با توجه به تداوم محاصره دریایی امریکا علیه ایران و تشدید فشارهای اقتصادی دشمن و در نقطه مقابل، بسته ماندن تنگه هرمز و فشار به طرف مقابل از ناحیه انرژی یا سوخت، میتوان گفت که اکنون جنگ با امریکا، رژیم صهیونیستی و همپیمانان منطقهای آنها وارد فاز تابآوری شده است با توجه به تداوم محاصره دریایی امریکا علیه ایران و تشدید فشارهای اقتصادی دشمن و در نقطه مقابل، بسته ماندن تنگه هرمز و فشار به طرف مقابل از ناحیه انرژی یا سوخت، میتوان گفت که اکنون جنگ با امریکا، رژیم صهیونیستی و همپیمانان منطقهای آنها وارد فاز تابآوری شده است. سؤالی که در این زمینه مطرح میشود این است که در نبرد تابآوری، ایران تا کجا یا تا چه زمانی دوام میآورد. پاسخ اجمالی آن است که همانگونه که پیش از جنگ حتی برای عمده تحلیلگران و ناظران داخلی قابل پیشبینی نبود که ایران تا این حد بتواند در برابر دشمن تاب بیاورد، باید گفت که برای ادامه نبرد هم ایران قادر به تابآوری است و در این حوزه نیز در رویارویی تمامعیار نظامی با دشمن، پیروز خواهد شد.
در توضیح دلایل این تابآوری باید گفت که اگر کسی در شرایط عادی به جامعه ایران نگاه کند، شاید به این نظر برسد که این جامعه تابآوری ندارد، اما نکته مهم در این باره آن است که کیفیت کنشگری جامعه ایران در شرایط حساس و بزنگاهها همواره متفاوت از شرایط عادی بوده است. بر این اساس، جامعه ایران تابآوری خود در برابر فشارهای ترکیبی دشمن را ارتقا داده است، زیرا جنگ موجود را نه صرفاً علیه جمهوری اسلامی یا فلان بخش از تواناییهای کشور بلکه جنگ موجود را موجودیتی و علیه تمامیت ایران میداند، یعنی جنگ موجود علیه کشور نزد ایرانیان به نقطهای تعریف شده که همه ایرانیان روی آن اجماع دارند. آن نقطه همانا وطن و ایران است. بر این اساس، ایرانیان حتی در دشوارترین شرایط تابآوری خود را حفظ خواهند کرد، زیرا در وضعیت عدمتابآوری، آنها همه چیز خود را از دست رفته میدانند. آنچه این گزاره را به یک باور مجسم برای ایرانیان تبدیل کرده است، نتیجه حملات و مداخلههای امریکا در کشورهایی، چون عراق، لیبی، افغانستان و سوریه است که جز نابودی بنیانهای قدرت ملی، تضعیف جدی اقتدار مرکزی، چندپاره شدن و وابستهسازی این کشورها به قدرتهای متجاوز نتیجهای نداشته است.
ممکن است گفته شود که تابآوری، همچون سایر متغیرها، تابع شرایط بوده و در صورت فرسایشی شدن، شکننده میشود و فرومیریزد. بنابراین، تضعیف و در نهایت از بین رفتن تابآوری جامعه ایران امکانپذیر است. بله، در عالم واقع این امکان وجود دارد که تابآوری جامعه ایران تضعیف و فرسوده شود، اما به چند دلیل تحقق این امر اگر محال نباشد، بسیار دشوار است:
۱. ایران در برابر فشارهای دشمن برای تضعیف تابآوری ایرانیان، تابآوری جامعه امریکا و برخی همپیمانانش را نیز هدف قرار داده است. بنابراین، فشار بر تابآوری ایرانیان بدون پاسخ نمیماند و طرف مقابل نمیتواند نهایت فشار خود را علیه ایران اعمال کند.
۲. ایران ظرفیتهای کمنظیری در داخل کشور دارد که با اتکا به آنها میتواند برای مدتهایی مدید دوام بیاورد؛ ظرفیتهایی از قبیل منابع طبیعی فراوان و تنوع آب و هوایی که امکان تنوع در تولید محصولات کشاورزی و غذایی را فراهم میآورد تا ظرفیتهای بالای صنعتی، عمرانی و زیرساختی.
۳. ایران از یک موقعیت کمنظیر ژئوپلیتیکی هم دارد که امکان محاصره کامل آن را غیرممکن میکند. ایران علاوه بر موقعیت کریدوری و دسترسی به سواحل خزر در شمال، که امکان توسعه ارتباطات با کشورهای ساحلی خزر را در شرایط محاصره دریایی در نوار جنوبی کشور فراهم میکند، با ۱۵ کشور مرز مشترک آبی و خاکی دارد که از این طریق، به راحتی میتواند محاصره را دور بزند. ضمن اینکه برخی کشورهای همسایه در قبال توسعه تجارت با ایران منتفع میشوند و نمیتوانند با محاصره امریکا علیه ایران همراهی کنند. در عین حال، همانگونه که پاکستان اعلام کرد با توجه به ماهیت یکجانبه محاصره ایران از سوی امریکا و عدمحمایت شورای امنیت سازمان ملل از این موضوع، کشورهای همسایه مفر لازم برای گریز از محاصره ایران را در اختیار دارند.
۴. توان بالای مهندسی و سرعت بالای بازسازی در ایران نیز متغیر دیگری است که ضریب تابآوری ایران را ارتقا داده است، بهگونهای که هماکنون عمده زیرساختهای تخریب شده در جنگ رمضان ترمیم شده است.
با توجه به آنچه گفته شد، همچون سایر عرصههای نبرد، ایرانیان در نبرد تابآوری هم در برابر دشمن سرافراز بوده و به فضل الهی این کارت هم از دست دشمن گرفته خواهد شد. با این حال، برای تقویت تابآوری ملی باید تلاش شود تا در برابر فشارهای دشمن، با اتخاذ تدابیر مناسب، پایداری شرایط زندگی مردم تداوم یابد و با اقدام مناسب هم برگ محاصره دشمن هر چه سریعتر بیاثر شود.