ابوالفضل اقبالی، پژوهشگر مطالعات زنان و خانواده:
حضور زنان و کودکان در میدان، به جامعه احساس امید و دلگرمی می‌داد. مردان نیز با مشاهده روحیه مجاهدانه زنان، انگیزه و غیرت بیشتری پیدا می‌کردند و با رویکردی حمایتی و پشتیبانانه در خیابان حاضر می‌شدند. در چنین شرایطی، تاب‌آوری ملی و اجتماعی به شکل محسوسی افزایش پیدا می‌کند. وقتی زنان در وسط میدان حضور دارند، خودبه‌خود روحیه ماندن، مقاومت کردن و ایستادگی در جامعه تقویت می‌شود
دختران و زنان ایرانی تصویری باشکوه از زنانگی را به جهان مخابره کردند. تصویری متفاوت از آنچه غرب و غربی‌ها ترسیم و توصیه می‌کنند. آنها الگوی سوم زن را به نمایش گذاشتند. الگویی که در بستر حیات روزمره جان می‌گیرد و بلند فریاد می‌زند که مقاومت یعنی نجات زندگی در دل زندگی
محمدسعید عبداللهی، عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده: 
باید از «تجربه خیابان» سخن بگوییم؛ تجربه‌ای که نقش محوری در آن با زنان بود. هم از نظر تعداد حضور و هم از حیث هدایت و سازماندهی فضا زنان نقش اصلی را ایفا کردند. امروز وقتی در خیابان قدم می‌زنیم، به‌وضوح می‌بینیم که زنان چگونه خیابان را به صحنه زندگی تبدیل کرده‌اند
 حسنا افشاری، روانشناس کودک: 
در بسیاری از تجمع‌های اجتماعی، حضور کودکان به شکل طبیعی بار عاطفی فضا را تغییر می‌دهد. کودک نماد آینده، تداوم زندگی و امید است. حمایت و حضور خانواده‌ها با بچه‌ها برای نیرو‌های حاضر در میدان نبرد، روحیه و انگیزه و احساس امید ایجاد می‌کند و می‌بینند فعالیتشان بی‌فایده نیست
دکتر مرضیه نفیسی، استاد دانشگاه:
زنان با حضور در عرصه‌های دفاعی، فرهنگی و اجتماعی، همچنان نقش‌آفرینی می‌کنند؛ چه به عنوان «بانوان همیار محله»، چه در کار‌های جهادی که با جان و دل انجام می‌دهند. کسی که پرچم ایران را برای ساعت‌های طولانی در شب نگه می‌دارد، کسی که در سخت‌ترین شرایط ایستادگی می‌کند، اینها همه تجسم شجاعت و غیرت زنان در عرصه‌های دفاعی و ملی هستند
غذا را آماده می‌کند، تکالیف بچه‌ها را سر و سامان می‌دهد و آنها را ترغیب می‌کند که در صورت اتمام درس‌ها، شب به تجمع خواهند رفت
تصویری از اراده‌ای پولادین در پهنه خاک ایران؛ زنانی که قامتشان را نه از ظرافت، که از جنس استقامت افراشته‌اند. آنان، پاسداران بی‌ادعای کیان ایران، با گام‌هایی استوار، در قلب تپنده این سرزمین، حماسه امروز را می‌سرایند
گویی آسمان میناب، بر سر «شجره طیبه»، رنگ غم گرفت. کلاسی که باید مأمن آرزو‌های کوچک و بالندگی رویا‌ها می‌شد، ناگهان به سکوت خزید و صدای خنده‌های کودکانه در هیاهوی اندوه گم شد
روایتی از همدلی و اراده زنانه از زبان فاطمه نیکخو، بانوی خادم یار میناب:
جنگ ممکن است ساختار‌های رسمی را متوقف کند، اما اراده زنان میناب برای زنده نگه‌داشتن زندگی و تأمین نان خانواده‌ها، هرگز متوقف نشد. شاید در خیلی از شهر‌ها بازار‌های شهر‌ها تعطیل می‌شد، اما بازار دست‌فروش‌های میناب که نیمی از آنها را خانم‌ها تشکیل می‌دهند تا کار کنند و کمک‌حال خانواده و نان‌آور خانواده باشند، اصلاً تعطیل نشد
سهم «كارن كائيني» ۸ ساله از ۸۰روز مقاومت
نقشي كه پيش روي شماست، حاصل درك كودكي هشت سال و نيمه از وقايع جاري كشور است؛ كه دوره سوم ابتدايي را طي مي‌كند
۱