رقابت لیونل مسی و کریستیانو رونالدو تمامنشدنی است، رقابتی که تقریباً از دو دهه پیش شروع شده و ظاهراً قرار است تا مرگ ادامه داشته باشد. جوان آنلاین:رقابت لیونل مسی و کریستیانو رونالدو تمامنشدنی است، رقابتی که تقریباً از دو دهه پیش شروع شده و ظاهراً قرار است تا مرگ ادامه داشته باشد.
رقابت دو فوقستاره به روزها و ساعات پایانی خود در مستطیل سبز نزدیک میشود. دو فوقستاره به آخر خط رسیدهاند (حداقل در رده ملی). سالها تلاش و درخشش، سالها گلزنی و شادابی حالا رو به پایان است، اما به دو صورت کاملاً متفاوت. رقابت اینجا هم هست، اما یک جا در تدارک خداحافظی با فوقستارهشان ماتم گرفتهاند و در جای دیگر نمیدانند چه کنند که فوقستارهشان با حاشیه کمتر و بیسروصداتر خداحافظی کند. ماجرا از جام جهانی ۲۰۲۶ شروع شد، جایی که تمام دنیا بهوضوح دیدند یک آرژانتین برای مسی بازی میکرد و مسی با تمام وجودش برای آرژانتین، اما رونالدو در ترکیب پرتغال تنها بود، مثل یک بازیکن اضافه که از سر اجبار او را بازی میدهند. خودش هم این را فهمید، اما اصرار به ماندن کاری کرد که امروز مجبور به ترک اردوی تیم ملی پرتغال شود.
آرژانتینیها در حال تدارک مراسم خداحافظی مسی از بازیهای ملی هستند، اما گویی جانشان از بدنشان در حال خارج شدن است. این را بهوضوح میتوان در چهره مردم آرژانتین، بازیکنان تیم ملی و حتی سرمربی تیم دید. وقتی اسکالونی به حرف میآید و از این خداحافظی غمانگیز حرف میزند، بهتر میتوان واقعیت را متوجه شد.
سرمربی آرژانتین میگوید: «بدون لیونل مسی، دیگر هیچ چیز مثل سابق نخواهد بود. هرگز کسی را ندیدهام که چنین حسی را منتقل کند، همان حسی که لئو منتقل میکند. این همان چیزی است که بیش از همه دلمان برایش تنگ خواهد شد. همیشه درباره این صحبت میکردیم که وقتی مسی دیگر در تیم ملی نباشد، چقدر دلمان برایش تنگ میشود و حالا آن لحظه فرا رسیده است، زمانی که او دیگر کنار ما نخواهد بود. تصور میکنم روز خداحافظی او برای همه، بدون استثنا، بسیار احساسی و پرشور خواهد بود. خدا را شکر میکنم که بخشی از آن روز خواهم بود، چراکه آن روز، روز لئوست. من صرفاً یک تماشاگر خواهم بود. آنجا مینشینم و غرق در تماشای آن لحظات میشوم، اما شکرگزارم که فرصت تجربه چنین روزی را دارم. بازیکنان بزرگی را شناختهام، کنارشان بازی کردهام و مقابلشان به میدان رفتهام، اما هرگز کسی را ندیدهام که چنین حسی را منتقل کند.»
در پرتغال، اما اوضاع کاملاً متفاوت است. اینجا سر نخواستن رونالدو دعواست. بحث بر سر این نیست که رونالدو دیگر هیچ کاربردی برای پرتغال ندارد. تجربه، شخصیت و توانایی او در محوطه جریمه همچنان میتواند برای تیم ملی ارزشمند باشد. حضور بهعنوان بازیکنی باتجربه که در دقایق پایانی وارد زمین شود یا به نسل جوانتر کمک کند، میتواند یکی از نقشهای ممکن برای او باشد، اما نکته اینجاست که رونالدو نمیخواهد این واقعیت را قبول کند. نمیخواهد بپذیرد که نسلی جدید از راه رسیده و ژسوس، سرمربی تیم ملی پرتغال میخواهد بیشتر و بهتر به این نسل میدان بدهد تا آینده را تضمین کند.
قبول این واقعیت برای رونالدو آسان نیست. او میخواهد همچنان بماند، حتی اگر مثل جام جهانی در تیم بایکوت شود. او به پشتوانه حمایتهای هوادارانش در سراسر جهان اعتراض و حاشیهسازی میکند و حتی نمیبیند که پرتغال بدون حضور او هم موفق میشود. رونالدو برخلاف مسی حاضر نیست خودش را برای پرتغال فدا کند. رونالدو همچنان میخواهد پرتغال با او هماهنگ باشد و حواسش نیست که دیگر در مستطیل سبز کسی او را نمیخواهد.
پایان دوران حرفهای یک ستاره بزرگ همیشه مطابق با تصویر ایدهآل هواداران رقم نمیخورد. آنچه در ماههای پایانی رخ میدهد، گاهی بیشتر از سالهای موفقیت در ذهنها میماند. این وضعیت در مورد رونالدو از این جهت قابل توجهتر است که همزمان با آخرین فصلهای حضور او در تیم ملی، لیونل مسی نیز به پایان دوران ملی خود نزدیک شده است. دو بازیکنی که بیش از یک دهه فوتبال جهان را تحت تأثیر رقابت خود قرار دادند، حالا در مسیر خداحافظی قرار گرفتهاند، اما پایان داستان آنها الزاماً شبیه یکدیگر نیست. مسی و رونالدو بخش بزرگی از تاریخ فوتبال مدرن را شکل دادند. یکی با خداحافظی احساسی و برنامهریزی شده از تیم ملی آرژانتین روبهروست و دیگری در شرایطی پرتنشتر به پایان مسیر نزدیک میشود.