در معادلات جنگ و بازدارندگی، قدرت کشورها تنها به تجهیزات و توان نظامی آنها محدود نمیشود و پشتوانه اجتماعی میتواند به عاملی تعیینکننده در تغییر محاسبات دشمن تبدیل شود جوان آنلاین: در معادلات جنگ و بازدارندگی، قدرت کشورها تنها به تجهیزات و توان نظامی آنها محدود نمیشود و پشتوانه اجتماعی میتواند به عاملی تعیینکننده در تغییر محاسبات دشمن تبدیل شود. حضور خودجوش و مستمر مردم در میدان و شکلگیری پدیده «جانفدایان» از جمله مؤلفههایی است که به گفته عباس سلیمینمین، پژوهشگر تاریخ و کارشناس مسائل داخلی میتواند توان تحرک دشمن را بهویژه در عرصه جنگ ترکیبی و ایجاد ناآرامیهای داخلی محدود کند. سلیمینمین در گفتوگو با «جوان» با اشاره به تجربه ناآرامیهای سالهای گذشته و تلاش دشمن برای پیوند دادن فشار خارجی با تحرکات داخلی تأکید میکند: حضور مردم در صحنه، علاوه بر خنثیسازی زمینههای بیثباتی، پشتوانهای مهم برای نیروهای مسلح در میدان نبرد است. به اعتقاد او زمانی که دشمن با ملتی مواجه میشود که در شرایط دشوار، حمایت خود را از نیروهای مسلح و دفاع از کشور بهصورت عینی نشان میدهد، محاسبات او درباره امکان ایجاد شکاف داخلی و بهرهگیری از آن برای پیشبرد اهداف نظامی و سیاسی با چالش جدی مواجه میشود. از همین رو، «جانفدایان» را باید بخشی از ظرفیت بازدارندگی و قدرت نرم کشور دانست؛ آنچه میخوانید حاصل این گپوگفت است.
با توجه به تجربه تاریخی آشوبهای سال گذشته، دشمن چگونه از ناآرامی داخلی برای براندازی بهره میبرد و نقش جانفدایان در خنثیسازی این توطئهها و سلب توان تحرک از دشمن چیست؟
آنچه در این زمینه بسیار برجسته مینماید، بهرهگیری از تجربیات گذشته است. در سال گذشته شاهد تحرکاتی از سوی رژیم صهیونیستی و امریکا بودیم که تلاش میکردند، تعادل جامعه ما را بر هم زنند یا نظم جامعه ما را مختل سازند؛ سپس مشخص شد که این تحرکات با هدف مخدوشسازی وضعیت جامعه و فراهمآوردن زمینه برای کودتای آنان صورت میگرفت. این الگو در گذشته نیز سابقه داشته است؛ از جمله در کودتای ۱۲۹۹ که انگلیسیها تلاش واقعی داشتند بینظمی را در جامعه ما گسترش دهند و پس از گسترش بینظمی، کودتایی رقم خورد که به نوعی در ارتباط با برطرف کردن بینظمی تلقی میشد، در حالی که چنین نبود. قدرتی که بینظمی را ترویج کرده بود و قدرتی که پس از آن بینظمی از آن برای استقرار استبداد مطلق بهره برد، یکی بود. در کودتای ۱۳۳۲ نیز همین مسئله را شاهد بودیم. گروههای به ظاهر متفاوت در خیابانها حاضر میشدند و با یکدیگر درگیر میشدند؛ درگیریهایی که به نوعی جامعه را خسته و فرسوده میساخت، یعنی هر روز دعوا، نزاع و چاقوکشی خیابانی وجود داشت. در این بین، مردم واقعی دارای تعلق خاطر به این مرز و بوم از صحنه دور میشدند، یعنی جای خود را در این هیاهوها پیدا نمیکردند و در نتیجه منزوی میگردیدند.
