جوان آنلاین: نوید هدایتیفر، کارشناس انرژی معتقد است راهبرد متنوعسازی سبد تولید برق باید مجموعهای از منابع انرژی را در بر بگیرد و بر یک گزینه خاص متکی نباشد. توسعه نیروگاههای خورشیدی در بخش خانگی و تجاری میتواند بخشی از مصرف برق را در طول روز پوشش دهد و در صورت طراحی مناسب، به کاهش فشار بر شبکه کمک کند. در کنار آن، نیروگاههای حرارتی بزرگمقیاس زغالسنگسوز میتوانند برق پایدار تولید کنند و بخشی از وابستگی نیروگاهها به گاز طبیعی را کاهش دهند. این دو رویکرد از نظر کارکرد، مکمل یکدیگرند.
یکی از چالشهای ساختاری صنعت انرژی ایران، وابستگی بالای تولید برق به گاز طبیعی است. در حالی که در بسیاری از کشورهای جهان، سبد سوخت نیروگاهها از ترکیبی از منابع مختلف مانند زغالسنگ، گاز طبیعی، انرژی هستهای، برقآبی و انرژیهای تجدیدپذیر تشکیل شده است، در ایران بخش عمده برق کشور به نیروگاههای گازسوز و سیکل ترکیبی وابسته است. بر اساس آمار مطرحشده در این زمینه، بیش از ۸۴درصد سبد تأمین برق کشور به گاز وابستگی دارد؛ موضوعی که در کنار سهم بالای گاز در تأمین انرژی بخش خانگی و صنعتی، آسیبپذیری نظام انرژی کشور را افزایش داده است. زمانی که در فصل زمستان مصرف گاز خانگی و تجاری افزایش پیدا میکند، تأمین سوخت نیروگاهها و صنایع نیز با محدودیت روبهرو میشود و این مسئله میتواند به بروز همزمان ناترازی گاز و برق منجر شود.
تنوعبخشی به سبد سوخت؛ راهکار پایدار کاهش ناترازی
حل پایدار ناترازی انرژی، صرفاً با افزایش تولید گاز یا توسعه ظرفیت نیروگاههای گازسوز امکانپذیر نیست زیرا تداوم اتکا به یک منبع اصلی سوخت، کشور را در برابر محدودیتهای عرضه همان منبع آسیبپذیر نگهمیدارد. ازاینرو، یکی از راهبردهای مهم در اصلاح ساختار انرژی، متنوعسازی منابع تولید برق و استفاده متناسب از ظرفیتهای مختلف داخلی است. توسعه انرژی خورشیدی در بخش خانگی، افزایش بهرهوری نیروگاههای موجود و ایجاد نیروگاههای حرارتی بزرگمقیاس با سوخت زغالسنگ در مناطق دارای ذخایر مناسب، میتواند به کاهش فشار بر شبکه گاز کمک کند. چنین رویکردی به معنای کنارگذاشتن گاز طبیعی نیست، بلکه هدف آن استفاده بهینه از این منبع ارزشمند و آزادسازی بخشی از ظرفیت گاز برای مصارف خانگی، صنایع و فعالیتهایی است که امکان جایگزینی سوخت در آنها محدودتر است.
نوید هدایتیفر، کارشناس انرژی در گفتوگو با «جوان» در رابطه با ضرورت تنوع بخشیدن به سبد تولید انرژی و برق کشور خاطرنشان کرد: وابستگی بالای تولید برق ایران به گاز طبیعی، ضرورت بازنگری در الگوی توسعه نیروگاهی کشور را برجسته میکند. توسعه نیروگاههای زغالسنگسوز در مناطق دارای ذخایر مناسب، بهویژه با مشارکت صنایع بزرگ و نهادهای سرمایهگذار، میتواند بخشی از ظرفیت مغفولمانده کشور را فعال کند و فشار بر شبکه گاز را در دورههای اوج مصرف کاهش دهد. در کنار آن، توسعه نیروگاههای خورشیدی، افزایش بهرهوری و مدیریت مصرف باید بهعنوان بخشهای مکمل سیاست امنیت انرژی دنبال شوند.
