
به گزارش خبرنگار ما، اوايل تيرسال گذشته بود كه مردي به اداره پليس رفت و از دو مرد جوان به اتهام سرقت گوشي موبايل گرانقيمتش شكايت كرد.
شاكي در توضيح ماجرا گفت: من مغازه موبايل فروشي در يكي از خيابانهاي مركزي تهران دارم. ساعتي قبل در حال حرف زدن با مشتري بودم كه پسري حدوداً 26 ساله به عنوان خريدار موبايل وارد مغازهام شد. پسر جوان پس از ديدن تعدادي گوشي در نهايت گوشي مارك دار گرانقیمتي را به مبلغ 6ميليون تومان پسنديد، اما اصرار داشت كه 50 هزار تومان به او تخفيف بدهم كه من هم قبول كردم. او كارت عابري را در اختيار من گذاشت و از من خواست براي گوشي فاكتور خريد صادر كنم. پس از صدور فاكتور گوشي مورد نظر را بستهبندي كردم و روي ميز قرار دادم و براي كشيدن كارت به سراغ دستگاه كارتخوان رفتم كه ناگهان پسر جوان گوشي و فاكتور را از روي ميز برداشت و فرار كرد و كمي آنطرفتر داخل خيابان سوار موتور سيكلتي شد كه راننده آن از قبل آماده حركت بود و هر دو فرار كردند كه متوجه شدم كارت عابري كه او در اختيار من قرار داده سرقتي است.
با طرح اين شكايت تيمي از مأموران پليس به دستور قاضي بهشتي، بازپرس شعبه دوم دادسراي ويژه سرقت براي شناسايي سارقان جوان وارد عمل شدند.
همزمان با ادامه تحقيقات مأموران با چند شكايت مشابه ديگر روبهرو شدند كه حكايت از اين داشت دو سارق موتورسوار به همين شيوه از چند مغازه موبايل فروشي تعدادي تلفن همراه گرانقيمت سرقت كرده و از محل گريختهاند.
كادو كردن گوشي قبل از سرقت
يكي ديگر از شاكيان گفت: ساعت 10صبح بود كه مغازه موبايلفروشيام را باز كردم و مشغول مرتب كردن وسايل مغازه بودم كه مرد جواني وارد مغازه شد و گفت قصد دارد دو دستگاه موبايل گرانقيمت بخرد. او گفت سالگرد ازدواجش است و براي همين دو تا گوشي گرانقيمت به مبلغ 10ميليون تومان انتخاب كرد و قرار شد براي هر دو فاكتور صادر كنم. مرد جوان براي اينكه اطمينان مرا جلب كند گفت كه كارت عابرش 9ميليون و 900هزار تومان بيشتر ندارد به همين دليل 100هزار تومان به من پول نقد داد و براي مابقي آن كارت عابرش را همراه با رمزش به من داد. او با خودش كاغذ كادو هم آورده بود و هر دو گوشي را داخل مغازه كادو كردم و همراه فاكتور داخل نايلوني قرار دادم و به سراغ دستگاه كارتخوان رفتم كه مرد جوان در يك چشم بر هم زدن هر دو گوشي را از روي ميز قاپيد و به داخل خيابان رفت و سوار موتور سيكلت همدستش شد و از محل گريختند.
در حالي كه هر روز به تعداد شاكيان افزوده ميشد مأموران دوربينهاي مداربسته محلهاي سرقت را بازبيني كردند. دوربينها چهره دو مرد جوان ناشناس را شكار كرده بودند كه هيچ سابقه و پروندهاي در اداره پليس نداشتند.
دستگيري سارق موبايل در مغازه موبايل فروشي
در چنين شرايطي كه متهمان هيچ ردي از خود در سرقتهاي سريالي به جاي نگذاشته بودند مأموران تحقيقات خود را در شاخه ديگري ادامه دادند تا اينكه دريافتند دو سارق، گوشيهاي سرقتي را با فاكتور خريد به قيمت پايينتري در بازار ميفروشند. بدين ترتيب مأموران تصوير متهمان را براي شناسايي در اختيار مغازه موبايل فروشي قرار دادند تا زماني كه براي فروش گوشيهاي سرقتي به مغازه آنها مراجعه ميكنند مأموران پليس را در جريان قرار دهند.
در نهايت چند روز قبل مأموران دريافتند پسرجواني كه شباهت زيادي به يكي از سارقان دارد به مغازه موبايل فروشي در حوالي شهر ري براي فروش موبايل گرانقيمتي مراجعه كرده است. بنابراين مأموران راهي محل شدند و وي را در حالي كه دو موبايل سرقتينو همراه داشت بازداشت كردند.
متهم در بازجوييها به جرم خود با همدستي يكي از دوستانش به نام اردشير اعتراف كرد. در ادامه مأموران اردشير را در مخفيگاهش در خيابان اتابك دستگير كردند.
ميخواستيم با موبايلهاي سرقتي موبايل فروشي بزنيم
دو متهم صبح ديروز براي تحقيقات به دادسراي ويژه سرقت منتقل شدند.
اردشير در بازجوييها با اعتراف به 25فقره سرقت از موبايلفروشيها گفت: من و بهرام هر دو بچه يك محل هستيم. ما هر دو آرزو داشتيم خيلي زود پولدار شويم و در يكي از مناطق شمالي تهران زندگي كنيم و خودروي گرانقيمت سوار بشويم اما مدتي بود بيكار بوديم و حتي براي پول توجيبيمان هم مشكل داشتيم. تابستان سال قبل در قهوهخانه محلهمان در حال كشيدن قليان بوديم كه يكي از خلافكاران محلهمان معروف به نادرسگ را ديديم كه سوار بر خودروي گرانقيمتي بود. يكي بچههاي محل گفت نادر سارق حرفهاي موبايل و چند سالي است سرقت ميكند و الان وضع مالي خوبي دارد. پس از اين من و بهرام نقشه سرقت از موبايل فروشيها را طراحي و اجرا كرديم. ما ابتدا تعدادي كارت سرقتي از سارقان خريديم و بعد به عنوان خريدار به مغازه موبايل فروشي ميرفتيم و پس از انتخاب موبايل گرانقيمتي كارت سرقتي را به فروشنده ميداديم و زماني كه او در حال كشيدن كارت بود موبايل را سرقت و از محل فرار ميكرديم.
وي ادامه داد: ما ابتدا تصميم داشتيم پس از سرقت تعداد زيادي موبايل، مغازه موبايل فروشي بزنيم، اما به خاطر اينكه شناسايي نشويم منصرف شديم و چون موبايل سرقتي همه داراي فاكتور فروش بودند به راحتي با كمي پايينتر از قيمت بازار داخل شهر ميفروختيم.
بهرام هم در بازجوييها حرفهاي همدست خود را تأييد كرد.
تحقيقات از دو متهم ادامه دارد.