انقلاب اسلامی و ترویج خدمت‌رسانی در سایه جهاد سازندگی
بی‌تردید جهاد سازندگی یکی از زیباترین هدیه‌های انقلاب شکوهمند اسلامی است. پیر جماران، نمی‌توانست آن همه ظلم و بی‌مهری را در حق روستاییان تحمل کند. ایران آباد یعنی از غرب تا شرق، از شمال تا جنوب، با همه آدم‌هایی که در هر نقطه‌اش زندگی می‌کنند. کسی حق نداشت برای خوشبختی و نیاز آدم‌ها خط‌کشی کند و آن‌ها را فقط مختص زندگی شهری بداند. او معتقد بود هرکس زیر پرچم سه‌رنگ نفس می‌کشد، حق آبادانی دارد.
با چه هدف و انگیزه‌ای کار می‌کنیم؟
تعریف ما از کار چیست؟ به چه چیزی می‌گوییم کار؟ به شغل، به انجام دادن برنامه‌هایی که در نظر داریم یا چیز‌هایی از این دست؟
آیا روح کار را درک کرده‌ایم؟
چه بسیار مردمی که بدون علاقه، کاری را انتخاب کرده‌اند و به انجامش می‌پردازند. از سر بی‌میلی و اجبار کار را انجام می‌دهند و حال خوبی هم از انجامش پیدا نمی‌کنند. حال ناسالمی که در اثر انجام کاری که دوست ندارند انجام می‌دهند، بر روح کار هم اثر گذاشته و حال او را هم بد می‌کند. آنان حال کار را بد می‌کنند و درست انجام نشدن کار هم نیرو‌هایی ایجاد می‌کند که حال آنان را بد می‌کند
دست دست کردن هیچ دردی را دوا نمی‌کند
‌می‌زنم به دل کار. می‌روم جلو. بدون ترس می‌روم جلو، بی‌آنکه باکی از انجامش داشته باشم. دلم می‌خواهد بروم جلو و به حاشیه‌ها فکر نکنم. حاشیه‌ها همیشه دست و پای من را بسته‌اند. هروقت سراغ هرکاری می‌روم زود به حاشیه‌هایش فکر می‌کنم
۲ ماجرا از کودکی که به کلیشه‌های ذهنی والدینش «نه» گفت
مسئولیت ما در برابر یک کودک چیست؟ مسئولیت ما این است که او بتواند زندگی را در فراسوی قالب‌های ذهنی ما و در فراسوی مسابقه دادن‌های بزرگسالان لمس و تجربه کند. مسئولیت ما این است که کنار بکشیم تا او کودکی کند
چگونه کنش‌های ما در مطالبه از مسئولان، به فرار از مسئولیت‌های خودمان می‌انجامد؟
نکته کلیدی این است که من بتوانم موازنه‌ای بین مطالبات از دیگران و سهم واقعی خود در این مطالبات بیابم. اینکه ما در زندگی اجتماعی هیچ مطالبه‌ای از دیگران نداشته باشیم امکان‌پذیر نیست-البته به هر میزان که فرد بتواند توقعات و انتظارات از دیگران را کاهش دهد در جهت سلامت روانی خود پیش خواهد رفت-، اما در زندگی اجتماعی همه انسان‌ها در عین حال که تکالیفی دارند مطالباتی هم از دیگران دارند
حیوانات را در بغل می‌گیریم، والدین‌مان را به آسایشگاه می‌سپاریم!
به آن‌هایی که حاضرند حیوانات خانگی خود را با احترام نگه دارند، اما پدر و مادرشان را به باد تحقیر می‌گیرند، باید یادآوری کرد که محبت پدر و مادر به شما روزی تا آنجا بود که مادر از کار‌های بیرونش، از تحصیلش، از تفریحش، از خواب شبانه‌اش، از تمام خواسته‌های دنیایی‌اش زد، تا به تو موقعیت و فرصت زندگی بهتر ببخشد، اما محبت تو در پاسخ فقط تا آنجاست که حیوانت را در بغل بگیری و مادرت را به آسایشگاه بسپاری
بذر محبت در دل والدینمان بکاریم
هر یک از ما اگر بزرگ و صاحب بچه‌های قد و نیم قد شویم، یعنی خودمان پدر یا مادر فرزندی شده باشیم، باز دلمان لک می‌زند برای نوازش‌های مادر، دلمان غنج می‌رود برای صدای زنگ پدر
قدر دو گل نایاب زندگی را بدانیم
خدا به داد آن کسی برسد که صدایش را برای پدر و مادرش بالا می‌برد. صدایی که در هنگام نوزادی و ناتوانی‌اش خواب شیرین شب را از چشمان مادرش ربوده بود. الان هم آن صدا بلند است، اما آن موقع مادر با خنده‌هایش صدا را آرام می‌کرد، اما امروز آرام گریه می‌کند. این حقش نیست واقعاً. بی‌معرفتی است اگر کوچک‌ترین بی‌مهری در حق والدینمان داشته باشیم
۴