشی طراحی تکالیف، آزمون‌سازی و تصحیح اوراق را از دوش معلم بردارد، چگونه می‌تواند از سطح یک ابزار خودکارسازی فراتر رفته و به تحلیل دقیق یادگیری و بازآفرینی نقش معلم در کلاس کمک کند؟
بخش بزرگی از فرسودگی شغلی معلمان در کشور ما ریشه در کار‌های تکراری و اداری دارد. معلم ساعت‌های طولانی را پای تصحیح برگه‌ها و ثبت نمرات می‌گذارد. طبق گزارش‌های تحلیلی دانشگاه استنفورد و انجمن بین‌المللی فناوری آموزشی، بیش از ۴۰ درصد وقت آموزشی معلمان صرف امور اجرایی و ارزیابی‌های روتین می‌شود. هوش مصنوعی می‌تواند طراحی سؤالات هم‌سطح، ایجاد تمرین‌های متنوع و تصحیح پاسخ‌های تشریحی و تستی را در چند ثانیه انجام دهد. این آزادسازی زمان، فرصت بی‌نظیری برای گفت‌وگوی چهره‌به‌چهره در کلاس می‌سازد، اما ارزش اصلی فراتر از سرعت است. این فناوری به جای یک نمره خشک، الگو‌های خطای شناختی دانش‌آموز را شناسایی می‌کند. سیستم به معلم نشان می‌دهد که دقیقاً کدام بخش از مفهوم برای بچه مبهم مانده‌است. در نتیجه معلم از یک مصحح خسته به یک مربی و راهنمای یادگیری ارتقا پیدا می‌کند. او می‌تواند وقت خود را صرف انگیزش روانی، پرورش اخلاق و حل مسائل فردی کودکان کند. این بازآفرینی نقش، جایگاه انسانی و عاطفی معلم را در کلاس احیا خواهد کرد. 

آیا تقلیل بار اداری و ارزشیابی معلمان توسط سامانه‌های هوشمند، عملاً کیفیت تدریس و ارتباط انسانی در کلاس را ارتقا می‌دهد، یا نوعی وابستگی مخل به فناوری در سنجش دانش‌آموز ایجاد می‌کند؟
این شمشیر دو لبه نیازمند نگاهی دقیق و علمی است. بر اساس مستندات سازمان همکاری اقتصادی و توسعه، خودکارسازی وظایف روزمره زمانی به بهبود کلاس منجر می‌شود که معلم مهارت استفاده از زمان آزادشده را داشته باشد. اگر زمان ذخیره‌شده صرف شنیدن دغدغه‌های روانی و هدایت عاطفی بچه‌ها شود، کیفیت آموزش جهش پیدا می‌کند، اما خطر وابستگی شناختی هم کاملاً جدی و واقعی است. داده‌ها نمی‌توانند روحیه، اضطراب پنهان یا جرقه‌های شهودی کودک را به طور کامل بسنجند. اگر سیستم فقط بر پایه الگو‌های الگوریتمی قضاوت کند، نوعی قضاوت مکانیکی شکل می‌گیرد. در این حالت دانش‌آموز ممکن است با یک نمره نادیده گرفته‌شود. معلم نباید نقش نظارتی و شم تجربی خود را به سامانه‌های خودکار واگذار کند. راهکار علمی در تعادل هوشمندانه تعریف می‌شود. فناوری صرفاً دستیار پیشنهاددهنده است، اما تصمیم نهایی و قضاوت وجدانی همواره بر عهده انسان باقی می‌ماند. هدف ما حفظ روح زنده کلاس و نجات معلم از روزمرگی است، نه حذف حس هم‌دلی میان معلم و شاگرد. 

