رذیله سوءظن و بددلی به خدا و خلق نتیجه جبن و ضعف نفس است زیرا که هر جبان ضعیف النفسی، هر فکر فاسدی که به خاطرش میگذرد و به قوه واهمه او درمیآید اعتقاد میکند و پی آن میرود و این صفت خبیثه از مهلکات عظیمه است. جوان آنلاین: سوءظن به خدا و خلق خدا، رذیلتی است که آیات قرآن کریم و احادیث اهلبیت (ع) به کرات از آن نهی کردهاند و علمای اخلاق آن را موجب هلاکت و نابودی فرد و جامعه میدانند. به جهت اهمیت مسئله در ادامه بخشی از باب چهارم کتاب «معارجالسعادت» اثر ملااحمد نراقی، فقیه و اخلاقنویس نامدار دوره قاجار، تقدیم میشود؛ این عالم جلیلالقدر در این گفتار از رذیلت سوءظن گفته و آن را علامت خباثت نفس و بدباطنی میداند. انشاءالله که این خوانش، محل اثر باشد و ما را از دام بددلی به خدا و خلقش برهاند.
***
رذیله سوءظن و بددلی به خدا و خلق نتیجه جبن و ضعف نفس است زیرا که هر جبان ضعیف النفسی، هر فکر فاسدی که به خاطرش میگذرد و به قوه واهمه او درمیآید اعتقاد میکند و پی آن میرود و این صفت خبیثه از مهلکات عظیمه است که خداوند عالم میفرماید: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کثِیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ» یعنی «ای گروه مؤمنین، اجتناب کنید از بسیاری از گمانها بهدرستی که بعضی از گمانها گناه است.» و دیگر میفرماید: «وَظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ وَکُنْتُمْ قَوْمًا بُورًا» یعنی «گمان بد بردید، و شما قومی بودید به هلاکت رسیده» و حضرت امیرالمؤمنین (ع) میفرماید: «باید امر برادر مومن خود را به بهترین محامل حمل کنی و باید به سخنی که از برادر تو سر زند گمان بد نبری. مادامی که محمل خوبی از برای آن بیابی» و مروی است که «خدای تعالی حرام کرده است از هر مسلمی خون او را و عرض او را و ظن بد به او بردن را» و همین مذمت از برای ظن بد کافی است که آن را قرین کشتن مسلم و دستاندازی به حریم و عرض او نموده و شکی نیست که هر که در باطن، ظن بد به دیگری برد و او را به شر و فساد نسبت دهد در ظاهر به نظر حقارت او را میبیند، و اکرام او را کما ینبغی بجا نمیآورد و در حقوق او کوتاهی میکند بلکه مضایقه از غیبت، و اظهار آنچه گمان به او برده نمیکند و همه این امور منشأ هلاکت او میشود.
دو اندرز پیر دانای مرشد شهاب
و شبههای نیست در اینکه هر که ظن بد به مسلمانان میبرد خبیث النفس و بد باطن است، و هر کسی را مثل خود میداند و خباثت باطن او به ظاهرش نیز سرایت میکند و دل هر مؤمن پاک طینتی نسبت به همه خلایق، پاک و صاف است و ظن بد به احدی نمیبرد. آری، آری: از کوزه همان برون تراود که در اوست!
مرا پیر دانای مرشد شهاب
دو اندرز فرمود بر روی آب
یکی آنکه بر خویش خوش بین مباش
دگر آنکه بر خلق بدبین مباش
ظن بد علامت خباثت نفس است
و سر اینکه ظن بد به مردم بردن علامت خباثت نفس است و شارع از آن نهی فرموده آن است که آن نمیباشد مگر از القای شیطان خبیث، زیرا که بجز علام الغیوب احدی از باطن دیگری آگاه نیست و هیچ دلی را به دل دیگر راه نمیباشد. پس چگونه میتوانید شد که کسی چیزی را ندانسته و به چشم خود مشاهده نکرده، و از گوش خود نشنیده، در حق غیر اعتقاد کند؟ پس ظن بدی که آدمی میکند امری است که از راهی که نمیداند به دل او افتاده و نیست آن راه، مگر راه شیطان! پس شیطان آن گمان را به دل او انداخته و به آنچه گمان برده و خبر داده و آدمی چگونه خبری که شیطان داده باشد قبول میکند و حال آنکه شیطان از هر فاسقی فاسقتر است؛ و خدا میفرماید: «إِنْ جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا» یعنی «اگر فاسقی شما را خبری آورد تبین کنید و آن را قبول نکنید» پس از برای اهل ایمان جایز نیست که تصدیق آن لعین را کنند اگر چه بعضی قرائن خارجیه به آن ضم شود، تا به سر حد یقین رسد.
