به بهانه شصتمین سالروز اعلام ولایتعهدی رضا پهلوی از سوی پدرش
روزنامه «دیلی‌اکسپرس» انگلستان در آذر ۱۳۵۴: «پسر شاه ثروتمند ایران، کسی است که راضی نگه داشتن وی، کار مشکلی است. وی از هنگامی که در گهواره بود، هدایای زیادی دریافت داشته است! مادر ولیعهد ایران، ابروان خود را در هم کشید و گفت: من نمی‌دانم دیگر چه هدیه‌ای به او بدهم. شهبانو دست‌های خود را به نشانه ناراحتی بالا برده و گفت: به پسری که همه چیز دارد، چه می‌توان هدیه کرد؟ دادن هدیه طلا و برلیان به وزن خود او تلف کردن وقت است! زیرا شمش‌های طلا و سایر اشیای قیمتی، در گاو‌صندوق‌های بانک به نام او گذارده شده است»
نظری بر علل و بستر‌های به زندان انداختن امیرعباس هویدا توسط پهلوی
درست در همان روز‌هایی که شاه با وسوسه برکناری هویدا دست‌وپنجه نرم می‌کرد، هویدا به‌غلط می‌پنداشت که به حمایت خلل‌ناپذیر شاه مستظهر است، غافل از اینکه شاه برای نشان دادن حُسن نیت خود به نیرو‌های مخالف داخلی و خارجی لازم بود کسانی از رده‌های بالای نظام را قربانی کند که این بار قرعه به نام هویدا افتاده بود، اما تغییر هویدا از نخست‌وزیری بیش از پیش شاه را در گرداب حوادث افکند!
نظری بر علل و زمینه‌های تأکید بر باستان‌گرایی افراطی در دوران پهلوی‌ها
شاه با اقداماتی مانند برگزاری جشن‌های ۲۵۰۰ ساله به دنبال آن بود که میان سلطنت خود و پادشاهان ایران باستان، رابطه وراثت مشروع ایجاد کند و آن را در قالب نمایشگاهی در معرض جهانیان قرار دهد. البته او در این مسیر چندان موفق نبود، زیرا در بحبوحه انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ هیچ کدام از این قدرت‌ها که مدتی قبل از اقتدار پوشالی شاه دیدن کرده بودند، به کمکش نیامدند و بعد‌ها نیز او را در کشور خود نپذیرفتند!
روایت‌ها و تصویر‌هایی از شرایط اجتماعی و اقتصادی مردم ایران پس از اشغال کشور در شهریور ۱۳۲۰
اوج بحران نان در سال ۱۳۲۱ بود که بر اثر آن، غائله موسوم به «بلوای نان» شکل گرفت. مردم به سمت بهارستان تظاهرات کردند و با شعار یا مرگ یا نان به دولت اعتراض نمودند. در این میان نیرو‌های مسلح وارد کار شدند و این اعتراضات ده‌ها کشته و زخمی از خود باقی گذاشت. وضع مواد‌غذایی دیگر نظیر گوشت نیز بهتر از آن نبود. شرایدان، مستشار امریکایی در دوره اشغال اینگونه اعلام کرد که «مردم ایران، مواد چرکین و کثیفی که نانوا‌ها می‌پزند، می‌خورند»
نظری بر فرجام نظامی‌گری پهلوی اول و دوم در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی
در دوره پهلوی و به‌ویژه پهلوی دوم، تلاش شد بخش قابل توجهی از درآمد‌های بادآورده حاصل از فروش نفت، در زمینه نظامی ـ امنیتی خرج شود تا به این وسیله حاکمیت خاندان پهلوی بر کشور، تحکیم و تثبیت یابد. در دوره سلطنت رضاشاه با توجه به کشف نفت و درآمد‌های حاصل از آن، ساختار قدرت به سمت تمرکز قدرت پیش رفت. در نتیجه نهاد‌های نظامی و امنیتی و به‌خصوص ارتش، نقش و جایگاه خاصی پیدا کردند، به نحوی که ارتش، ستون اصلی حکومت رضاشاه شد