وی ادامه داد: صنایع بزرگ کشور از جمله فولاد، سیمان، معدن و سایر واحدهای انرژیبر، به تأمین پایدار برق نیاز دارند و قطعی انرژی میتواند تولید، بهرهوری و تعهدات تجاری آنها را تحتتأثیر قرار دهد. در چنین شرایطی، سرمایهگذاری مستقیم این صنایع در توسعه نیروگاههای حرارتی بزرگمقیاس با سوخت زغالسنگ میتواند راهکاری برای افزایش امنیت انرژی آنها باشد. صنایع بهجای آنکه صرفاً مصرفکننده برق و گاز باشند، میتوانند بخشی از سرمایه خود را به توسعه ظرفیت تولید انرژی اختصاص دهند و از این طریق، هم نیازهای عملیاتی خود را بهتر مدیریت کنند و هم به افزایش ظرفیت تولید برق کشور یاری برسانند. البته موفقیت این الگو به وجود قراردادهای شفاف تأمین سوخت، امکان اتصال به شبکه، چارچوب روشن خرید برق و تضمین اقتصادی پروژهها وابسته است. همچنین، لازم است هزینههای زیستمحیطی و مصرف آب در ارزیابی اقتصادی نیروگاهها لحاظ شود تا سرمایهگذاری انجامشده در بلندمدت از نظر فنی و مالی توجیهپذیر باقی بماند. این کارشناس انرژی با اشاره به هدایت سرمایههای عمومی و صنعتی به سمت تولید انرژی خاطرنشان کرد: توسعه نیروگاههای زغالسنگسوز نیازمند سرمایهگذاری قابلتوجه و برنامهریزی بلندمدت است؛ ازاینرو، دولت، نهادهای عمومی و بنگاههای بزرگ اقتصادی باید نقش فعالتری در تأمین مالی و پیشبرد این پروژهها ایفا کنند. هدایت بخشی از منابع سرمایهگذاری به سمت نیروگاههای بزرگمقیاس، بهویژه در مناطقی که به ذخایر زغالسنگ دسترسی دارند، میتواند زمینه استفاده اقتصادی از منابع داخلی و کاهش وابستگی تولید برق به گاز را فراهم کند. در این مسیر، مشارکت بخش خصوصی، تأمین مالی پروژهمحور و استفاده از ظرفیت بازار سرمایه میتواند بار تأمین مالی را از دوش بودجه عمومی کاهش دهد. در عین حال، حمایت دولت باید بر ایجاد زیرساخت، کاهش ریسکهای غیرتجاری، شفافیت مقررات و تضمین اجرای تعهدات متمرکز باشد، نه جایگزینی کامل سرمایهگذاری خصوصی. به این ترتیب، منابع مالی صنایع و نهادهای عمومی میتوانند به جای تمرکز صرف بر توسعه فعالیتهای مصرفکننده انرژی، به افزایش ظرفیت تولید برق و تقویت زیرساختهای حیاتی کشور کمک کنند.
هدایتیفر در ادامه اظهار کرد: انرژی خورشیدی به شرایط تابش و زمان تولید وابسته است، در حالی که نیروگاه حرارتی میتواند با تأمین پیوسته سوخت، برق را بر اساس نیاز شبکه تولید کند. البته نیروگاههای زغالسنگسوز با انتشار دیاکسیدکربن و آلایندههای هوا همراهاند و توسعه آنها باید با فناوریهای کنترل آلایندگی، مدیریت پسماند و ارزیابی دقیق آثار زیستمحیطی همراه باشد. همچنین، بهبود بهرهوری انرژی و کاهش تلفات شبکه باید همزمان با توسعه ظرفیتهای جدید دنبال شود. وی در پایان گفت: وابستگی بیش از اندازه سبد تولید برق کشور به گاز طبیعی، یکی از عوامل تشدید ناترازی انرژی در فصل سرد سال است؛ وضعیتی که با افزایش مصرف گاز در بخش خانگی، محدودیت تأمین سوخت نیروگاهها و صنایع را به دنبال دارد و زمینهساز قطعی برق و گاز میشود. در چنین شرایطی، تنوعبخشی به سبد تولید برق از طریق توسعه نیروگاههای خورشیدی در بخش خانگی و سرمایهگذاری در نیروگاههای حرارتی زغالسنگسوز در مقیاس بزرگ، میتواند به یکی از محورهای راهبردی اصلاح ساختار انرژی کشور تبدیل شود.