
به گزارش خبرنگار ما، اولين پرونده مربوط به متهم 30ساله به نام حميد است كه دهم آذر سال88 در حاليكه دختر سه سالهاش را در آغوش گرفته بود به كلانتري رباطكريم رفت و به مأموران گفت همسرش مهري 26ساله را به قتل رسانده است. او به مأموران گفت: «شب گذشته همسرم را در خانهمان كشتم و بعد از قتل جسد را داخل كمد شكستهاي گذاشته و سپس حوالي ريل راهآهن رها كردم. ميخواستم فرار كنم، اما عذاب وجدان باعث شد به اداره پليس برگردم و خودم را معرفي كنم.»
بعد از اظهارات مرد جوان، پليس به منطقه مورد نظر رفت و با كمد شكستهاي روبهرو شد كه جسد زن جوان داخل آن قرار داشت. با دستور قضايي جسد به پزشكي قانوني منتقل شد و حميد تحت بازجويي قرار گرفت. او در توضيح به مأموران گفت: «همسرم زن بداخلاقي بود. او هر بار به بهانهاي دخترمان را كتك ميزد به همين خاطر چند بار با هم درگير شده بوديم. بارها در اين مورد به او تذكر داده بودم اما گوشش بدهكار نبود و هر بار كه عصباني ميشد دخترمان را كتك ميزد.»
متهم ادامه داد: «بدخلقيهاي همسرم باعث شد چند بار تصميم بگيرم او را طلاق دهم، اما به خاطر دخترم منصرف شدم چون كسي را نداشتم كه از او نگهداري كند، اين گذشت تا شب حادثه، آن شب وقتي فهميدم مهري بار ديگر دخترمان را كتك زده عصباني شدم و از شدت خشم با چكش به سرش كوبيدم.»
پرونده متهم بعد از كامل شدن تحقيقات به شعبه دوم دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد و در اولين جلسه رسيدگي به پرونده در حاليكه رئيس قوه قضائيه از طرف بچه صغير مقتول درخواست پرداخت ديه را مطرح كرده بود، اما پدر و مادر مقتول درخواست قصاص كردند. به اين ترتيب هيئت قضايي متهم را به قصاص محكوم كرد و اين حكم به ديوان عالي كشور فرستاده شد و مورد تأييد قرار گرفت، اما متهم بعد از گذشت 9سال به دليل عدم پيگيري اوليايدم با نوشتن نامهاي درخواست تعيين تكليف كرد.
بنابراين آن مرد روز گذشته بار ديگر در همان شعبه به رياست قاضي زالي پاي ميز محاكمه ايستاد و در آخرين دفاعش گفت: «باور كنيد به خاطر علاقه به دخترم بود كه مرتكب قتل همسرم شدم. من همسر و زندگيام را دوست داشتم، اما بدرفتاريهاي مقتول باعث شد كه ناخواسته اين حادثه اتفاق بيفتد. حالا 9سال است كه در زندان بلاتكليفم و اوليايدم به خاطر عدم توانايي پرداخت تفاضل ديه پيگير خواستهشان نشدهاند. از طرفي دخترم 11سال دارد و به سن قانوني رسيده و بدون قيد و شرط اعلام رضايت كرده است. از قضات دادگاه تقاضا دارم تكليفم را معلوم كنند تا بتوانم زندگي خوب و آرامي براي دخترم فراهم كنم و گذشته سخت را براي او جبران كنم.»
در پايان هيئت قضايي جهت صدور رأي وارد شور شد.
همسرم زخم زبان ميزد
دومين پرونده مربوط به پرويز 34ساله است كه نهم فروردين سال88 همسرش مينا را به خاطر زخم زبانهايش به قتل رسانده بود. متهم خودش به اداره پليس رفته و بعد از اقرار به جرمش، وقتي تحت بازجويي قرار گرفت در شرح ماجرا گفت: «همسرم از همان ابتداي زندگي هميشه مرا تحقير ميكرد و با حرفهايش مرا آزار مي داد. بعد از به دنيا آمدن پسرمان نيز وضعيت تغيير نكرد و او مدام زخم زبان ميزد. همين رفتار باعث درگيري بين ما ميشد تا اينكه روز حادثه او حرفهايي به زبان آورد كه باعث عصبانيتم شد. مينا هميشه به خاطر شرايط مالي به من زخم زبان ميزد و ميگفت مرد بيعرضهاي هستم. او حتي آخرين بار از من درخواست طلاق كرد، اما مخالفت كردم. آن روز در آن درگيري او دوباره حرف طلاق را زد و گفت از اين زندگي خسته شده و بهتر است او را بكشم. من هم كه كنترل اعصابم را از دست داده بودم با پارچه توري كه روي زمين افتاده بود او را خفه كردم.»
مرد جوان در شعبه دوم دادگاه كيفري يك استان تهران محاكمه شد و در حاليكه رئيس قوه قضائيه از سوي فرزند مقتول درخواست ديه را مطرح كرده بود، اما پدر و مادر مقتول درخواست قصاص كردند. اين حكم به ديوان عالي كشور فرستاده شد و در حال رسيدگي بود كه با فوت پدر و مادر مقتول، خواهر و برادرهاي مقتول به عنوان اوليايدم جديد معرفي شدند، ولي هيچكدام از آنها پيگير پرونده نشدند. به اين ترتيب متهم بعد از گذشت 9سال درخواست تعيين تكليف كرد و روز گذشته در همان شعبه به رياست قاضي زالي پاي ميز محاكمه قرار گرفت. او در آخرين دفاعش گفت: «قبول دارم اشتباه كردم و در اين چند سال به اندازه كافي تنبيه شدهام. از قضات دادگاه تقاضا دارم مرا كمك كنند تا كنار فرزندم زندگي تازهاي را شروع كنم.»
در آخر هيئت قضايي وارد شور شد.