وحدت و همگرايي كشورهاي اسلامي از ضروريات بنيادين و سرنوشتساز جهان اسلام است كه بايد بيش از ادوار گذشته در جهت تبيين و ترغيب ملل اسلامي به سمت آن كوشيد. جمهوري اسلامي همواره مهمترين نقش را در مسير اين وحدتافزايي ايفا كرده كه توجه و بررسي آن ميتواند اهميت و چرايي اين جريانسازي و نقشه راه را ترسيم نمايد:
۱- يكي از عوامل كليدي كه باعث نزديكي هرچه بيشتر سرزمينهاي اسلامي شد، جريان بيداري اسلامي برخاسته از صدور انقلاب اسلامي ايران بود. جريان بيداري اسلامي که بر محور تقريب مذاهب و ملل اسلامي حركت ميكرد، موجي از قيامهاي حقجويانه و وفاقمحور را منتج شد كه در تغيير ساختار سياسي جهان اسلام و وحدت حداكثري مثمر ثمر بود. حركتهاي نرم و روشنگرانه بعدي چون نشستها و كنفرانسهاي بينالمللي حول لزوم وحدت كشورهاي اسلامي، شناخت وحدت در انديشه سياسي امام خميني(ره) و ... به خودي خود پيوند و تعاملات در جهان اسلام را شتاب بخشيد.
2- حاصل اين قرابت و حركت در مسير وحدت تثبيت گفتمان انقلاب اسلامي بود كه مرحله نويني را فرامرزهاي ايران اسلامي تجربه ميكرد. تبديل گفتمان انقلاب اسلامي به يك الگوي بينالمللي و نفوذ در ساير ملل اسلامي گفتمانهاي مشابهي را بهوجود آورد كه باوجود پارامترهاي ملي و فرهنگي، شباهت و مشتركات فراواني با انقلاب اسلامي ايران داشت و موجب تغييرات مثبت خودانگيخته و تلاش براي حفظ آن و همنوايي هرچه بيشتر در جهان اسلام شد. جريانسازي ديپلماتيك در افغانستان، لبنان، يمن، بحرين، سوريه و ... و توجه به شالوده فكري اين جوامع قبل و بعد از انقلاب اسلامي و بيداري اسلامي به خوبي اين حقيقت را روشن ميسازد.
۳- مهمترين پيامد سلبي پيروزي انقلاب و قدرتگيري جمهوري اسلامي ايران شكستن هيمنه استبداد غربي در ممالك اسلامي و به چالش كشيدن پياپي «غربسالاري» بود. اين مسئله موازنات قدرت در جهان را دگرگون ساخته و چهره جديدي از قدرت غيرغربي را به نمايش گذاشت. اين بيداري سياسي، سلب يكهتازي قدرت از سوي غرب و نيز تقويت قدرت اسلامي در يك حركت ايجابي منجر به رشد و بهبود اوضاع ممالك اسلامي، چون عراق، سوريه، افغانستان و تشكيل دولتهاي مستقل با حاكميت اسلام در آنها شد كه نقش غيرقابل انكاري در ثبات سياسي و افزايش وحدت دروني در جهان اسلام داشت. خودباوري و حركت به سمت تعيين سرنوشت، استقلال و ثبات سياسي ملل اسلامي مهمترين رهاورد فكري انقلاب اسلامي بود. جمهوري اسلامي با حراست و انتقال گفتمان انقلاباسلامي زمينههاي بيدارسازي و وحدت جهان اسلام را فراهم آورد. وحدت به عنوان مهمترين سرمايه سياسي منافع بسياري براي كشورهاي اسلامي خواهد داشت:
۱- وحدت و همگرايي ملتهاي اسلامي پتانسيل قدرتي ايجاد ميكند كه ميتواند به مثابه سدي در مقابل تهديدات خارجي عمل كند و در مواقع ضروري از ميزان آسيبپذيري در مقابل خطرات احتمالي و توطئهها بكاهد.
۲- وحدت ظرفيتي را به وجود ميآورد كه در شرايط بحران داخلي و مشكلات سياسي - اجتماعي ملتهاي اسلامي گرهگشا و راهبردي خواهد بود.
۳- وحدت اسلامي منجر به تجميع نيرو و اقتدار جهت تأمين امنيت و جان مسلماني ميشود كه در برخي نقاط جهان در اقليت يا تحت تسلط به سر ميبرند. وضعيت مسلمانان در فلسطين، ميانمار و مانند آن تا حد زيادي ناشي از عدم وحدت لازم و بازدارندگي حاصله از آن است.
۴- نزديكي و پشتوانگي سياسي ملل مسلمان نسبت به يكديگر موجب اصلاح چهره اسلام در جهان ميشود كه مدتهاست در فاز تخريب از سوي اسلامستيزان در ميادين مختلف قرار دارد. وحدت سرزمينهاي اسلامي با يكديگر و همچنين با ساير ممالك غيراسلامي همگرا ابزار تبليغاتي قدرتمندي براي اسلام و اشاعه آن خواهد بود، از همينرو غرب همواره به نفاق بين جوامع اسلامي و منزوي كردن آنان چشم طمع دارد.
۵- اين مهم منافع ژئواقتصادي فراواني را داراست. اين قرابت ميتواند شناخت ظرفيتها و منافع مشترك ملل اسلامي را جهت استفاده و سرمايهگذاري بيشتر و بهتر موجب شود. بستر مناسب براي بازارهاي مشترك اسلامي، تبادلات مالي و نگهداشت سرمايه در جهان اسلام، تقويت موقعيت كشورهاي در حال توسعه در معادلات اقتصاد بينالملل، امكان افزايش كيفيت بازارهاي كشورهاي اسلامي براي بقا در چرخه اقتصاد جهاني و كاهش سطح فقر و مشكلات اقتصادي در كشورهاي اسلامي همه و همه از تبعات مثبت افزايش وحدت و تقريب ملل اسلامي خواهد بود. تبيين وحدت و تأكيد بر مشتركات اعتقادي - سياسي ملل و مذاهب اسلامي از شيوههاي تربيتي اهلبيت(ع) است كه لزوم تجديد آن در عصر حاضر براي بقاي اسلام و رفع گرفتاريهاي جهان اسلام بيش از هميشه احساس ميشود. امام صادق(ع) شيعيان را به دوستي با اهل سنت و حتي شركت در نمازهاي جمعه آنان و دادوستد با يكديگر ترغيب ميكردند. از نفاق برحذر و به سمت وفاق متمايل ميساخت تا خدشهاي به بقاي اسلام وارد نشود. ديپلماسي جمهوري اسلامي بر محور گردآمدن به دور حبلالله، تقريب انديشهها و ملل اسلامي جهت حفظ موجوديت، امنيت، قدرت و تعالي جهان اسلام قرار دارد و از منافع و وحدتاسلامي حتي در مقابل تهديدات حكومتهاي به ظاهر اسلامي، نفاقمحور و تنشزا در منطقه نيز مراقبت ميكند.