تأملات و نکته‌هایی در باب تصمیم پهلوی دوم در جدایی بحرین از ایران
آنچه برخی در دفاع از اقدام پهلوی در چشم‌پوشی از بحرین بدان تمسک می‌جویند، این است که شاه توانست در مقابل جدایی بحرین، به مالکیت جزایر سه‌گانه دست پیدا کند! این در حالی است که مناقشات ایران با شیوخ ساکن در سواحل خلیج فارس، می‌توانست با اقدامات حقوقی متناسب و دیگر شیوه‌هایی که حکومت‌ها برای حفظ تمامیت ارضی خود به کار می‌برند، حل و فصل شده و بهای بازپس‌گیری آن به قیمت فدا شدن بحرین نباشد
کردار نیرو‌های مسلح رضاخانی در دوران اشغال ایران در آیینه یک بازخوانی
در دوره ۱۶ ساله سلطنت رضاخان، ارتش بیش از آنکه به عنوان نیرویی کارآمد حافظ مرز‌های ایران و منافع ملی باشد، به‌عنوان نیروی اصلی حافظ تاج و تخت، درصدد سرکوب مخالفان شاه بود. در این سال‌ها در بسیاری از نقاط کشور، حکومت نظامی برقرار بود. در کنار ارتش، نیرو‌های انتظامی نیز در قالب شهربانی، آزادیخواهان بسیاری مانند: آیت‌الله سیدحسن مدرس، فرخی یزدی و میرزاده عشقی را به اشکال گوناگون به کام مرگ کشاندند
اشاره‌ها و نکاتی در باب آنچه در شهریور ۱۳۲۰ در ایران رخ داد
سرهنگ غلامرضا مصور رحمانی: «عین صحبت‌های رضاشاه در چهارم شهریور ۲۰ از این قرار است: سرباز‌های ما بسیار خوب هستند و خوب می‌جنگند، ولی گوشت بدن جلو تانک و هواپیما چطور می‌تواند طاقت بیاورد؟... مدرکی بالاتر از این اقرار برای نشان دادن اینکه بزرگ ارتشتاران فرمانده، وسایل لازم برای سربازان خوب و جنگنده آماده نکرده بود، می‌توان تصور کرد؟ این اقرار صریح، بدون شک پرده از روی حقایق تلخ وقایع شهریور ۲۰ که ماحصل و نتیجه مستقیم سلطه مشقت‌انگیز رضاشاه بر ملت رنجیده ایران بود بر می‌دارد...»
«واپسین روز‌های رضاخان در ایران» در آیینه روایت‌ها و تحلیل‌ها
علی‌اکبر رنجبر کرمانی: «زمانی که روس‌ها برای ارعاب رضاخان و مردم، شهر‌های شمالی از جمله رشت و انزلی را بمباران کردند، هواپیما‌های انگلیسی هم اعلامیه‌هایی را بر فراز تهران پخش کردند که در آن اشاره کرده بودند رضاشاه را خودمان آوردیم و خودمان هم می‌بریم! این اعلامیه موجود است. درست است که رضاخان در یکی دو سال اول سلطنت، توانست با ریاکاری عده‌ای را فریب بدهد، اما بعد که همه متوجه شدند چه موجود نفرت‌انگیزی است، از او تنفر پیدا کردند...»
«رضاخان، فرار از ایران، چگونگی و پیامدها» در گفت‌وشنود با دکتر یعقوب توکلی
طبق گزارش‌های موجود، وقتی نیرو‌های روسی به کرج رسیدند، رضاخان به‌شدت ترسید. اول اعلامیه ترک مخاصمه و مرخص کردن سربازان از پادگان‌ها را داد و سپس ارتش را منحل کرد و به سربازان گفتند بروید، بعداً برای ارتش استخدام می‌کنیم. در واقع با این تصمیم مردم را در برابر خطر نیرو‌های اشغالگر خلع سلاح کردند
۵