‌می‌دانیم که کلید سالم ماندن، خوردن مقدار زیادی میوه و سبزیجات است یعنی حدود چهار وعده میوه در هر روز. اکنون اعتقاد بر این است انتخاب درست میوه‌ها می‌تواند وزن شما را بسیار بهتر کنترل کند.
پیش‌فرض‌های ما زندگی را به یک فشار دائمی تبدیل می‌کنند
هر کسی می‌تواند در زندگی خود رد پای پررنگ و البته ناآگاهانه تولید فشار بیشتر برای حل مسئله را دنبال کند. با همسرتان به مشکل برخورده‌اید، فوری صدایتان را بالا می‌برید. چرا؟ امید دارید تولید فشار بیشتر بتواند مسئله را حل کند. در رابطه‌تان با یک همکار به مشکل برخورده‌اید، دست به دامان قضاوت و پیش‌بینی و گفت‌وگوی ذهنی می‌شوید و امید دارید با فشار حدس و گمان بتوانید مسئله را حل کنید
زندگی ما را تصمیمات و اتفاقات به ظاهر کوچک و بی‌اهمیت می‌سازد
ما تصور می‌کنیم زندگی ما در چنبره رخداد‌های مهم سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی است. ما بیش از آن که تحت تأثیر این رخداد‌ها باشیم تحت تأثیر اتفاقات و تصمیم‌های به ظاهر کوچک زندگی خودمان هستیم، یعنی اینکه چطور غذا می‌خوریم؟ چطور راه می‌رویم؟ چطور می‌خوابیم؟ چطور کار می‌کنیم؟
مدگرایی الزاماً به معنای به‌روز بودن نیست
اگر بخواهیم نگاهی درست به مدگرایی و دنیای مد داشته باشیم، متوجه خواهیم شد که مد تنها در پوشاک و رنگ سال خلاصه نمی‌شود. می‌توان ماهی یک کتاب خواند و به‌روز شد. می‌توان ورزش کرد و به‌روز شد. می‌توان هدفمند و به‌روزترین مدگرای دنیا شد که هر حرکت و انتخاب ما جدیدترین ایده و حرکت جهان باشد. حتی اگر کسی پیرو مد و سبک زندگی‌مان نباشد حداقل از دیروز خود جدیدتر خواهیم بود. بهترین مدگرایی متهورانه این است: «شبیه خودت باش، هر روز بهتر از دیروز»
اینترنت حتی خبر بچه توراهی شما را جار می‌زند
مدگرایی افراطی یک بیماری است
کفشی یا لباسی که هیچ آثاری از کهنگی در آن دیده نمی‌شود و فقط به خاطر اینکه در مهمانی قبلی پوشیده شده، یعنی یک بار مورد استفاده قرار گرفته را دور می‌ریزند، آن لباسی که دور ریخته می‌شود با آن لباسی که در ویترین است، تفاوتی ندارد.
حکما می‌گویند اغلب انسان‌ها خفته‌اند، اما ملاک آن‌ها برای خواب و بیداری چیست؟
اینکه ما واقعاً آن صفای باطن را در درون خود حس نمی‌کنیم و راه سفر به سوی جان و جانان و ملکوت را در برابرمان بسته می‌بینیم به خاطر لگدکوب مداوم خیالات و پندار‌ها و گفتگو‌های بی‌وقفه درونی و مستولی شدن انواع قضاوت‌ها، مقایسه‌ها، ترس و طمع‌ها بر جان ماست.
مقدمات رسیدن به زندگی متوکلانه چیست؟
اگر زندگی متوکلانه می‌خواهیم باید مقدمات زندگی متوکلانه را فراهم کنیم، کار ما این است که مقدمات پذیرایی را مهیا سازیم. ما نمی‌توانیم مهمان بسازیم، مهمان آمدنی است نه ساختنی.
باید و نباید‌هایی درباره شنیدن و گوش دادن
گاهی لازم است احساس خود را درباره صحبت‌های گوینده بیان کنید. او لازم دارد حس شما را در آن لحظه بداند. اگر از حرف‌هایش غمگین هستید یا با غصه‌های او همدردی می‌کنید لازم است آن را به زبان بیاورید. مثلاً اگر کودکتان زمین خورد و پایش زخمی شد او را درک کنید و اگر با ناله از کنده شدن پوست پایش گفت شما او را درک کنید و برای درد داشتنش به او حق بدهید. اگر بیمارتان احساس درد دارد یا از موضوعی رنج می‌کشد لازم است با کلام خود او را آرام کنید و به او بفهمانید که حالش را درک می‌کنید
هزار توجیه برای انجام یک گناه کبیره
غیبت هم دست کمی از دروغ ندارد. فقط طرف حساب این یکی خلق خداست و تا رضایتش را نگیری توبه‌ای در کار نیست. این بار هر دو فرد گوینده و شنونده خطاکارند. غیبت هم مثل دروغ گفتن عادتمان شده است. اگر درباره دیگران حرف نزنیم روزمان شب نمی‌شود
۷