سال گذشته نیز همین مسئله را شاهد بودیم. تحرکات گروههایی که هم تجزیهطلب بودند و هم گروههای حرفهای تروریستی وارد میدان شدند و حوادث دی ماه را ترتیب دادند. گروههایی مانند مجاهدین خلق، یک گروه تروریستی حرفهای است که سالها سابقه ترور دارد و ماهیت آن با صهیونیستها که آنان نیز سابقهای چندینساله از تروریسم سازمانیافته و حکومتی دارند پیوند خورده است. این گروهک همراه با تروریستهای سازمانیافته زیر نظر موساد زمینه آشوبهای خیابانی را رقم زد. گرچه تلاش داشتند خود را مردمی معرفی کنند، اما پس از آشوب، ملت متوجه مسئله نفوذ دشمن شد و از این تجارب بهره گرفت. از این رو، مردم طوری با قدرت نرم خود عمل کردند که دشمن نه توان مانور و نه زمینهای برای تحرک داشت، یعنی بهجای تکیه بر قدرت سخت از قدرت نرم خود کاملاً بهره گرفتند. همین قدرت نرم بود که امکان تحرک را از تجزیهطلبان، تروریستها و گروههای مختلف ضدایرانی سلب کرد. در نتیجه، طبیعتاً آنان با وجود اینکه شامل سرمایهگذاری جدی از سوی اتاق فکر دشمنان بودند، هیچ آوردهای نتوانستند به همراه داشته باشند. امروز نیز وقتی رئیسجمهور امریکا سخن از براندازی جمهوری اسلامی میکند، مردم متوجه مفهوم و ابعاد براندازی میشوند. مردم میدانند که با چند پرتابه یا چند بمب و انفجار هرگز حاکمیت در هم نمیریزد یا دچار مشکل نمیشود، بهویژه که مردمی مصمم پشتیبان آن هستند. بنابراین دشمنان متوجه هستند که اگر بخواهد جنگ و بمباران به ثمر برسد، باید تحرکاتی داخلی سامان بگیرد. از این رو، امروز نیز این ضرورت وجود دارد که نیروهای جانفدای ایران باید در میدان باشند. بدون حضور آنان در میدان، دشمن توانایی عرض اندام دارد و میتواند تحرکات سخت داشته باشد، ولی اگر مردم در میدان باشند، طبیعتاً قدرت تحرک دشمن را کاملاً از او سلب میکنند.
در حال حاضر، در مراکز تجمع شبانه به طور ابتکاری آموزش استفاده از سلاح هم وجود دارد. آشنایی با سلاحهای روز، چه ضرورتی برای جانفداها دارد و چگونه در مقابله با تحرکات دشمن تعیینکننده است؟
وقتی دشمن مسلح میشود و نیروهای میدانی خود را تجهیز میکند، طبیعتاً باید در نقطهای این احتمال را بدهیم که اصطکاکهایی در صحنه به وجود آید. اکنون نیروهای تجزیهطلب بهصراحت براساس گفته ترامپ، سلاحهای بسیار مدرنی از امریکا دریافت کردهاند. البته ترامپ آنها را متهم کرد که برخی از این سلاحها را فروختهاند، ولی در عین حال، آنچه از این درگیریهای لفظی میان ترامپ و نیروهای تجزیهطلب ایرانی میتوان استنباط کرد این است که سلاح قابلتوجهی به آنها داده شده است و تحرکاتشان نیز مبین این مطلب است. خوشبختانه ایران با عملیات اطلاعاتی که صورت میدهد، مراکز تجمع و مراکز آموزشی آنها را هدف قرار داده و پیش از آغاز تحرکات، ضربات کاری سختی به آنها وارد آورده است، ولی با حال این احتمال وجود دارد که سلاح زیادی به شهرهای مختلف منتقل شود. نیروهای جانفدا باید نسبت به آنچه نیروهای مهاجم در اختیار دارند، آشنایی داشته باشند. اینکه این گروهکها چه سلاحهایی را حمل میکنند و چه کاراییهایی دارد. علاوه بر آن، مردم باید اطلاعاتی را داشته باشند که چگونه میتوانند آنها را از این سلاح دور کنند یا خلع سلاح نمایند.
