پسر یواشکی دور از چشم پدرش، پول را از مامان گرفت و سبیل آقای مدیر را چرب کرد. چند روز بعد همان مدیر به دکه آمد و گفت: شنیده‌ام پدرت کارمند ارشاد است؟ پسر لبخندی روی لبش نشست. گردنش را با افتخار صاف کرد و گفت: «بله.»
آیا هر کسی ظرفیت معروف شدن دارد؟
تو با اشتیاق مردم پول درمی‌آوری، نان شهرتت را می‌خوری، اما مردم به یک سلفی گرفتن با تو راضی‌اند. آن‌ها می‌خواهند محبتشان دوسویه باشد. می‌خواهند قیافه نگیری و از مردمی که خودشان تو را مشهور کرده‌اند رو برنگردانی
آیا حق قرآن را آنگونه که شایسته است به‌جا می‌آوریم؟
آیا کل آنچه قرآن از ما می‌خواهد قرائت و ترتیل و زیبا‌خوانی قرآن است و بس؟ کسی که حافظ شد دیگر چیزی برای آموختن برایش وجود ندارد و به انتهای مفاهیم قرآن مشرف شده است؟ یا حتی کسی که کل قرآن و تفاسیر موجود آن را بخواند دیگر سؤالی از آن برایش باقی نمی‌ماند؟ باز هم پاسخ منفی است!
تردیدی نیست که آدمی با قرآن به اوج می‌رود. کتابی که فقط در ابتدای نزولش و به سبب زیبایی‌های ظاهری‌اش معجزه نبود بلکه اصلی‌ترین علت اعجاز آن زنده بودن آن است.
این کتاب به منظور هدایت بشر آمده و هدیه‌ای الهی از سوی پروردگار است، اما تاکنون آدمی کاربرد صحیح آن را نشناخته و نمی‌داند. شاید از کودکی گوشمان با نقش این کتاب آشنایی زیادی داشته باشد، اما هنوز قلبمان کاربرد و تأثیر آن را باور نکرده است
آیا قدر زیبایی‌هایمان را می‌دانیم؟
اگر صورت زیبا دارید قدرش را بدانید و برای داشتنش شکر نعمت به جای آورید. از این موهبت برای برجسته کردن خوبی‌ها و آموزش معنویات استفاده کنید. وقتی به واسطه صورت می‌توانید تاثیرگذار باشید چرا جماعتی را به راه راست فرا نمی‌خوانید؟ چرا از این زیبایی برای پر رنگ کردن نقش حجاب استفاده نمی‌کنید؟
همه ما در قبال زیبا شدن زندگی جمعی مسئولیم
اگر مجبوریم در فضای شهری زندگی کنیم. پس باید بتوانیم آن را برای خود و همسایه‌هایمان زیبا و قابل تحمل کنیم. حق نداریم هر وقت دلمان خواست برای تمیز نگاه داشتن خانه خودمان پاکت زباله را مقابل در رها کنیم. گربه‌ها مقررات شهرداری را نمی‌دانند و هر وقت گرسنه باشند، پاکت‌ها را پاره می‌کنند
تنهایی را انتخاب می‌کنیم یا به آن تن می‌دهیم؟
جوان‌ها تنهایی‌شان را ترجیح می‌دهند با کسی قسمت کنند. کسی که می‌گویند شریک زندگی است. نه تنها تنهایی‌شان بلکه تمام احساساتشان را با او شریک می‌شوند و یک روح می‌شوند در دو بدن. این زیباترین نوع فرار از تنهایی است که هرکسی با میل تجربه‌اش می‌کند
روایت حال آنان که از تنهایی بیزارند
۱۶