«امام خمینی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دفاع‌مقدس» در آیینه روایت دکتر محسن رضایی
در آستانه یکی از کودتا‌ها به حضرت امام عرض کردم: شما بهتر است امشب از اینجا تشریف ببرید، چون ممکن است با هواپیما مقر شما را بمباران کنند. حضرت امام فرمودند: من که نمی‌ترسم، اگر شما می‌ترسید بروید توی پناهگاه، من اینجا سر جای خودم محکم ایستاده‌ام!
«تاریخ شفاهی کمیته‌های انقلاب اسلامی» در آیینه یک پژوهش
نکته‌ها و ناگفته‌هایی از سلوک سید‌آزادگان در دوران اسارت در آیینه روایت هم‌بندانش
یکی از بارزترین وجوه رهبری زنده‌یاد ابوترابی در دوران اسارت، خنثی کردن ترفند‌های فرماندهان اردوگاه‌ها بود. این ترفند‌ها گاه با توصیه به آزادگان در باب تعامل با سیاست‌های اعمالی در این اردوگاه‌ها و عدم درگیری آنان با مأموران عراقی، خنثی و نقش بر آب می‌شد
در مکانت و اهمیت «منشور پاکی و خدمتگزاری»
جستار‌هایی در زندگی و زمانه سید آزادگان در آیینه خاطرات یاران
مهندس مهدی چمران: «من احساس می‌کنم آنچه برای دکتر چمران مهم‌تر از هر چیز بود، خلوص فردی، چون ابوترابی با آن سابقه بود. فردی که بدون هیچ خودنمایی و زیاده‌خواهی، مثل یک رزمنده عادی، لباس رزم به تن کرده بود و مثل سایرین می‌جنگید و دلش نمی‌خواست کسی او را بشناسد. ما هم در ابتدا نمی‌دانستیم ایشان کیست»
نظری بر خاطرات تاریخی حجت‌الاسلام والمسلمین دری نجف‌آبادی
«فراز و فرود‌های زندگی یک کارگزار دیرین نظام اسلامی» در گفت‌و‌شنود با زنده‌یاد حسین کاظم‌پور اردبیلی
شهیدآیت‌الله بهشتی در واپسین لحظات حیات خود اشاره کردند که: «عده‌ای معتقدند پس از عزل بنی‌صدر من باید رئیس‌جمهور بشوم. از آنجا که من جزو منتقدین اصلی عملکرد ایشان بوده‌ام، ممکن است این شبهه ایجاد شود که همه این انتقادات در واقع نوعی جنگ قدرت بوده است. بنابراین صلاح این است که چنین موضوعی مطرح نشود...»
«امام خمینی و مسئله آزادی» در آیینه یک پ‍ژوهش نو انتشار
واپسین روز‌های آفتابی وصل در آیینه روایت یاردیرین
حجت‌الاسلام والمسلمین محمدحسن رحیمیان: «در صبحگاه سوم خرداد ۶۸، چشم‌ها بر صفحه تلویزیون دوخته شده بود و اشک مجال دیدن نمی‌داد. نه توان نگاه کردن داشتم و نه می‌توانستم چشم از دیدن محبوب بربندم! تیغ جراحی بود که سینه او را می‌شکافت یا خنجری که جگر ما را می‌درید؟ نزدیک به سه ساعت، همراه با امید و دلهره به طول ۳۰ سال بر من گذشت! ۳۰ سال خاطرات، خاطرات تلخ و شیرین، تلخی هجران‌ها و شیرینی وصال‌ها...»
«حزب توده در سبزوار» در آیینه یک پژوهش نوانتشار
۵