
به گزارش خبرنگار ما، ساعت30 دقيقه بامداد ديروز زن جواني به كلانتري 132 نبرد رفت و گفت ششسال قبل مردي مواد فروش را به قتل رسانده است. وي در توضيح ماجرا گفت: من خانهام در شهرستان شهريار است و چندين سال است معتاد به مواد مخدر شيشه هستم. گاهي اوقات آنقدر مصرف ميكنم كه تا صبح بيدارم و داخل خيابانها و جادهها پياده روي ميكنم. امشب مقدار زيادي شيشه در خانهام مصرف كردم. بيخوابي عجيبي به سراغم آمد به همين دليل از شهريار تا تهران پياده آمدم. وقتي به تهران رسيدم صحنه قتلي كه ششسال قبل رقم زده بودم به فكرم رسيد و عذاب وجدان گرفتم. ابتدا سعي كردم دوباره فراموش كنم اما عذاب وجدان رهايم نكرد تا اينكه تصميم گرفتم به كلانتري بيايم و به قتل اعتراف كنم. وي درباره حادثه گفت: سال90 بود و من از مردي به نام كاوه شيشه تهيه ميكردم. يكي از شبها براي خريد مواد به خانه كاوه رفتم. وقتي مواد را خريدم از او خواستم اجازه بدهد تا در خانهاش مصرف كنم و بعد بيرون بروم. كاوه قبول كرد و مرا به زيرزمين خانهاش برد. در حال مصرف مواد بودم كه متوجه نيت شوم او شدم. او قصد داشت به من تجاوز كند كه با چاقويي به او حمله كردم و او را به قتل رساندم. پس از مصرف مواد از خانه او خارج شدم. پس از حادثه ابتدا عذاب وجدان گرفتم، اما كم كم فراموش كردم تا اينكه امشب دوباره عذاب وجدان به سراغم آمد و تصميم گرفتم به قتل اعتراف كنم.
پس از اعتراف زن شيشهاي مأموران درباره حادثه دست به تحقيق زدند. بررسيها نشان داد در تاريخ هفتم شهريورماه سال1390 مأموران پليس جسد كاوه را كه با مشخصات اعلام شده مطابقت دارد در اطراف ملارد به طرف شهريار كشف كردهاند. همچنين مشخص شد طبق نظريه پزشكي قانوني كاوه سه روز قبل از كشف جسدش به طرز مرموزي به قتل رسيده است. بدين ترتيب صبح ديروز متهم براي بازجويي به شعبه ششم دادسراي امور جنايي تهران منتقل شد. وي مقابل قاضي مدير روستا منكر قتل كاوه شد و ادعا كرد كه شب قبل در توهم شيشه به دروغ به قتل كاوه اعتراف كرده است. متهم در ادامه تحقيقات ناگهان حالش بد شد و دست و پايش شروع به لرزيدن كرد. پس از آن عوامل اورژانس در دادسرا حاضر شدند و متهم را معاينه كردند. متهم ساعتي بعد با تجويز و مصرف دارو حالش بهبود يافت و براي ادامه تحقيقات به دستور قاضي مدير روستا در اختيار كارآگاهان جنايي شهرستان شهريار قرار گرفت. تحقيقات تا بر ملا شدن راز اين حادثه از سوي مأموران ادامه دارد.
گفتوگو با متهم
خودت را معرفي كن؟
مهناز هستم 34 ساله.
چند سال معتاد به شيشه هستي؟
حدود 11سال است كه شيشه مصرف ميكنم.
شوهر داري؟
طلاق گرفتهام. شوهرم وقتي فهميد كه معتاد به شيشه هستم از من خواست به خاطر زندگيام و پسرم كه الان كلاس ششم ابتدايي است مواد را ترك كنم، اما من ادامه دادم و او هم مرا طلاق داد.
چه شد كه معتاد شدي؟
دوستان ناباب. دوستان زيادي داشتم كه با آنها رفت و آمد ميكردم. شوهرم خيلي مخالفت ميكرد، اما من عاشق خوشگذراني بودم و به حرفهاي او توجهي نميكردم. اولين بار در بزم دوستانهاي شيشه به من تعارف كردند و من هم مصرف كردم. هيچ وقت فكر نميكردم معتاد شوم، اما ناگهان متوجه شدم در اعتياد غرق شدهام.
كاوه را ميشناختي؟
بله، از او مواد ميخريدم.
چرا او را به قتل رساندي؟
من او را به قتل نرساندم.
چرا شب قبل در كلانتري اعتراف به قتل كردي؟
من گاهي آنقدر مصرف ميكنم كه تمركزي روي رفتار و اعمالم ندارم. يعني در توهم كامل به سر ميبرم به طوريكه شب تا صبح را پيادهروي ميكنم. بعضي شبها از شهريار تا جاده قم و گاهي هم تا كرج پياده روي ميكنم. شب قبل خيلي مواد مصرف كردم و در توهم شيشه از خانه بيرون آمدم و به صورت پياده راهي تهران شدم. وقتي به تهران رسيدم نيمه شب بود و هوا هم سرد شده بود. خوابم گرفته بود، اما جايي براي خوابيدن نداشتم و از طرفي هم در سرما داخل خيابان و پارك نميتوانستم بخوابم. به همين دليل اين نقشه را طراحي كردم تا به اين بهانه شب را در كلانتري به صبح برسانم و در مكان گرمي بخوابم.
خبر داشتي كاوه به قتل رسيده است؟
نه. خيلي وقت بود از او بيخبر بودم.
سابقه داري؟
بله يك بار به جرم رابطه نامشروع روانه زندان شدهام.
چه كارهاي؟
علاقه زيادي به آرايشگري داشتم و قصد داشتم مغازه آرايشگري بزنم و به همين خاطر دوره آموزشي آرايشگري را فراگرفتم، اما معتاد شدم.