
مريم ترابي
در هفتههاي اخیر، جراحي زيبايي يك دختر جوان ايراني صدر اخبار شبكههاي اجتماعي شده است. جريان از اين قرار است كه دختر 19 ساله ايراني به دليل علاقه بيش از حد به آنجلينا جولي هنرپيشه معروف هاليوودي ماهها رژيمهاي سخت را تحمل كرده تا وزن خود را به 40 كيلوگرم رسانده است و با انجام 50 عمل جراحي پلاستيك بر روي چهره خود، خواسته شبيه آنجلينا جولي شود ولي در نهايت شبيه شخصيت كارتوني عروس مردگان شده است. اكنون اين دختر جوان يا عروس مردگان در شبكههاي مجازي شهرت بسياري پيدا كرده و به گفته خودش به يك سلبريتي تبديل شده است. اگرچه هيچ مدركي دال بر صحت ادعاهاي اين دختر جوان ديده نشده و برخي بر اين اعتقاد هستند كه انتشار تصاوير عجيبي از او در شبكه اينستاگرام صرفاً بهانهاي براي جذب فالوور و استفاده تبليغاتي از اين فرصت است، اما اين موضوع بار ديگر زنگ خطر «تب زيبا شدن در ايران» را به صدا درآورده است.
وسواس زيبا شدن!
موضوع زيبا ديده شدن در ايران موضوع جديدي نيست و اين تنها مختص خانمها هم نيست زيرا بسياري از آقايان هم هستند كه تلاش ميكنند از آنچه كه هستند زيباتر ديده شوند پس دست به هر كاري ميزنند تا اين اتفاق بيفتد. همچنين اين زيباتر ديده شدن تنها مختص قشر خاصي از يك طبقه خاص جامعه نيست. كافي است شما در سطح شهر حركت كنيد. از بالاترين نقطه شهر به سمت پايينترين نقطه شهر در بين مردم تردد كنيد. بسياري از افراد از دستفروش مترو بگير تا راننده سوار بر ماشين گرانقيمت را ميبينيد كه يك عمل ساده و رايج بيني را انجام دادهاند. در حقيقت عملهاي زيبايي در جامعه امروزي به يك اپيدمي تبديل شده است؛ به خصوص در يك دهه اخير، بسياري از افراد جامعه نسبت به زيبايي خود دچار نوعي وسواس ذهني شدهاند. افراد جامعه درگير لاغري و داشتن چهره عروسكي شبيه هنرپيشههاي هاليوودي و مانكنهاي اروپايي شدهاند. حال اين لاغري را با انواع و اقسام رژيمهاي لاغري يا قرصهاي لاغري به دست بياورند يا با عملهاي سخت و پرريسك جراحي پلاستيك بيني و پيكرتراشي و غيره، برايشان فرقي نميكند. به هر حال امروزه متفاوت ديده شدن جزء لاينفك زندگي جامعه ايراني شده است. اين در حالي است كه در كشورهاي توسعهيافته تنها هنرپيشههاي سينما و مانكنها به دنبال تغييرات در چهره و اندام خود هستند نه افراد عادي جامعه! نكته قابل توجه اينكه به يمن اين وسواس زيبايي، تهران به عنوان پايتخت جراحي بيني در دنيا شناخته شده است. بر اساس گزارشهاي منتشر شده روزانه در تهران 300 عمل جراحي انجام ميشود! حال اين عملهاي زيبايي را بايد مثبت بدانيم يا منفي؟ برخي افراد معتقدند علم پيشرفت كرده و بايد از اين پيشرفت در جهت زيبايي استفاده كرد. اكنون مردم ميتوانند كاري كنند تا زيباتر به نظر برسند. اين آمار بالاي جراحي پلاستيك كه بيشتر آنها هم غيرضروري است، به هر دليلي كه باشد تنها يك موضوع كه همان تغيير ارزشهاي انساني و اجتماعي در جامعه است را به رخ ميكشد.
تبليغات ماهوارهاي، تشديدكننده تب زيبايي
همانطور كه گفته شد در كنار تب جراحيهاي زيبايي در جامعه، تب لاغري هم بسيار فراگير شده است. استفاده از انواع داروهاي گياهي و شيميايي به عنوان «بهترين و راحتترين روش لاغري» در ميان نسل جوان كشور رواج يافته است. اين معضل تا حدي گسترش پيدا كرده كه علاوه بر داروخانهها، سوپرماركتها و دستفروشها نيز اقدام به فروش داروهاي لاغري ميكنند. در اين ميان تبليغات ماهوارهاي نيز بيتأثير نيست. فقط كافي است كمي به تبليغات ماهوارهاي دقت كنيم متوجه ميشويم كه بر اساس نگرش اين تبليغات، همه مردم ايران چاق و زشت و كچل و دچار مشكلات جسمي و روحي هستند و بايد فكري براي درمان آنها كرد! مدام در بين برنامههاي تلويزيوني تيزرهاي تبليغاتي قرصهاي لاغري، كرمهاي رفع چين و چروك صورت، محصولات آرايشي و غيره پخش ميشود و مدام اين نكته را در ذهن بيننده القا ميكنند كه هر قدر بيشتر به ظاهرتان توجه كنيد بيشتر احساس خوشحالي و رضايت داريد و بهتر ميتوانيد در جامعه پذيرفته شويد. داشتن ظاهري زيبا با آرايش بسيار، باكلاسي به حساب ميآيد و در واقع اين تبليغات افراد را به خاص بودن و باكلاس بودن ترغيب ميكند. تبليغاتچيها هر كاري ميكنند كه شما را تحت تأثير قرار دهند. اگر فقط كمي به مدلهاي اين تبليغات دقت كنيد متوجه ميشويد كه همگي بدون استثنا ورزشكار هستند و براي همين اندامشان لاغر و متناسب است. ادعاهايي مثل «ديگر احتياجي به ورزشهاي سخت و نفسگير نيست» يا «ظرف يك ماه 8 تا 10 كيلو لاغر شويد» را بشنويد ولي باور نكنيد، زيرا اين تبليغات دروغين بوده و فقط در جهت سودآوري براي صاحبان اين محصولات است.
اما افرادي در جامعه هستند كه فريب اين تبليغات را به راحتي ميخورند و از اين محصولات استفاده ميكنند. در نتيجه دچار دردسرهايي ميشوند. عوارض و آسيبهايي كه قرصهاي لاغري و كرمهاي ماهوارهاي دارند بعضاً غيرقابل جبران بوده و در بعضي موارد خطر مرگ را براي مصرفكننده به همراه دارد.
ارزشهاي ظاهري جايگزين ارزشهاي واقعي!
اين همه عملهاي زيبايي، اين همه دغدغههاي لاغري و زيبا شدن همگي به كمرنگ شدن ارزشهاي رفتاري و معنوي افراد جامعه برميگردد. وقتي اصالت، ايمان، صداقت، رفتار و منش، تحصيلات و همه ويژگيهاي دروني و رفتاري كه زماني در جامعه ملاك انتخاب فرد در همسريابي، دوستيابي و پذيرش اجتماعي بود، جاي خود را به بيني عملكرده، گونه برجسته و چشمها و پوست بدون چين و چروك داده است، ديگر نبايد غير از چهرههاي عروسكي شبيه هم و مصنوعي، چيز ديگري انتظار داشته باشيم. به همين دليل انجام جراحيهاي زيبايي به يك فرهنگ و يك كار عادي در جامعه تبديل شده و روز به روز در حال افزايش است. در اين ميان نقش خانواده و الگوهايي كه پدر و مادر به كودك و نوجوان خود ميدهند، بسيار مهم است. در مورد دختر 19 ساله ايراني كه در ابتداي اين نوشته به آن اشاره كرديم خانواده كجاي اين قصه است؟ چطور يك خانواده ايراني اين اجازه را به فرزندش ميدهد كه در اين سن دست به 50 عمل زيبايي بزند؟ چطور خانوادهها نقش تربيتي خود را فراموش كردهاند؟ آيا اين فراموشي نشانه تجدد است؟ با كمرنگ شدن نقش خانوادهها در ارزشهاي اخلاقي و عرضه فرهنگ مصرفگرايي، خانوادهها كمتر به نقش مهم خود توجه دارند و كمتر مانع آرايش يا جراحيهاي غيرضروري در خانواده ميشوند. طبق آمارها و تحقيقات، سن متقاضيان جراحي زيبايي بيني به 14 سال در پسران و 15 سال در دختران كاهش پيدا كرده است. اين را نبايد فراموش كنيم كه خانوادهها، نهادها و رسانهها نقش بسيار حساسي براي فرهنگسازي درست و تأثيرگذار در جامعه امروزي دارند.