در واقع، امکان خلع سلاح در یک حالت وجود دارد و آن اینکه نیروهای جانفدای ایران نیز با این سلاحهای مدرن آشنایی داشته باشند، حتی اگر خودشان آنها را در اختیار نداشته باشند. لازم است نیروها با آخرین و پیشرفتهترین سلاحها آشنایی داشته باشند تا در صورت بهدست آوردن سلاح و امکان خنثیسازی یا بهکارگیری آن، بتوانند از قابلیتهایش استفاده کنند. به نظر من، یکی از ضرورتهای مهم، آشنایی با جدیدترین سلاحهای به روز است. متأسفانه در برخی اجتماعات، نیروهای جانفدا را مثلاً با سلاحهای قدیمی مانند کلاشینکف آشنا میکنند. این امر خوبی است، اما امروز سلاحها بسیار مدرنتر شدهاند. باید کوشش شود سطح آشنایی نیرویی که بهراستی تمام وجود خود را در اختیار ملت و میهن گذاشته است، افزایش یابد و آنها با دوشپرتابها و انواع مدرن آن آشنا شوند. چنانکه اشاره شد، ممکن است امریکاییها موضوع توزیع سلاح را بسیار گسترده پیگیری کنند.
در حال حاضر، امریکاییها به این جمعبندی رسیدهاند که هیچگونه تحرک آنها نمیتواند نقش تعیینکنندهای در جامعه ایران داشته باشد، مگر اینکه تحرکاتی داخلی نیز به مدد آنها بیاید یا مجموعهای از تحرکات داخلی، مقدمه اقدامات آنها شود و جنگ را تشکیل دهد. به معنایی تحرکات ضدامنیتی داخلی، بتواند زمینه جنگی تعیینکننده را برای آنها فراهم کند. به همین دلیل، نیروهای جانفدا باید حتماً با آنچه امروز از سوی امریکاییها و صهیونیستها در اختیار منافقین، کومله، دموکرات و گروههای تجزیهطلب مختلف و گروههای حرفهای تروریست قرار میگیرد، آشنایی لازم داشته باشد.
حمایت مردم از نیروهای مسلح در زمان جنگ، چگونه توانست معادلات میدان را تغییر دهد و محاسبات دشمن را فرو بپاشد؟
این مسئله روشن است و مردم در این زمینه وظیفه خود را به خوبی تشخیص دادهاند که باید به نیروهای مسلح کشور روحیه بدهند. ما با دشمنی مواجهیم که به لحاظ سختافزاری بسیار از ما جلوتر است. البته در برخی زمینهها ما پیشرفتهای خوبی کسب کردهایم، اما آنان در زمینههای مختلف امکانات بهروزی دارند. این امر میتواند نبرد را برای نیروهای مسلح ما سخت کند. این سختی زمانی آسان میشود که نیروهای مسلح، مردم را در کنار خود ببینند. نیرویی که مثلاً چندین ماه در پناهگاه بوده و حتی در کارخانههای سلاحسازی در پناهگاهها و در عمق زمین فعالیت میکند، طبیعتاً در شرایط بسی دشوار قرار دارد، اما وقتی حضور جانفداها را به انواع صورتها شاهد باشد، مایه دلگرمی و قوت قلبش میشود. در جنگهای گذشته، مردم غذا آماده میکردند و ساندویچهایی تهیه میکردند، این کار شاید به لحاظ مادی چندان تعیینکننده نباشد، اما به لحاظ معنوی بسیار تعیینکننده است، یعنی این پیوندی را به نمایش میگذارد و به نیروهای مسلح یادآوری میکند که آنان به نمایندگی از یک ملت عمل میکنند و باید درصدد حفظ سرافرازی یک ملت باشند. همینگونه نیز رقم خورده است و رزمندههای ما روحیه میگیرند و بهگونهای عمل میکنند که ملتی را که چشم به دستان او دوخته است، سرافراز کنند.