یکی از چالش‌های کلاس درس، تفاوت در سرعت و شیوه یادگیری دانش‌آموزان است. هوش مصنوعی چگونه می‌تواند به دانش‌آموزی که در یک مبحث عقب مانده یا در یک مبحث ضعیف‌تر است کمک کند تا بدون دریافت پاسخ آماده، تمرین و آموزش را متناسب با سطح خود دریافت کند؟
در روان‌شناسی تربیتی، اصلی به نام داربست‌بندی شناختی وجود دارد که مبنای یادگیری عمیق است. بر پایه مطالعات دانشگاه هاروارد در حوزه فناوری‌های یادگیری، سامانه‌های هوشمند می‌توانند بدون لو دادن پاسخ، نقش یک راهنمای سقراطی را ایفا کنند. وقتی دانش‌آموزی در حل یک مسئله متوقف می‌شود، سیستم فوراً جواب را فاش نمی‌کند. برنامه ابتدا با طرح چند سؤال مقدماتی، گره ذهنی او را می‌سنجد. سپس سرنخ‌های مرحله‌به‌مرحله و مثال‌های ساده‌تر در اختیارش می‌گذارد. سرعت و لحن آموزش دقیقاً با ضرب‌آهنگ درک آن کودک تنظیم می‌شود. با این روش، دانش‌آموز احساس شکست و سرخوردگی در برابر هم‌کلاسی‌ها پیدا نمی‌کند. او حس می‌کند خودش به پاسخ رسیده و اعتمادبه‌نفس از دست‌رفته‌اش بازسازی می‌شود. تکرار تمرین‌ها بر اساس نقاط ضعف واقعی طراحی می‌گردد. در نتیجه به‌جای تنبلی ذهنی و رونویسی، انگیزه کشف و استقلال فکری در او تقویت خواهد شد. این سازوکار به کودک اجازه می‌دهد بدون اضطراب و با سرعت طبیعی خودش پیشرفت کند. 
با توجه به سرعت رشد این فناوری، آموزش‌وپرورش برای اینکه از این تغییر عقب نماند و برای همگام‌شدن با این تحول، باید از کجا شروع کند؟ از نگاه شما اولویت نخست با توانمندسازی معلمان است، بازنگری در محتوای درسی، توسعه زیرساخت‌های فنی، یا تدوین چارچوب‌ها و قوانین مشخص برای ورود هوش مصنوعی به مدارس؟
بر اساس چارچوب جهانی یونسکو برای شایستگی‌های معلمان در عصر دیجیتال، فناوری بدون نیروی انسانی آگاه به بیراهه می‌رود. اگر پیشرفته‌ترین سامانه‌ها و قوانین را وارد مدارس کنیم، ولی معلم نداند چطور از آنها بهره ببرد، تنها هزینه‌ها هدر می‌رود، بنابراین اولویت نخست و بی‌چون‌وچرا، توانمندسازی معلمان و ارتقای سواد فناورانه آنهاست. معلم باید یاد بگیرد چگونه از این سامانه‌ها برای درک بهتر دانش‌آموز استفاده کند. همزمان با این گام، تدوین چارچوب‌های اخلاقی، حقوقی و حفظ حریم خصوصی داده‌های کودکان یک ضرورت فوری است. اگر قوانین روشن نباشد، نظام آموزشی با چالش‌های امنیتی و تربیتی جدی روبه‌رو می‌شود. گام بعدی متناسب‌سازی زیرساخت‌های پایدار برای سراسر کشور و بازنگری در شیوه ارزیابی و کتاب‌های درسی است. ما باید کتب درسی را از متون حفظی به راهنما‌های مسئله‌محور تبدیل کنیم. تغییر فقط با خرید ابزار فنی رخ نمی‌دهد، بلکه نیازمند تحول در نگاه و توانمندی معلمان فداکار کشورمان است. 

اگر بخواهید یک توصیه راهبردی و بی‌تعارف به نظام آموزشی کشور بدهید، آن توصیه چیست؟
توصیه نهایی من نگاهی واقع‌بینانه، شجاعانه و آینده‌نگرانه به این پدیده است. ما نباید در مواجهه با این فناوری دچار دوگانه خطرناک هراس کور یا شیفتگی ساده‌لوحانه شویم. طبق مطالعات تطبیقی نظام‌های آموزشی جهان، فناوری نه یک جادو برای حل تمام مشکلات است و نه تهدیدی برای نابودی آموزش. این ابزار دقیقاً همان کاری را می‌کند که ما با خرد جمعی و مدیریت علمی برای آن برنامه‌ریزی می‌کنیم. آینده ایران وابسته به توانایی دانش‌آموزان ما در پرسشگری، تفکر نقادانه و حل مسائل پیچیده است. اگر نظام آموزشی ما به روش‌های حفظی گذشته اصرار بورزد، فرزندانمان در رقابت آینده جهان باز خواهند ماند. توصیه اکید من به سیاست‌گذاران، معلمان و خانواده‌ها سرمایه‌گذاری روی کرامت و مهارت‌های انسانی است. هوش مصنوعی باید خادم یادگیری، عدالت اجتماعی و رشد استعداد‌های هر کودک ایرانی باشد. ما می‌توانیم با تکیه بر فرهنگ غنی، علم روز و نگاهی دلسوزانه، مدرسه‌ای پویا، عدالت‌محور و الهام‌بخش برای نسل فردا بسازیم. 
آنچه از خلال این گفت‌و‌گو به روشنی رخ می‌نماید، ضرورت عبور از انفعال در برابر شتاب فناوری است. هوش مصنوعی نه معجزه‌ای است که به تنهایی محرومیت‌ها و ضعف‌های کهنه آموزشی را ناپدید کند و نه هیولایی که جایگاه و عاطفه معلم را ببلعد. سرنوشت این فناوری در مدارس ایران، مستقیماً به نقشه راه سیاست‌گذاران و توانمندسازی معلمان فداکار کشور بستگی دارد. اگر بتوانیم زمان معلم را از چنگ فرسودگی اداری آزاد کرده و دانش‌آموز را از دایره محفوظات صلب به میدان حل مسئله بیاوریم، این تحول نه یک هزینه، بلکه حیاتی‌ترین سرمایه‌گذاری برای فردای ایران خواهد بود، فردایی که پیشرفت آن بیش از هر چیز، به ذهن‌های خلاق و پرسشگر فرزندان امروز نیازمند است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار