با کاهش قدرت خرید خانوارهای ایرانی بهطور طبیعی کتاب بیش از پیش از سبد خرید کالای خانوارهای ایرانی خارج میشود و همین مسئله منجر به کسادی بیشتر بازار کتاب و نشر و در نتیجه ورشکستگی برخی انتشاراتیهایی میشود که توان رقابت در بازار را ندارند. در چنین شرایطی تزریق یارانه کاغذ به انتشاراتیها نیز رویکردی معقولی به نظر نمیرسد و تا زمانی که تقاضای واقعی برای کتاب وجود ندارد، عرضه کاذب و مصنوعی به بازار صرفاً منجر به ایجاد رانت میشود و سودی برای فرهنگ کتابخوانی دربر نخواهد داشت.
نشر ایران، این روزها حال و روز خوبی ندارد، قیمت کاغذ گران است و کتاب خوانده نمیشود. تیراژ کتابها پایین است و این مسئله به ورشکستگی ناشران منجر و باعث میشود تیراژ کتاب از ۳هزار به ۳۰۰ نسخه برسد، همان ۲۰۰ یا ۳۰۰ نسخه هم آیا فروخته شود یا نه، خود محل بحث است.
ناشران در آستانه ورشکستگی
پس از تعطیلی انتشارات «رود» که خبر آن نزدیک به دو ماه پیش از سوی مدیر این انتشاراتی رسانهای شد این روزها خبر تعطیلی برخی انتشاراتیهای دیگر هم در حال رسانهای شدن است. برای مثال مدیر انتشارات «مارلیک» پس از انتقال ملک خود به خاطر مشکلات اقتصادی و بحران کاغذ، اعلام کرد که بخش عمدهای از کتابهایش را به کتابخانههای مناطق محروم کشور اهدا میکند.
وی در اینباره و در گفتوگو با «مهر» عنوان کرد: «دیروز و به هنگام تنظیم و انتقال سند مکان انتشارات مارلیک، بغض در سینهام و اشک در چشمانم حلقه زد، نه به واسطه اینکه ملکی را که میشد همواره و حتی برای نسلهای بعدی بهعنوان یک پایگاه فرهنگی و هنری محفوظ نگاه داشت ارزان فروختیم، بلکه به واسطه اینکه سندی انتقال پیدا کرد که قریب به ۳۰ سال، بسیاری از بزرگان فرهنگ و ادب و هنر و اندیشه را در این مکان گردهم آورده بود تا در شکوفایی فرهنگ و هنر میهنمان ایران، قدمی برداشته باشیم و اینان از سرچشمههای علمی خود در ساختمانی که آجرهای پرقدمت آن روی هم میلغزید، پهنایی به وسعت ایران را در این خشکسالیهای پیدرپی سیراب میکردند.»
مدیر انتشارات مارلیک با اشاره به تلاشهای زیادی که برای حفظ چرخه فعالیت این انتشارات انجام داده، گفت: «انتشارات مارلیک علاوه بر انتقال ملک در نظر دارد بخش عمده کتابهای خود را از طریق نهاد کتابخانهها و با نظر انتشارات مارلیک به کتابخانههای سراسر کشور و به ویژه مناطق محروم اهدا و از این پس دامنه فعالیت خود را محدودتر کند. به امید روزی که واردات کاغذ و اقلام وابسته به نشر از وارادت موز و میوههایی که نامشان را من نیز نمیدانم، از اولویت بیشتری برخوردار باشد.»
چارهای جز کاهش هزینهها نیست
از سوی دیگر مدیر انتشارات «فرهنگگستر» عنوان میکند که ناشران چارهای ندارند جز اینکه هزینههای خود را کاهش دهند. به همین خاطر اگر دفتر کارشان ۱۵۰ متر بوده، حالا یک فضای ۶۰ متری اجاره کردهاند. از دیگر سو، تعدیل نیرو یکی دیگر از مواردی است که اینگونه مواقع به آن اندیشیده میشود و کاملاً هم طبیعی است. به هر حال وقتی اوضاع نشر خراب است، چاره دیگری وجود ندارد.
مهرآبادی در پاسخ به اینکه شاید زمان آن رسیده که ناشران، نگرش و رویه خود را تغییر دهند و برای مثال به تولید کتاب گویا یا کتابهای الکترونیک رو آورند به «مهر» میگوید: اول اینکه هنوز کتاب کاغذی ارزشمندتر است و جایگاه خاص خود را دارد. دوم اینکه مردم ما کتابخوان نیستند و حتی از مطالعه مجازی هم استقبال نمیکنند. شاید اطلاعات عمومی بالایی داشته باشند، اما دانستههایشان عمق ندارد. سوم اینکه وقتی حال مشاغل دیگر خوب بود، ما ناشران تب داشتیم، حالا که آنها تب دارند ما رو به قبلهایم. امروز، من ناشر از نویسندههایم خواستهام بیایند و کارهاشان را تحویل بگیرند و به ناشر دیگری بسپارند.
مدیر انتشارات فرهنگگستر به اینکه آینده روشنی برای نشر کشور متصور نیست، اشاره و بیان میکند: ۲۵ سال از فعالیت فرهنگگستر میگذرد؛ ناشری که یک زمان، ماهی پنج کتاب منتشر میکرد، اما حالا عناوین کتابهای چاپ شدهاش در سال به پنج عنوان میرسد. به عبارتی ما به حداقلها دل خوش کردهایم و چراغ را روشن نگه داشتهایم، وگرنه نمیتوان آینده روشنی برای نشر و فرهنگ کشور متصور شد. من نمیدانم نوسانات ارز و اوضاع نابسامان اقتصادی به کجا میانجامد، تنها میدانم در این اوضاع و احوال نخستین چیزی که از سبد خانوادهها حذف میشود، کتاب و کالای فرهنگی است و متولیان فرهنگی باید به این موضوع اهمیت بدهند و تدبیری در نظر بگیرند.
گرانی کاغذ دلیل کاهش تولید و انتشار
مدیر مسئول نشر طوبی نیز در این ارتباط به باشگاه خبرنگاران میگوید: امروز کاغذ را دو برابر قیمت چند ماه پیش تهیه میکنیم و همین گرانیها دلیلی برای کاهش تولید و انتشار کتاب است. به گفته علی حاجیتقی علاوه بر گرانی کاغذ با مشخص نبودن قیمت کاغذ هم مواجه هستیم. به ما میگویند برای تهیه کاغذ صبر کنید قیمت آن کاهش پیدا میکند، اما پس از مدتی میبینیم قیمت کاغذ نهتنها کاهش نیافته، بلکه افزایش هم یافته است. گرانی کاغذ یک مشکل است و بیثباتی آن مشکلی دیگر، اگر این گرانی ثبات داشته باشد، مردم خود را با آن هماهنگ میکنند. وی با اشاره به اینکه دلایل دیگری علاوه بر گرانی کاغذ بر تولید پایین کتاب تأثیر گذاشته است، میافزاید: میزان تولید کاغذ به میزان تقاضا و مصرف مردم بستگی دارد. مؤسسه خانه کتاب در سه سال گذشته طرحهای حمایتی خود را مثل طرح عیدانه، تابستانه و پاییزه کتاب اجرا کرد که حجم زیادی از کتابها در این طرحها فروخته و کتابفروشیها خالی شدند و پس از اجرای این طرحها تقاضا برای تولید کتاب مطرح میکردند، اما امسال نه تنها هنوز کتابفروشیها یارانه طرح عیدانه کتاب را دریافت نکردهاند که اصلاً خبری از اجرای طرح تابستانه کتاب هم نیست. البته مؤسسه خانه کتاب اعلام کرده این هفته یارانه طرح عیدانه کتاب به کتابفروشیها پرداخت میشود.
قفسه کتابهای تألیفی کوچک شده است
با اینکه بسیاری از ناشران بیش از همه متغیرها گرانی کاغذ و کم بودن یارانهها را در این بخش عامل اصلی کسادی بازار کتاب میدانند، اما به نظر میرسد مؤلفههای دیگری هم در به وجود آمدن این شرایط نقش دارند. سیامک گلشیری معتقد است در غیاب قوانین مربوط به حقوق مؤلف، کپیرایت و ترجمه انبوه کتابهای خارجی، تعداد کتابهای تألیفی در بازار نشر به حداقل رسیده است. این نویسنده در گفتوگو با «مهر» با اشاره به اینکه نویسندگان ما با چنگ و دندان به نوشتن ادامه میدهند و با هر شرایطی کنار میآیند، عنوان میکند: در زمانهای کار میکنیم که جوانی با خواندن فقط یک آهنگ نصفهنیمه و گاهی بهکلی بیارزش، کلی شهرت، پول و چیزهای دیگری بهدست میآورد و آوازهاش گوش فلک را کر میکند. در این وضعیت میبینید که به خاطر نپیوستن ما به کنوانسیون برن با سیل کتابهای ترجمه مواجه هستیم. وارد کتابفروشی که میشوید، قفسهها پر از کتابهای ترجمه شده است، چه در عرصه بزرگسال و چه در عرصه کودک و نوجوان. گاهی حتی از یک کتاب چندین و چند ترجمه میبینید، در حالیکه یک گوشه خیلی کوچک هم اختصاص دادهاند به کتابهای تألیفی.
به گزارش «جوان»، پایین آمدن قدرت خرید مردم و افزایش مشکلات معیشتی بیش از همه از فرهنگ قربانی میگیرد و کتاب در این وضعیت جزو قربانیان اصلی است.