نگاهی به تکثیر خانه‌های مجردی و آسیب‌های آن
حالا عده‌ای نه‌تن‌ها زندگی مجردی را بد نمی‌دانند، بلکه نشانه کلاس می‌دانند. هر چند هنوز این طرز فکر جزو اقلیت محسوب می‌شوند، اما اگر چاره‌ای بر احوالش نیندیشیم به زودی فراگیر می‌شود و به یک اصل تبدیل می‌شود، ولی سؤال مهم این است که چرا افراد به زندگی مجردی پناه می‌آورند؟ چه چیزی نسبت به گذشته تغییر کرده که میل‌ها برای تنها بودن و زندگی مستقل فزونی یافته است؟
وقتی سرگرمی‌هایمان بی‌هویت می‌شود
چه شد که ما عاشق فرهنگ و تفریحات دیگران شدیم؟ چه شد که بالن آرزو آمد نشست جای فال حافظ و نورافشانی‌ها جای هفت گله آتش که دست در دست هم از روی آن می‌پریدیم؟ چرا آن‌قدر اهل افراط و تفریط هستیم؟ اصل را فراموش می‌کنیم، اما برای فرعیات پیش پا افتاده سر و دست می‌شکنیم؟ جشن هالووین را کجای دلمان بگذاریم؟
چرا تصمیمات ما برای تغییر واقعی با ناکامی مواجه می‌شود؟
اعتیاد وحشتناک ما به سرگرمی‌ها به خاطر این است که واقعاً نمی‌دانیم در زندگی چه می‌خواهیم و هر پروژه تغییری هم تعریف کنیم تحت سیطره عمیق سرگرمی‌ها محو می‌شود. واقعاً خیلی از ما زیر نفوذ این همه سرگرمی و بار سنگین زندگی عاریتی و مصنوعی، فراغت و خالی شدن به مفهوم واقعی کلمه را پیدا نمی‌کنیم که تغییر در فضای آن فراغت اتفاق بیفتد؛ در واقع این نوع زندگی همه حفره‌های خالی را که می‌تواند به تغییر جا دهد می‌پوشاند. نالیدن‌های مکرر، سر و صدای مداوم ذهنی، حسرت خوردن‌ها، یک و نیم ساعت تخمه شکستن جلوی تلویزیون و آنلاین بودن‌های معتادگونه
جای شرح صدر کجای زندگی ماست؟
چرا ما این همه گرفتاری‌های رنگارنگ در زندگی داریم و چرا واقعاً گرفتاری‌های بشر به یک شکل بنیادین حل نمی‌شود.
تلاش برای ترمیم رابطه مادر و فرزندی
بسیاری از دلخوری‌ها به خاطر دلسوزی‌های مادرانه‌ای پیش می‌آید که از سر ناآگاهی صورت می‌گیرد. چون طبیعی است که مادر به صرف مادر بودن به طور ناخودآگاه و بدون دلیل به فرزندش عشق بورزد، ولی بسیاری از تصمیماتش درباره فرزند ممکن است از روی همین دلسوزی‌های احساسی و بدون اندیشه درست باشد. بانویی را می‌شناسم که در کودکی حق بازی با همسالانش را در کوچه نداشت. این بانو که هم‌اکنون خود مادر شده و صاحب دو فرزند است از شدت ناراحتی روز‌های کودکی که در حسرت بازی با همسالان می‌گذشت خشمگین می‌شود
روایتی از بازگشت به آغوش مادر
دوستم گفت هنوز هم دلخوری‌هایش از مادرش تمام نشده و هنوز هم گاهی درونش را آشفته می‌کند، اما نه به اندازه‌ای که بتواند از او متنفر و بیزار شود. این تغییر درونی دوستم و آرامشی که پیدا کرد، روی رفتار‌های دیگرش هم تأثیر مثبتی گذاشت، تا جایی که امروز یکی از دوست‌داشتنی‌ترین دوستان من است
برای سر نزدن‌های‌مان دلیل و توجیه الکی نیاوریم
تو را به خدا بیایید صادق باشیم و اگر از آن دسته آدم‌هایی هستیم که از وظیفه اولیه خود در قبال مادرمان کوتاهی و تعلل می‌کنیم، بیخودی ادای آدم‌های احساساتی را درنیاوریم و به مناسبت روز مادر در اینستاگرام و شبکه‌های اجتماعی با پست‌های داغ و شورانگیز و «رفیق بی‌کلک مادر» گفتن‌هایمان در ستایش مادر سرایش و آرایش و فرمایش راه نیندازیم
زناشویی و پر قو ساختن از زمختی‌های زندگی
زندگی مشترک مانند یک کار گروهی است و برد و باخت آن برای هر دو طرف است. اگر تمامی بار این زندگی بر دوش یک نفر باشد به طور قطع کمر احساسات و عشق خواهد شکست. اگر وارد زندگی یک نفر می‌شوید و آن را از حالت تک‌نفره به زندگی مشترک تبدیل می‌کنید، باید بدانید این اشتراک مسئولیت دارد. این اشتراک به تلاش دوطرفه نیاز دارد. اگر یک نفر در برابر مشکلات به تنهایی بازی کند، هرگز به دروازه خوشبختی نخواهد رسید و گلی نخواهد زد
توافقات پیش از عقد را جدی بگیرید
تاب‌آوری و افزایش آستانه تحمل و مهارت‌های زندگی با تعریف هر فرد از سبک و مدل زندگی شخصی به دست می‌آید و لازمه آن دانش‌افزایی و بصیرت‌افزایی توأمان است. خوشبختی و شادکامی و رضایتمندی زوجین جوان محصول توافقات پیش از عقد رسمی است که جز با کیستم؟ چیستم؟ و چه می‌خواهم؟ به دست نمی‌آید. نتیجه این سه پرسش اساسی دستیابی به خودمراقبتی، خودکنترلی و خودمدیریتی است
در «تکرار» فوایدی هست که باید کشف کرد
دانستن اینکه انتظارات ما، گاهی دور از واقعیتند، می‌تواند به تصمیم‌گیری‌مان درباره چگونگی گذراندن اوقات فراغت‌مان کمک کند.
۱