عمق فاجعه در کمیته مشترک ضد خرابکاری آنگونه که امام شهید به تاریخ سپرده است
بازجویان کمیته مشترک ضدخرابکاری، الگو‌های شکنجه را از اسرائیل با خود آورده بودند! آنان بس خشن، بی‌پروا و تا سرحد مرگ به ایذای زندانیان می‌پرداختند که در پاره‌ای از موارد به مرگ ایشان منتهی می‌شد. این فضا برای شکستن اراده زندانیان و نیز ارعاب آنان که در بیرون از محبس به فعالیت مبارزاتی می‌پرداختند، طراحی و پرداخته شده بود. کردار‌های آنان به شفافیت در خاطرات آیت‌الله خامنه‌ای توصیف شده است
آغاز دهه ۵۰، از مسجدکرامت تا کمیته مشترک ضدخرابکاری به بازگفت رهبر شهید
فعالیت‌های فکری و سیاسی رهبر شهید انقلاب اسلامی، در آغاز دهه ۵۰ شعاع گسترده‌ای یافت. علاوه بر این، وی مورد مراجعه بخش زیادی از جوانان مبارز خراسان و سراسر ایران بود. این امر اما، از دیده ساواک پنهان نمی‌ماند و موجب شد تا وی را از اقامه جماعت و سخنرانی در مسجد کرامت مشهد منع کنند، مسجدی که از بدو تأسیس خود و تا هم اینک با نام پرآوازه «خامنه‌ای بزرگ» پیوند داشت و دارد
«رهبر شهید انقلاب اسلامی در قامت یک پارسای تمام» در گفت‌و‌شنود با حجت‌الاسلام والمسلمین محمدحسن رحیمیان
رهبر شهید، سالی چند بار در مسجد مقدس جمکران حضور می‌یافتند و این امر، زمانبندی مشخصی نیز نداشت! گاهی ممکن بود به فاصله ۱۰ روز مشرف شوند و گاهی ممکن بود که این زمان، یکی دو ماه طول بکشد. آیا رمزی وجود داشت؟ چرا گاهی در زمانی کوتاه‌تر و گاهی در فرصتی طولانی‌تر به آنجا می‌آمدند؟ این رفتار، نکته‌ای در خود دارد که نیازمند رمزگشایی است. بی‌تردید، این حضور به موضوعات جاری جهان اسلام و کشور ایران بی‌ارتباط نبود
منقولات رهبر شهید از شکنجه شاگردانش در زندان پنجم در آیینه خوانشی تحلیلی
مصادف‌شدن دوران زندان با ماه مبارک رمضان از جمله رویداد‌هایی بود که رهبر شهید انقلاب اسلامی در چند نوبت از بازداشت‌های خود آن را تجربه کرد.
رودررو شدن با تعذیب در زندان سیاسی مشهد به تقریر امام شهید انقلاب اسلامی
رهبر شهید: «پایم را به تخت بستند. یکی از شکنجه گران شلاقی برداشت و شروع کرد به زدن به پاهایم! آنقدر زد که خسته شد! فرد دیگری شلاق را گرفت. او هم زد و زد تا خسته شد! نفر سوم شروع کرد به زدن و به همین ترتیب هر کدام از آنها فرصتی برای استراحت داشتند به جز من که نگذاشتند حتی اندکی استراحت کنم! در آن حال که قابل توصیف نیست، من از خباثت برخی آنها به شگفتی می‌آمدم!....»
نظری بر موجبات و چگونگی پنجمین دستگیری رهبر شهید با خوانش یادنگارهایش 
آیت‌الله خامنه‌ای درمی‌یابد که برای زندانیان سیاسی مشهد، ساختمانی با مختصاتی عجیب بالا برده‌اند! مجموعه‌ای از سلول‌های انفرادی به شکل مربع که هر سوی آن یک متر و نیم بود و البته در تاریکی محض! وی پس از ورود به محبس و به‌گاه نخستین وضو ساختن در آن درمی‌یابد که برخی از زندانیان به هراس افتاده‌اند. او در این هنگام و در راهروی زندان با صدای بلند سخن می‌گوید تا قدری از ترس آنان بکاهد 
«امام شهید و اهتمام به نوسازی ایران در سومین پیچ تاریخی» در گفت‌و‌شنود با دکتر موسی فقیه حقانی- بخش دوم و پایانی
به نظر می‌رسد شهادت رهبری، جایگاه ما را در پیچ تاریخی سوم ایران تثبیت کرده است. یعنی اگر این رویداد تاریخ ساز نبود، شاید درپی آن تحولات بعدی اتفاق نمی‌افتاد، یا دست کم به این سرعت اتفاق نمی‌افتاد. به نظرم عظمت آیین تشییعی که در تهران، قم، نجف، کربلا و مشهد انجام شد، ازسوی هیچ دوربینی قابل بازنمایی نیست. در این واقعه زوایایی مشاهده شد که روایت آن از دوربین‌ها برنمی آید. باید در این‌باره، کار تبیینی صورت گیرد
«امام شهید و اهتمام به نوسازی ایران در سومین پیچ تاریخی» در گفت و شنود با دکتر موسی فقیه حقانی- بخش نخست
رهبر شهید در بیانیه گام دوم، عنوان می‌کنند که تاریخ یک علم راهبردی است. وقتی کسی با تاریخ و زوایای پیچیده آن آشناست، از آن به‌عنوان یک علم راهبردی یاد می‌کند، یعنی در بلندایی ایستاده و دارد به صحنه‌تحولاتی که در حال رخ دادن است، نظاره می‌کند؛ هم خود را می‌بیند و هم دشمن را. این امر اِشرافی به ناظر می‌دهد که می‌تواند از آن هم برای درک شرایط امروز استفاده و هم برای آینده برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری کند
یادبود‌های رهبر شهید از واپسین مرحله چهارمین زندان خویش
از ویژگی‌های رهبر شهید در مواجهه با عمال ساواک و بازجویان در زندان، استناد به قوانین آن دوره و استدلال به آنها بود. این امر برای قضات دادگاه و اعتراف گیران، آن هم از سوی یک طلبه جوان عجیب می‌نمود! چه تا پیش از آن، کسی از روحانیون را اینچنین ندیده و نیافته بودند. از سوی دیگر استناد آن مجاهد شهید به قوانین، نه از سر اعتقاد به آنها، بلکه برای محکوم نمودن دستگاه امنیتی رژیم حتی با ملاک قرار دادن ضوابط آنان بود
رهبر شهید در چهارمین زندان ساواک مروری بر بیم‌ها و امید‌ها
رهبر شهید: «در زندان چهارم خود، آشکارا شاهد فاجعه اخلاقی در میان نظامیان بودم. این فاجعه پیش از آنکه نشانه بی‌توجهی و اهمال بوده باشد، حاکی از وجود یک برنامه‌ریزی بود. با آنکه ورود هر چیزی به زندان بدون بازرسی و کنترل شدید ممنوع بود، اما دیدم موادمخدر چگونه میان نظامیان زندانی رواج داشت. به من اطلاع داده شد برخی درجه‌داران، در زندان شراب خواری می‌کنند. یک جوان سالم وقتی وارد این زندان‌ها می‌شد، به ناچار فاسد می‌گردید...»
بعدی 1 2 3 4 5