مروری بر یک رویداد مغفول در تقویم تاریخ انقلاب اسلامی در خراسان
در سال‌های آغازین دهه ۵۰، فضای اجتماعی موجود در شهر‌ها چنان عرصه را بر نیرو‌های متدین و مبارز تنگ کرده بود که به نظر می‌رسید طغیان آن‌ها در انتظار کوچک‌ترین تلنگر و از هر نظر آمادة بروز است. به تبع همین وضعیت، در زمستان ۱۳۵۶، مدرسة «اسلام‌شناسی بانوان» در مشهد، مهیای رخدادی به یادماندنی برای تاریخ این شهر بود...
چند و چون تصویب ماده واحده انقراض سلسله قاجار در مجلس پنجم، واکنش‌ها و پیامد‌ها
با وجود اینکه اکثریت نمایندگان مجلس به طرح انقراض سلسله قاجار رأی مثبت داده بودند، باز هم بیم آن می‌رفت که ناطقان زبردست جناح اقلیت و نمایندگان مستقل در روز موعود، با مخالفت آشکار خود، مجلس را متشنج و طرح را با شکست روبه‌رو کنند؛ لذا تصمیم گرفته شد در صورتی که کسی با این طرح مخالفت کند، بلافاصله ترور شود!
انصراف احمدشاه قاجار از بازگشت به کشور، برگ برنده صعود رضاخان به سلطنت
احمدشاه که از طریق تلگراف‌های پی‌درپی به ولیعهد و نیز از طریق خبرگزاری‌های اروپا در جریان بحران کشور قرار می‌گرفت، با اینکه تدارکات لازم برای بازگشت را فراهم کرده بود، با وقوف به حوادث خونین تهران، کلاً از مراجعت منصرف شد، اما در عین حال از رضاخان به عنوان رئیس‌الوزرا خواست حقایق را صراحتاً برای او بازگو کند. رضاخان نیز در پاسخ، حوادث را بسیار گسترده و خطرناک توصیف کرد، طوری که شاه عزم خود را برای اقامت دائم در اروپا جزم و فکر بازگشت به کشور را برای ابد از سر بیرون کرد
رضاخان، آشتی تاکتیکی با مخالفان و صعود به مرحله فرماندهی کل قوا
ولیعهد نمایندگان مجلس را مورد عتاب قرار داد که با چه مجوزی فرماندهی کل قوا را که جزو اختیارات پادشاه است به فرد دیگری تفویض کرده‌اند؟ هیئت مشاور توضیح دادند که رضاخان در پی تصاحب مقامات بالاتر است و این حداقل کاری است که می‌شد برای مهار او انجام داد وگرنه او با زیر پا نهادن تمام اصول و بنیان‌های مشروطه و قانون اساسی، خواسته خود را محقق می‌کرد
براندازی شیخ خزعل، تلاش رضاخان برای سرپوش نهادن بر مخالفت‌های داخلی
سردارسپه پس از ناکامی استیضاح اقلیت، برچیدن بساط شیخ خزعل را در دستور کار قرار داد تا هم بار دیگر وجهه تخریب شده خود به عنوان قهرمان ملی را بازآفرینی کند و هم بر مخالفت‌های داخلی سرپوش بگذارد. به همین دلیل پس از کسب رأی اعتماد از مجلس، برای تشکیل دولت مطلقه و مدرن، بسیار آرام و پنهانی به مصاف شیخ خزعل شتافت
رضاخان، مجالس چهارم و پنجم و حرکت تدریجی به سوی قبضه قدرت
پس از استعفای مشیرالدوله، دیگر کسی توان مقاومت در برابر رضاخان را نداشت و سرانجام احمدشاه زیر فشار‌های همه‌جانبه، به ناچار حکم نخست‌وزیری او را امضا کرد. پس از مشورت‌های پنهان و آشکار با سفارتخانه‌های انگلیس و روسیه و رجال سیاسی، بالاخره احمدشاه و رضاخان وارد یک معامله شدند. احمدشاه می‌خواست به اروپا برود و رضاخان قول داد موجبات سفر او را مهیا و او را تا مرز بدرقه کند و احمدشاه هم در برابر این خدمت، حکم رئیس‌الوزرایی او را امضا کند
بازخوانی رویداد «اعلام حکومت نظامی» و «استیضاح سردار سپه» در مجلس پنجم
نمایندگان اقلیت با تمام هراسی که از عدم تأمین جانی خود داشتند، در اتاق فراکسیون اجتماع کردند و به انتظار مدرس نشستند که به دلیل کسالت مزاج کمی دیر به مجلس رسید. به محض حضور مدرس، عناصر اجیرشده شروع کردند به شعار دادن که «مرده باد مدرس». مدرس با کمال خونسردی آنان را به تمسخر گرفت و گفت: «اگر مدرس بمیرد، دیگر کسی به شما پول نخواهد داد که بیایید و شعار بدهید: زنده‌باد مدرس، مرده‌باد سردار سپه.»
«رضاخان و سراب پیشرفت همه‌جانبه ایران در گفت‌وشنود «جوان» با علی‌اکبر رنجبر‌کرمانی
رضاشاه بخش‌های زیادی از سرزمین ایران را بدون حتی یک روز جنگ به دیگر کشور‌ها واگذار کرد. او در ازای مقداری کوه و کمر بی‌مصرف، یک بخش مهم و استراتژیک از خاک ایران را که به دالان لاچین معروف است به ترکیه واگذار کرد. در قضیه رود هیرمند هم بخش‌هایی از خاک ایران و هم منافع استراتژیک مرزی و آبی را نتوانست در برابر کشوری مثل افغانستان حفظ کند و همه را به افغان‌ها تحویل داد
خاطرات غلام خانه‌زاد به مثابه جعبه سیاه دوران حاکمیت پهلوی دوم
بی‌تردید روز نگاشت‌های امیر اسدالله علم از دوران طولانی تصدی وزارت دربار در دوره سلطنت پهلوی دوم، در عداد مهم‌ترین اسناد مربوط به آن دوره تاریخی به شمار می‌رود. این اثر توسط علم و به شکل روزانه و پنهانی به نگارش درآمده و نهایتاً به صندوق اماناتی در اروپا سپرده شده و سال‌ها بعد توسط علینقی عالیخانی وزیر دارایی او، در خارج از ایران ویراستاری شده و نشر یافتهو از این روی از شائبه دخالت فرآیند‌های سیاسی در تولید و انتشار، مطلقاً به دور مانده است
زنده‌یاد آیت‌الله حاج شیخ غلامرضا یزدی و سیاست دین‌ستیزی رضاخان
شیخ فشار دستگاه را بر جان خرید و کلاه‌نمدی بر سر گذاشت و به همان صورت به مسجد می‌رفت و می‌گفت: نماز را که نمی‌شود ترک کرد! گاهی هم عرقچین خود را بر سر می‌گذاشت و برای اینکه مأموران نتوانند ایرادی بگیرند کلاه را به دست می‌گرفت و لبه یقه قبا را کمی برمی‌گرداند تا شبیه کت شود و به محض ورود به مسجد، از درون بقچه‌ای که در دست داشت، شال و عبا را بیرون می‌آورد و می‌پوشید و به نماز جماعت می‌ایستاد و تبلیغ می‌کرد
۴