چگونه اعتیاد به وام گرفتن، زندگی ما را در محاصره قسط‌ها ویران می‌کند؟
اگر یکی از ابزار‌های مهم مدیریت زندگی را تمرکز ذهنی بدانیم تردیدی به خود راه ندهید که گرفتن وام‌های متعدد برای مدیریت مالی، تمرکز ذهنی شما را آرام آرام به هم می‌ریزد، بنابراین توان فکر کردن درست را از شما سلب خواهد کرد. ذهنی که آرام و در سکوت نباشد نمی‌تواند فراز و نشیب‌های زندگی را به‌درستی مدیریت کند و حال حساب کنید که پیامک‌ها و تماس‌های متعدد بانک‌ها و تهدید به تماس با ضامن‌ها و کسر اقساط از حقوق و حساب آن‌ها مثل یک بهمن زندگی شما را گرفتار کند
تبِ توضیح دادن و عمل نکردن
نه تنها اشتیاق به توضیح دادن به جای عمل کردن در میان عامه مردم که میان سیاستمداران و مقامات عالی یک شهر یا کشور هم می‌تواند طرفداران جدی داشته باشد. اما چرا اینگونه است؟ واقعیت آن است که عمل کردن به یک ایده بسیار سخت‌تر و پیچیده‌تر از طرح آن ایده است
کلاهمان را قاضی کنیم، همیشه حق با ما نیست
روانشناسان معتقدند ریشه رفتار حق به‌جانب را مثل خیلی دیگر از رفتار‌های نابهنجار باید در تربیت کودکی افراد جست‌وجو کرد. در واقع اینجا هم تربیت غلط والدین است که موجب شکل‌گیری روحیه خودمحورانه و حق به‌جانب در فرد می‌شود و در بزرگسالی به شکلی بسیار آسیب‌زا خود را نشان می‌دهد
روایتی از سنت‌های زیبای بدرقه فوت‌شدگان به جهان دیگر
پست‌های سوگواری اینستاگرامی، شگرد تازه برای فالوور جمع کردن
حتماً در بهترین و زیباترین شکل ممکن باید برای عزیز از دست رفته خود سوگواری کنیم، ولی نه به شکلی که روال عادی زندگی فامیل و خانواده را به‌هم بریزیم. هر کس می‌تواند در درون خود تا سال‌ها برای عزیز از دست رفته‌اش عزاداری کند، ولی زندگی را برای خود و دیگران تلخ نکند. از قدیم گفته‌اند دلی را تنگ است، شهری را که تنگ نیست. قرار نیست یک طایفه، یک محله و یک شهر همراه با ما همیشه به عزا بنشینند، چون ما عزیزی را از دست داده‌ایم!
چرا اموری ظاهراً پیش پاافتاده ناگهان ما را دچار به‌هم ریختگی درونی می‌کنند؟
مسلمان خود را به‌حق می‌شناسد، نه به فراز و نشیب‌ها و تلخ و شیرینی‌ها. از همین رو وقتی که حادثه یا رخدادی که ظاهر شیرین و خوشایندی دارد به او روی می‌آورد نمی‌تواند قلب انسان مؤمن و مسلمان را از جایش بکَند و به جوشش دربیاورد و چنان در شیرینی آن رخداد غرق شود که با آن شیرینی یکی شود. در آن سو تلخی‌ها هم این‌گونه‌اند و قلب مؤمن را دچار از هم پاشیدگی نمی‌کنند، چون این جا هم باز مؤمن با آن حادثه یکی نمی‌شود و از آن هویت نمی‌گیرد
سرگرمی‌هایی که مسئله مرا استتار می‌کند
من به جای این که بنشینم و ببینم چه اتفاقی برای من افتاده که بی‌حوصله شده‌ام، به جای این که به آن پیام و پیک درد که به صورت بی‌حوصلگی یا ملال در من ظاهر شده توجه کنم، خودم را با یک سرگرمی بی‌حس می‌کنم. به خاطر همین است که روز به روز مراکز خرید، مال‌ها و هایپر‌ها مجلل‌تر ساخته می‌شود
حتی حافظِ یک بیت شعرِ حافظ نیستیم
این روز‌ها اکثر ما مصرف‌کننده داده‌های ذهنی و علم دیگران هستیم. نیازی نمی‌بینیم خودمان کمی خلاقیت به خرج دهیم و تولید ایده و فکر کنیم. این بزرگ‌ترین آفتی است که جوامع امروز با آن دست به گریبانند. عده‌ای فکر می‌کنند و عده‌ای از فکر آن‌ها استفاده می‌کنند. همه ما عاشق شعریم و این از طبع لطیف ایرانی بودن‌مان ریشه می‌گیرد. اما همین حالا اگر به کسی بگویند یک بیت شعر از حفظ بخوان کسی حضور ذهن ندارد
آن‌ها تا به خواسته‌شان نرسند آرام نمی‌گیرند
کودک از تجربه کردن نمی‌ترسد، چون معنی شکست را نمی‌داند. بی‌واهمه همه چیز را تجربه می‌کند و از کشفیات خود لذت می‌برد، اما آدم بزرگ‌ها از شکست خوردن می‌ترسند. از اینکه سرزنش شوند هراس دارند
نقش امید و شادی باطنی در کیفیت‌بخشی به زندگی
معیار هر کس در رضایت از کیفیت زندگی برای خودش مشخص و قابل احترام است. یکی با داشتن پول راضی می‌شود و خوشحالی نسبی را به دست می‌آورد. شب و روز تلاش می‌کند برای ثروت بیشتر. معتقد است پول که بیشتر باشد آسایش و آرامش هم زیاد می‌شود. اما کسان دیگری می‌گویند باید به اندازه کار کرد. این افراد معتقدند کار در خدمت زندگی است نه زندگی در خدمت کار. انسان کار می‌کند که بتواند به خواسته‌هایش برسد
۸