۲ ارشاد عظیم پیامبر (ص) برای امت
پس هرگاه عالمی را در خانه امیر ظالمی ببینی شیطان به گمان تو میاندازد که او به جهت طمع به آنجا رفته، تو باید آن را به دل خود راه ندهی زیرا که شاید باعث رفتنش اعانت مظلومی باشد و اگر از دهن مسلمانی بوی شراب یابی باید جزم به اینکه او شراب حرام نوشیده است نکنی زیرا که میشود که مزمزه کرده باشد و ریخته باشد، یا بر آشامیدن آن مجبور بوده باشد، یا به تجویز طبیب حاذقی به جهت مداوایی آشامیده باشد و بالجمله باید حکم تو بر افعال مسلمان، چون حکم و شهادت بر اموال ایشان باشد و همچنان که در مال حکم نمیکنی مگر به آنچه دیدهای، یا با اقرار شنیدهای، یا دو شاهد عادل در نزد تو شهادت دادهاند، همچنین در افعال ایشان باید چنین باشی؛ و اگر عادل، بدیای از مسلمی نقل کند باید توقف کنی؛ نه تکذیب آن عادل را کنی، و حضرت امیرالمؤمنین (ع) فرمودند که «هر که خود را در محل تهمت درآورد ملامت نکند کسی را که به او بدگمان شود» و از حضرت امام زینالعابدین (ع) مروی است که صفیه دختر حی بن اخطب، حرم محترم حضرت رسول (ص)، حکایت کرد که «وقتی حضرت پیغمبر (ص) در مسجد معتکف بودند من به دیدن او رفتم و بعد از شام از پیش آن حضرت مرخص شده روانه منزل شدم آن عالیجناب قدری راه همراه من آمد و تکلم میکرد، شخصی از انصار برخورد و گذشت، حضرت او را آواز داده فرمود: این زن من صفیه است! آن شخص عرض کرد چه جای این سخن بود؟ حاشا که من به شما ظن بد برم! حضرت فرمود: شیطان در رگ و خون بنیآدم جا دارد؛ ترسیدم بر شما داخل شود و باعث هلاکت شما شود!» و در این فعل پیغمبر (ص) دو ارشاد عظیم از برای امت است: یکی اینکه باید نهایت احتراز از ظن بد کرد؛ دوم اینکه هر کسی اگر چه مثل پیغمبر خدا باشد، باید خود را از محل تهمت نگاه دارد.
پس کسی که عالم پرهیزکار باشد و در میان مردم معروف به صلاح و دیانت باشد، مغرور نشود که کسی به من ظن بد نمیبرد و به این جهت خود را از محل تهمت محافظت نکند زیرا که هر فردی از انسان اگر چه اورع و اعلم جمیع مردم باشد همه کس او را به یک نظر نمیبیند بلکه اگر جمعی کثیر او را ظاهر و باطناً خوب دانند و همه افعال او را حمل بر صحت نمایند، جمعی دیگر هستند که طالب عیب او باشند و اعتقاد تمام به او نداشته باشند و ایشان البته در محل تهمت زدن به او میباشند.
بر هر مؤمنی واجب است که خود را از مواضع تهمت دور کند «و عین الرضا عن کل عیب کلیله | و لکن عین السخط تبدی المساویا» یعنی چشم دوستی از دیدن هر عیبی کند است، اما چشم عداوت و دشمنی، بدیها را ظاهر میکند و هر دشمن حسودی نگاه نمیکند مگر به چشم دشمنی؛ پس آنچه خوبی که از آدمی دید میپوشاند و در تجسس بدیها برمیآید و هر بدی، البته به دیگران گمان بد میبرد و ایشان را، چون خود میداند و هر معیوب رسوایی، دیگران را مانند خود رسوا و عیبناک میخواهد، عیوب ایشان را در میان مردم ظاهر میکند تا مردم از فکر او بیرون روند و زبان ایشان از او کوتاه شود «و البلیه اذا عمت طابت» یعنی «هر بلایی که عمومیت هم میرساند گوارا میشود.» پس بر هر مؤمنی لازم است که خود را از مواضع تهمت دور دارد تا بندگان خدا گمان بد به او نبرند و به معصیت نیفتند و این شخص هم در معصیت ایشان شریک باشد زیرا که هر که سبب معصیت دیگری شود او هم در گناه با او شریک خواهد بود! و از این جهت خداوند عالم فرموده است: «دشنام مدهید به کسانی که غیر خدا را میخوانند که ایشان هم خدا را دشنام دهند!» و حضرت پیغمبر (ص) فرمود که: «چگونه میبینید حال کسی را که پدر و مادر خود را دشنام میدهد؟ عرض کردند که آیا کسی پدرومادر خود را دشنام میدهد؟ فرمود: بلی کسی که پدرومادر غیر را دشنام دهد، آن غیر هم پدر و مادر او را دشنام دهد.»