خاطره‌ها و نکته‌هایی از سیره رهبر کبیر انقلاب در آیینه یک اثر نو انتشار
«ناگفته‌هایی از پیشینه و خصال سیاسی امام خمینی» در آیینه روایت آیت‌الله‌العظمی جعفر سبحانی
در سال ۱۳۳۴ که مرحوم نواب و دوستانش دستگیر شدند و در آستانه اعدام قرار گرفتند، امام سه نامه نوشتند: یکی به آقای بهبهانی، یکی به مرحوم صدرالاشراف و یکی هم به حاج آقا رضا رفیع. من بعد‌ها که از ایشان راجع به جواب نامه‌ها سؤال کردم، فرمودند: «من خط آقای بهبهانی را نمی‌شناسم و خطوط سیاسی ایشان را نمی‌دانم، اما جواب نامه را ظاهراً به یک بچه ۱۲ ساله‌ای گفته بودند و او نوشته بود!»
جایگاه «انسان» در کلام سیدآزادگان
فقط می‌توان او را تکه‌ای از خدا روی زمین نامید و خدا چه زود تکة گمشده‌اش را با خود برد. ابوترابی از جنس خاک بود؛ اما زمینی نبود. نامش بلند باد.
آشنایی با سیره رهبر کبیر انقلاب «در سایه آفتاب»
«امام خمینی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دفاع‌مقدس» در آیینه روایت دکتر محسن رضایی
در آستانه یکی از کودتا‌ها به حضرت امام عرض کردم: شما بهتر است امشب از اینجا تشریف ببرید، چون ممکن است با هواپیما مقر شما را بمباران کنند. حضرت امام فرمودند: من که نمی‌ترسم، اگر شما می‌ترسید بروید توی پناهگاه، من اینجا سر جای خودم محکم ایستاده‌ام!
«تاریخ شفاهی کمیته‌های انقلاب اسلامی» در آیینه یک پژوهش
نکته‌ها و ناگفته‌هایی از سلوک سید‌آزادگان در دوران اسارت در آیینه روایت هم‌بندانش
یکی از بارزترین وجوه رهبری زنده‌یاد ابوترابی در دوران اسارت، خنثی کردن ترفند‌های فرماندهان اردوگاه‌ها بود. این ترفند‌ها گاه با توصیه به آزادگان در باب تعامل با سیاست‌های اعمالی در این اردوگاه‌ها و عدم درگیری آنان با مأموران عراقی، خنثی و نقش بر آب می‌شد
در مکانت و اهمیت «منشور پاکی و خدمتگزاری»
جستار‌هایی در زندگی و زمانه سید آزادگان در آیینه خاطرات یاران
مهندس مهدی چمران: «من احساس می‌کنم آنچه برای دکتر چمران مهم‌تر از هر چیز بود، خلوص فردی، چون ابوترابی با آن سابقه بود. فردی که بدون هیچ خودنمایی و زیاده‌خواهی، مثل یک رزمنده عادی، لباس رزم به تن کرده بود و مثل سایرین می‌جنگید و دلش نمی‌خواست کسی او را بشناسد. ما هم در ابتدا نمی‌دانستیم ایشان کیست»
نظری بر خاطرات تاریخی حجت‌الاسلام والمسلمین دری نجف‌آبادی
۴