جستار‌هایی در حاشیه و متن فاجعه آتش‌سوزی در سینما رکس آبادان
امام خمینی: آنچه مسلم است، این عمل غیرانسانى و مخالف با قوانین اسلامى، از مخالفان شاه که خود را براى حفظ مصالح اسلام و ایران و جان و مال مردم به خطر مرگ انداخته‏اند و با فداکارى از هم‌میهنان خود دفاع مى‏کنند- به هر مسلکى باشند- نخواهد بود و قرائن نیز شهادت مى‏دهد که دست جنایتکار دستگاه ظلم در کار باشد که نهضت انسانى- اسلامى ملت را، در دنیا بد منعکس کند
به بهانه سالروز کنار گذاردن امیرعباس هویدا از سمت نخست‌وزیری
ساختار قدرت در دوران صدارت امیرعباس هویدا، از سرفصل‌های بازخوانی دوران طولانی نخست‌وزیری وی به شمار می‌رود. به واقع در آن مقطع، این شخص شاه بود که تمامی شاهراه‌های مهم اداره امور کشور را در دست داشت و هویدا جز چاکری و بله‌قربان‌گویی، نقشی ایفا نمی‌کرد! برای شاه مطیع بودن و فرمانبری این نخست‌وزیر، یکی از عوامل اعتماد به وی بود
واپسین فصل از حیات سیاسی پهلوی دوم در آیینه تحلیل‌ها
برخی معتقدند شاه از بدو بیماری خویش متوجه نوع آن شده بود و کاملاً از آن آگاهی داشت و همین موضوع تأثیر زیادی بر روحیه و اراده او در اداره کشور گذاشت. بر این اساس دارو‌هایی که مصرف می‌کرد به شدت بر بنیه جسمی او تأثیر گذاشته و باعث شده بود تا روحیه و اعتماد به نفس خود را از دست بدهد. به‌گونه‌ای‌که در سخنرانی و مصاحبه‌هایی که بعد از آن داشت، هرگاه از مرگ صحبت می‌کرد، صدایش به لرزه می‌افتاد و به صورت زمزمه صحبت‌های خود را ادا می‌کرد!
«در ابطال پاره‌ای مجازیات در باب زندگی و زمانه رضاخان» در گفت و شنود با علی‌اکبر رنجبر کرمانی
وضع اقتصادی و معیشتی مردم ایران در سال‌های پایانی سلطنت رضاخان که به قول خودشان اوج ترقی حکومت رضاشاهی بود، به گونه‌ای بود که تهران دچار کمبود نان شد و می‌گفتند ممکن است ایران دچار قحطی هم بشود. وزیر مختار امریکا در گزارش سال ۱۳۱۹ خود می‌نویسد: «دستمزد کارگران کفاف نان خالی آن‌ها را هم نمی‌دهد.»
خوانشی از کنسرسیوم نفت به مثابه نمادی از قرارداد‌های حکومت پهلوی با بیگانگان
زاهدی هنگام بحث درباره قرارداد کنسرسیوم، در جلسه مشترک هیئت رئیسه دو مجلس گفت: «با تمدید قرارداد در واقع کلاه سر انگلیسی‌ها و امریکایی‌ها رفته است، برای اینکه تا هفت، هشت سال دیگر نیروی اتم جای سوخت نفت را در دنیا می‌گیرد و ذخایر نفت ایران بی‌مصرف می‌ماند!»
خوانشی از واپسین دوره صدارت احمد قوام که به زندگی سیاسی او خاتمه داد
گفته می‌شود قوام به نمایندگان بریتانیا گفته بود اگر او نخست‌وزیر شود، دیکتاتوری به راه خواهد انداخت، مصدق و کاشانی و باقی افراد فعال در این زمینه را دستگیر خواهد کرد و بر سر موضوع نفت به توافقی منطقی با انگلستان خواهد رسید! این تماس‌ها بین قوام و نمایندگان انگلستان ادامه داشت تا اینکه چهار هفته قبل از سقوط مصدق برای نخستین‌بار، قوام با میدلتون سفیر انگلیس، در تجریش ملاقات کرد. این ملاقات پنهانی، که به توصیه هندرسون سفیر امریکا، انجام شده بود، برای انتقال نظرات بریتانیا درباره ضرورت سقوط مصدق و قرار گرفتن دولتی جدید به جای آن بود
جستار‌هایی در نقش محمدعلی فروغی در ایجاد و تداوم سلطنت پهلوی
شیر احمدخان سفیر کبیر افغانستان در خاطراتش خاطرنشان می‌سازد: «در صحبت‌های خصوصی با رضاخان، هیچ وقت فکر قابل توجهی در او ندیده بود و اگر ضرورتی برای تصمیم‌گیری پیش می‌آمد، همواره افراد را به وزیر مربوطه ارجاع می‌داد. همیشه به دیگران نیاز داشت که به جایش فکر کنند. تا قبل از فوت تیمورتاش، او بود که به جایش فکر می‌کرد و بعد هم فروغی این وظیفه را به عهده داشت...»
محمدعلی فروغی و تلاش برای تزئین فرهنگی استبداد رضاخانی
استفاده جهت‌دار فروغی از فردوسی و اشعار او به چنان ابتذالی کشید که ملک‌الشعرای بهار را به اعتراض واداشت و نوشت: «اشعار بی‌پدر و مادر را پهلوی هم قرار داده و اسم آن را شاهنامه گذاشته‌اند! بنده وقتی می‌گویم این شعر مال فردوسی نیست، می‌گویند تو وطن‌پرست نیستی! افرادی می‌خواهند احساسات وطن‌پرستی مردم را بدین وسیله تحریک کنند. هر چه دلشان می‌خواهد در آن می‌گنجانند و می‌گویند این شاهنامه ملت ایران است!»
«نظری بر مجعولات فضای مجازی درباره کارنامه پهلوی اول» در گفت‌وشنود با علی‌اکبر رنجبر کرمانی
امروز هدف از تطهیر پهلوی‌ها پدر و پسر (رضاشاه و محمدرضاشاه) و دوره قبل از انقلاب و تضعیف دوره بعد از انقلاب، جا انداختن این موضوع است که بعد از انقلاب هیچ کاری انجام نشده است و اگر کاری هم در این کشور صورت گرفته در دوران پادشاهان بوده است، بنابراین با بازگویی قصه‌هایی نظیر اینکه رضاشاه یک بار رفت به نانوایی و دید نانوا نان بد پخته و او را گرفت و انداخت داخل تنور و افسانه‌پردازی‌های دیگر سعی در جلب توجه مردم دارند
خوانشی از حاشیه و متن سفر رضاخان به ترکیه بر اساس خاطرات
رضاخان پس از بازگشت از سفر ترکیه به محمود جم، رئیس‎الوزرای خود می‎گوید: «.. از وقتی که به ترکیه رفتم و زن‌های آن‌ها را دیدم که پیچه و حجاب را دور انداخته و دوش به دوش مردهایشان در کار‌های مملکت به آن‌ها کمک می‎کنند دیگر از هر چه زن چادری است بدم آمده است. اصلاً چادر و چاقچور دشمن ترقی و پیشرفت مردم است»
۶